فلاحت پیشه: اطرافیان لاریجانی امروز کجا هستند؟ چرا از او دفاع نمی کنند؟/ میدانید تیم آقای لاریجانی چه افراد نخبهای را در مجلس کنار گذاشت و برای حذف عارف چه کارهایی کرد؟
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم گفت: آقای لاریجانی در تضعیف تدریجی نقش مجلس صاحب نقش بود و به وظیفه نهادی خودش عمل نکرد و کجا هستند افرادی که ایشان در اطراف خودش ایجاد کرده بود؟ چرا آنها یک کلمه در دفاع از آقای لاریجانی صحبت نکردند؟ شما می دانید در مجلس چه بسیار افراد قدرتمندی که فدای کانون اطراف آقای لاریجانی شدند؟ شما می دانید آقای لاریجانی برای اینکه در سال آخر مجلس، عارف را از عرصه خارج کند چه تبانیهایی با یکی از جریانهای تند مجلس صورت داد؟
به گزارش دیده بان ایران؛ حشمتالله فلاحت پیشه، نماینده ادوار مجلس در یک گفت وگوی مفصل ضمن اشاره به دوره مدیریت علی لاریجانی در مجلس و همچنین عملکرد اطرافیان او در مجلس دهم اظهاراتی را مطرح کرده است که در ادامه می خوانیم:
**********
- آقای فلاحتپیشه! اجازه دهید کمی درباره مسائل داخلی نیز صحبت کنیم. آقای علی لاریجانی فردی است که شما سالها با ایشان همکار بودید و از ایشان شناخت دارید؟ از نگاه شما چه اتفاقی می افتد که در یک دوره ای سیبل می شوند و به شدت به او حمله می کنند و در دوره ای دیگر وقتی در جایگاه مشاور رهبری هستند ردصلاحیت می شوند؟
به نظر من آقای لاریجانی نقش زیادی در بخشی از ساز و کارهایی که شکل گرفت؛ داشت. ایشان چه در حوزه رسانهای و چه در حوزه سیاسی و چه در حوزه قانون گذاری نقش داشتند. یک انتقادی که من به ویژه در مجلس دهم به آقای لاریجانی داشتم افزونی گرفتن بی سابقه جلسات غیرعلنی توسط ایشان بود، اکثر این جلسات برای تامین بخشی از نظرات مجلس بود، در صورتی که مجلس طبق تعریف قانون اساسی در راس امور است. مثلا در بحث بنزین آقای لاریجانی می توانست نقش بهتری داشته باشد، ایشان دو جلسه قبل از اعلام گرانی بنزین در مجلس جلسه غیرعلنی گذاشتند طوری که نمایندهها فریاد می زدند اما ایشان اجازه رای «استمزاجی» را هم ندادند که البته اگر استمزاجی می شد نمایندهها رای منفی می دادند.
نهادهای سیاسی هستند که می مانند نه اشخاص سیاسی
ایشان به چه دلیل وقتی به جلسه سران سه قوه رفتند، نه از جایگاه شخصیت حقیقی خود، بلکه باید از جایگاه شخصیت حقوقی که داشت نظر مجلس را می آورد نه اینکه امضا کند. من معتقد هستم در سیاست آن چیزی که می ماند نهادهای سیاسی هستند و آن چیزی که می رود اشخاص و افراد هستند. ما برای افراد گریه می کنیم ولی برای نهادها هیچ وقت دل نمی سوزانیم.
برخی افراد تا لحظه مرگ بازنشستگی سیاسی ندارند
در جامعهای که قانون و سیاست و حکمرانی نهادینه شده است، شما یک خیال راحت از آنجا دارید، نهادینه شدن عبارت است از؛ قانونی شدن و ساختار. چه بسیار قوانین و ساختارهایی در این کشور استثنایی بر آنها تحمیل شد. در کشور ما متاسفانه حکمرانی به گونهای است که برخی از افراد را تا وقتی که می میرند به زور در عرصه سیاست نگه می دارند و بازنشستگی سیاسی در ایران برای یکسری از افراد وجود ندارد و چون بازنشستگی سیاسی وجود ندارد برخی از افراد اطمینان دارند که به میان مردم باز نمی گردند و چون به میان مردم باز نمی گردند فضای فکری آنها با مردم متفاوت است، هیچ وقت محافظین آنها را از آنها نمی گیرند، هیچ وقت حقوقهای دولتی را تغییر نمی دهند، هیچ وقت تنگناهای اقتصادی را تحمل نمی کنند و حقوقهای آنها در بدترین شرایط تحریم هم سیر صعودیاش را حفظ می کند ولی چه بسیار نهادهایی که از بین می روند.
آقای لاریجانی در تضعیف تدریجی نقش مجلس صاحب نقش بود و به وظیفه نهادی خودش عمل نکرد و کجا هستند افرادی که ایشان در اطراف خودش ایجاد کرده بود؟ چرا آنها یک کلمه در دفاع از آقای لاریجانی صحبت نکردند؟ شما می دانید در مجلس چه بسیار افراد قدرتمندی که فدای کانون اطراف آقای لاریجانی شدند؟ شما می دانید آقای لاریجانی برای اینکه در سال آخر مجلس، عارف را از عرصه خارج کند چه تبانیهایی با یکی از جریانهای تند مجلس صورت داد و می دانید پنج رئیس کمیسون قربانی این تبانی آقای لاریجانی شدند؟ میدانید که چه تبانیهایی صورت گرفت که تیم آقای لاریجانی افراد نخبهای را در مجلس کنار گذاشتند و با تبانی سیاستهای خودشان را پیش بردند؟ آیا خود آقای لاریجانی از این قضیه اطلاع داشت یا نداشت؟ اگر نداشت که سیاستمدار ضعیفی بود و اگر داشت ایشان در تضعیف شایسته سالاری و جایگاه نهادی مجلس نقش داشت.
از ردصلاحیت لاریجانی شوکه شدم
من خودم هم از رد صلاحیت آقای لاریجانی شوکه شدم، برای من جالب بود که یک کسی که در عالیترین سطوح این مملکت نقش داشته یکباره رد صلاحیت می شود، این نشان می دهد که کار سیاسی در ایران قابل پیش بینی نیست یعنی در کشور ما همیشه میل قوی برای «مهندسی انتخابات» وجود دارد، در این جریان مهندسی چه بسیار سیاستمدارانی در حوزههای مختلف قربانی شدند و صدای هیچ کسی در نیامد و چه بسیار نمایندگان بزرگی که می توانستند مجلس را بزرگ کنند زمین زده شدند و در مقابل آن سکوت شکل گرفت و ما اوج آن را در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم و به نظر من نشان داد که یک الزام جدیدی باید در کشور شکل بگیرد.
- یعنی می گویید مهندسی انتخابات از دریچه شورای نگهبان رد می شود؟
وقتی می گوییم مهندسی انتخابات همه نهادهایی که در شکل گیری انتخابات شکل دارند و حوزه اجرا تا نظارت زمانی که مهندسی شکل می گیرد باید پاسخگو باشند و در مقابل سؤال مهندسی انتخابات همه باید جواب دهند و این بحثی است که من عرض می کنم و راهکار آن را نیز راهکار نهادی می بینیم نه اینکه ما بخواهیم از شخص خاصی دفاع کنیم. اگر قرار است از اشخاص خاصی که مدعی هستند نباید رد می شدند دفاع کنیم، خیلی از افراد در حوزههای مختلف ننوانستند از فیلتر رد شوند. ضمن اینکه واقعا با انگیزه مردم در خیلی از جاها بازی شده است ولی راهکار آن شخصی کردن نیست، همانطور که سیاست کشور و حکمرانی نباید شخصی شود، دفاع از حقوق هم نباید شخصی شود و راهکار آن در کشور دیده شده است.
زمان آقای پورمحمدی لایحه «قانون جامع انتخابات: در وزارت کشور تبیین شد و لایحه آن را در آن زمان به بنده دادند، من هم جزء کسانی بودم که روی آن نظر دادم و حاشیه نویسی کردم. آن لایحه ایرادهای جدی داشت ولی خیلی از شرایط کنونی بهتر بود. در آنجا در نظام اجرا و نظارت دستگاههای مختلفی تلفیق شده بودند که این دستگاههای مختلف می توانستند تفکیک قوا را در انتخابات حاکم کنند. وقتی شما تفکیک قوا را در جایی حاکم کنید آن موقع امکان مهندسی کمتر می شود.
یعنی در شرایطی که دولت انتخابات را در ایران برگزار می کند. متاسفانه از ابتدا قانون گذاران کشور نیامدند یک «کمیسیون مستقل انتخابات» شکل دهند حداقل در قانون جامع انتخابات می بینید تفکیک قوا در برگزاری انتخابات و نظارت بر انتخابات شکل می گیرد، در نظام جامع این شرایط دیده شده بود و به ویژه اینکه کاندیداها امکان پیگیری واقعی شکایت خودشان را داشتند نه اینکه شما به جایی شکایت کنید که همانجا شما را منع کرده است. لذا کشور باید نظام جامع انتخاباتی را به نتیجه برساند.
منبع: قرن نو