کد خبر: 135584
A

علیرضابهشتی: حجاب اجباری در ایران بعد از ترورهای سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ با تحمیل، آمیخته شد/ پدرم، نیرو فرستاد تا از حمله تندروها به تظاهرات علیه حجاب اجباری جلوگیری کنند/ شهید بهشتی مخالف اجبار در حجاب بود

علیرضا بهشتی: خاطره آقای ناطق نوری درباره مخالفت پدرم با تندروی های پس از انقلاب دربره حجاب در سایت فیلترشده «بنیاد نشر و آثار شهید بهشتی» منتشر شده است. اوایل انقلاب، شهیدبهشتی ایشان را «نوری» خطاب می کرده، به مدرسه رفاه فرامی خواند و به گفته آقای ناطق نوری می گوید، ظاهرا قرار است تظاهراتی علیه حجاب اجباری انجام شود و شنیده ام، عده ای، می خواهند متعرض شرکت کنندگان در این تظاهرات شوند ، شما یکی دو مینی بوس نیرو جمع کنید و بروید و حایل شوید تا معترضان به حجاب اجباری، تظاهرات خودشان را برگزار کنند؛ اجازه ندهید، برخوردی بین دو گروه رخ دهد.

علیرضابهشتی: حجاب اجباری در ایران بعد از ترورهای سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱  با تحمیل، آمیخته شد/ پدرم، نیرو فرستاد تا از حمله تندروها به تظاهرات علیه حجاب اجباری جلوگیری کنند/ شهید بهشتی مخالف اجبار در حجاب بود

به گزارش سایت دیده بان ایران؛ علیرضابهشتی، فرزند شهیدبهشتی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی و یار نزدیک امام (ره) می گوید، شهیدبهشتی مخالف اجبار و حامی اقناع برای رعایت حجاب بود. علیرضا بهشتی هشدار می دهد که تندروی در این حوزه، نتیجه معکوس درپی دارد و به جمله ای از آیت الله بهشتی استناد می کند که سال ۵۹ و در مراسم بزرگداشت اولین سالروز شهید مطهری می گوید : سعی نکنید دین را تحمیل کنید، زیرا اگر دین را تحمیل کنید ، مردم علیه شما طغیان خواهند کرد. . از نظر او شهید بهشتی به خوبی از تاثیر اجبار در ایجاد و تقویت روحیه نفاق و دورویی آگاهی کامل داشت به همین دلیل به شدت از آن پرهیز می کرد.

دکترعلیرضابهشتی، فرزند آیت الله بهشتی و استاد دانشگاه تربیت مدرس درباره حجاب، دلایل برخورد های اخیر و رویکرد پدرش به حجاب در ابتدای انقلاب با خبرآنلاین گفتگو کرده است که مشروح آن را در ذیل  می خوانید؛ 

وقتی در باره حجاب و مرحوم شهید بهشتی سخن به میان می آید، خواسته و ناخواسته ، ذهن ها به سوی فعالیت ایشان در «مرکز اسلامی هامبورگ» آلمان می رود ، برای مان از آن دوره بفرمایید؟

بسیاری خانم های مسلمان در هامبورگ حجاب نداشتند، زمانی که برخی از این خانم ها به جلسات تفسیر یا جلسات هفتگی دیگری که در مسجد برقرار بود می آمدند، هیچ اجباری نداشتند برای حضور در جلسات روسری به سر کنند. حداکثر اقدام شهید بهشتی این بود که، تعدادی روسری گذاشته بودند تا اگر کسی مایل بود، سرش کند و وارد مسجد شود. ولی در این باره هرگز اجباری وجود نداشت. برخی خانم ها از روسری ها استفاده می کردند، و برخی هم استفاده نمی کردند.

پذیرش حجاب ابتدا به تدریج باید به باور و سپس انتخاب فرد تبدیل شود. فضا برای افراد در اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا و امریکا، به گونه ای بود که خانم های دانشجویی که خانواده های شان ، خیلی هم پیشینه مذهبی نداشتند به آن جا می رفتند، و به تدریج، خودشان، حجاب را انتخاب و مراعات می کردند. حجاب غیرانتخابی و اجباری ، نتیجه مطلوبی ندارد.

شیوه برخورد مرحوم شهید بهشتی در ایران با رعایت حجاب چگونه بود؟ آیا صبغه روحانیت و انقلابیگری باعث نشد موضع ایشان سفت و سخت شود؟

بهتری ملاک قضاوت موضع و عملکرد ایشان ، مرور فعالیت شان در دادگستری است که گویای، ادامه رویه خارج کشورشان در ایران پس از انقلاب است. برای مثال درهمین دوره ،تصاویری موجود است که شهید بهشتی به عنوان رئیس دیوان عالی کشور و مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی ( دادستان کل کشور)، در جلسه ای با حضور خانم هایی با دامن هایی البته نه دامن های زننده ، نشسته اند و بحث های آنان را گوش می کنند.

مرحوم بهشتی تاکید داشت، باید به این ارزش ها توجه شود و معتقد بود، این طور نیست که فرد بتواند بگوید من بدون توجه به ارزش ها مشترک جامعه، هرگونه که دلم خواست، لباس می پوشم. رویکرد ایشان معقول است زیرا هر نظام اخلاقی را ملاک قرار دهیم ، متوجه می شویم ، در حوزه چگونگی زیست اجتماعی، دارای آدابی هم مردان و هم برای زنان است. البته این باید و نبایدها تحمیلی نیستند ، بلکه بخاسته از اجماع و توافق عمومی هستند ولی متاسفانه مساله حجاب اجباری در ایران بعد از ترورهای سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ به تدریج توسط گروه هایی که به تصور خودشان می خواستند ارزش های دینی را حاکم کنند، با تحمیل، آمیخته شد.

اوایل پیروزی انقلاب ، گروهی از زنان تظاهراتی علیه حجاب اجباری برگزار کردند، موضع شهید بهشتی درباره این تظاهرات و شرکت کنندگان در آن چه بود؟

در این باره خاطره ای از حجت الاسلام ناطق نوری دارم، سخنان ایشان در سایت فیلترشده «بنیاد نشر و آثار شهید بهشتی» هم منتشر شده است. اوایل انقلاب، شهیدبهشتی ایشان را «نوری» خطاب می کرده، به مدرسه رفاه فرامی خواند و به گفته آقای ناطق نوری می گوید، ظاهرا قرار است تظاهراتی علیه حجاب اجباری انجام شود و شنیده ام، عده ای، می خواهند متعرض شرکت کنندگان در این تظاهرات شوند ، شما یکی دو مینی بوس نیرو جمع کنید و بروید و حایل شوید تا معترضان به حجاب اجباری، تظاهرات خودشان را برگزار کنند؛ اجازه ندهید، برخوردی بین دو گروه رخ دهد.

متاسفانه بعدها ، رعایت حجاب ، اجباری شد . واکنش امروز برخی زنان و دختران، به اجبار و تندروی هایی است که در حال افزایش هستند. اما باید مراقب بود زیرا شهید بهشتی اعتقاد داشتند و پیش بینی کرده بودند، بکارگیری و افزایش فشارها برای رعایت اجباری حجاب ، ناراحتی فردی ایجاد می کند ، سپس تجمیع این سرحوردگی های فردی، انتقاد عمومی را شکل می دهد و درنهایت ، طغیان عمومی را درپی خواهد داشت..

 

از ویژگی های شهید بهشتی ، مخالفت با اجبار به دلیل تاثیر آن در ایجاد نفاق و دوگانگی شخصیتی است . خاطره ای در باره این نگاه و رفتار بازدارنده ایشان به یاد دارید؟

خاطراتی چه قبل و چه بعد از انقلاب یادم هست . به عنوان نمونه ، منشی ایشان در «مرکز اسلامی هامبورگ»، کراوات می زد و شهید بهشتی برخورد آمرانه با منشی مرکز نداشت. در نمونه ای دیگر، یکی از قضات کراواتی دیوان عالی کشور، بدون کراوات نزد شهید بهشتی می رود و ایشان می پرسد ، چرا کراوات نزده اید؟ آن قاضی هم می گوید ، من فکر کردم شاید شما خوش تان نیاید. شهید بهشتی پاسخ می دهد ، این مساله شخصی شماست خودتان دوست داشتید ، کراوات بزنید و اگر دوست نداشتید نزنید. اما این که فقط برای خوشایند من کراوات نزنید ، کار درستی نیست .

شهید بهشتی از نقش اجبار در راندن افراد و جامعه به سوی نفاق و دورویی آگاه بود و به شدت تلاش می کرد مانع شکل گیری اجبارها شود اما افراطی گری ها بعدها و به خصوص بعد از ترورهای سال ۱۳۶۰، میدان دار شدند و دو پارگی ها و چندپارگی هایی در جامعه به وجود آوردند که آثار زیانبارش را اکنون هم مشاهده می کنیم.

5715619

ایشان ارزیابی از پیامد اجبار و تحمیل در حوزه اجتماعی داشتند؟

شهید بهشتی سال ۱۳۵۹ و در مراسم نخستین سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری، در فیضیه قم می گویند ، سعی نکنید دین را تحمیل کنید، زیرا اگر دین را تحمیل کنید ، مردم علیه شما طغیان خواهند کرد.

بحث نظری شهیدبهشتی در کدامیک از آثار ایشان منعکس است؟ آیا به بحث هایشان به عنوان یک مصلح عمل هم می کردند؟

کتاب «نقش آزادی در تربیت کودکان» تالیف ایشان سرشار از تربیت انسان رشید و رشد یافته و اصلاح جامعه از کودکی است. شهید بهشتی دیدگاه های مندرج در این کتاب را به لحاظ عملی و تجربی در طول سالیان متمادی فعالیت در حوزه تعلیم و تربیت به بوته عمل گذاشت و نتایج عملی آن را مشاهده کرده بود. زندگی ایشان به لحاظ عملی سرشار از شواهد فراوانی در ارتباط با مدرسه های «دین و دانش» و «حقانی» در قم، مدرسه «رفاه» و روابط شان به لحاظ آموزشی و تربیتی با اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا و آمریکا است. کتاب «نقش آزادی در تربیت کودکان» بحث های اساسی برای اولیاء و مربیان، و پدر و مادرهایی داشت که در مدارس اسلامی قبل از انقلاب، فرزندانشان را ثبت نام کرده بودند.

برخی معتقدند شما تفاوت نگاه با پدرتان شهید بهشتی دارید و دیدگاه های ایشان را بر اساس نگاه خودتان تفسیر می کنید؟ این ادعا به ویژه در باره حجاب ، چقدر صحت دارد؟

آثار ایشان همگی در دسترس است. با توجه به دغدغه جدی ایشان در باره بحث انتخاب مبتنی بر آزادی و آگاهی، این بحث، به حوزه بحث حجاب هم تسری داشت. در مورد مساله حجاب، در هیچ یک از سخنرانی ها و مکتوبات ایشان پیدا نمی کنید که اجبار حکومت را توجیه یا توصیه کرده باشند. چندسال پیش که در باره دیدگاه های مرحوم بهشتی راجع به حجاب صحبت کردم، برخی، نواری از صحبت های مرحوم بهشتی مربوط به بعد از انقلاب بازنشر کردند که در آن، ایشان به خانم هایی که شرایط بعد از انقلاب را درک نمی کنند و با لباس نا مناسب در انظار عمومی حاضر می شدند، اعتراض و انتقاد می کند. البته ایشان این انتقاد را نه فقط به خانم ها که نسبت به آقایان هم دارند.

ببینید این نکته بسیار مهمی است که هر جامعه ای دارای یک سری کدهای اخلاقی مورد اجماع مردم است . این کدهای اخلاقی را فرهنگ عمومی و ارزش های مشترک آن جامعه تعیین می کنند. به طور طبیعی هر نوع لباس پوشیدن حتی در آزادترین کشورها مثل آمریکا، استرالیا، یا اروپا، مبتنی بر هنجارهای مورد توافق جامعه است. شما نمی بینید به هر فردی اجازه بدهند با هر نوع لباس و وضعیتی برای مثال سوار هواپیما یا وارد مراکز خرید بشود. بارها اخبارش را شنیده و یا دیده ایم که از ورود چنین افرای ممانعت به عمل آورده اند، و حتی فرد مسافر را از هواپیما پیاده کرده اند.

البته توجه داشته باشید کدهای اخلاقی بازهم نه تحمیل که انتخاب شده و از مواردی هستند که مردم در گفت وگوها و عرصه عمومی در باره این کدها به اجماع رسیده اند. به قول «جان راولز»، ارزش هایی با خصلت اجماع همپوش هستند.

مبانی نظری شهید بهشتی در این باره چیست؟

دو مقدمه در این باره باید مطرح بکنم: مقدمه نخست: رابطه تنگاتنگی میان نظر و عمل شهید بهشتی وجود دارد. به همین دلیل من ایشان را یک مصلح اندیشمند یا یک اندیشمند مصلح می دانم. فردی که در عرصه عمل با آنچه که در عرصه نظر دارد، یک رابطه منطقی برقرار می کند. این یک مقدمه.

مقدمه دوم شهید بهشتی دارای یک منظومه فکری است. او برخلاف بسیاری از معاصران خودش یک منظومه فکری و یک منظومه به هم پیوسته فکری دارد که همه اجزایش به یکدیگر مرتبط هستند و در کانون این اندیشه، مفهوم درک او از انسان اسلام هست. انسانی که از قرآن فهمیده می شود.

این مفهوم انسان، که مستند به آثار شهید بهشتی است، دارای وجه ممیزه ای است که او را نسبت به اندیشه های دیگر برتری می بخشد؛ این وجه ممیزه، انتخابگری انسان، شامل زن و مرد در اندیشه شهید بهشتی است. به عبارت دیگر انسان آفریده شده تا انتخابگر باشد. برای انتخابگری نیز نیازمند به دو پیش نیاز است: آزادی و آگاهی.

دو پیش نیاز آزادی و آگاهی، در انتخاب، چه نتیجه ای به دنبال دارد؟

هیچ انتخابی بدون آگاهی و آزادی ، انتخاب نیست. اما انتخاب مبتنی بر آگاهی و آزادی زاینده مسئولیت است.

شهید بهشتی در ۵ بخش رابطه بین انتخاب و مسئولیت را تعریف می کند: ۱- مسئولیت انسان در برابر خالق هستی و پروردگار عالم. ۲-رابطه انسان با خویشتن خویش. ۳- رابطه انسان با جامعه. ۴- رابطه انسان با طبیعیت و ۵- رابطه انسان با تاریخ. این ۵ رابطه وجوه مختلف زندگی آدمی را شکل می دهد.

این مبانی در نظرگاه شهید بهشتی چه پیامدهایی دارد؟

از نظر شهیدبهشتی، هیچ نظام تعلیم و تربیتی از خانواده گرفته تا مدرسه و حکومت، حق ندارد انتخاب گری انسان را زیر سوال ببرد؛ چنانکه خداوند عالم هم چنین چیزی را نه از پیامبرگرامی اسلام و نه از پیامبران ماقبل او خواسته است. یعنی هر چیزی که با انتخاب آزادانه مغایرت داشته باشد، نمی تواند به عنوان دین معرفی بشود.

 

 

 

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر