نوروزی، حقوقدان: نظام تصمیمگیری در مسأله اینترنت به بنبست رسیده/ اینترنت مثل هواست، اگر قطع شود، همه خفه میشوند/ اگر اینترنت آزاد بود، امنیت خبری ایجاد میشد/ شهروندان عملاً هیچ مرجعی در داخل برای کسب خبر ندارند
کامبیز نوروزی، حقوقدان با تأکید بر این که سیاستهای نادرست، باعث شده است ماجرای اینترنت در کشورمان وارد یک بنبست شود، به دیدهبان ایران گفت: دوگانه دغدغههای امنیتی و مشکلات شهروندان، نظام تصمیمگیری را عملاً در یک بنبست قرار داده است؛ اگر اینترنت را باز کند، با چالشهای جدی مواجه میشود و اگر آن را ببندد، تجارت کشور، مسائل اجتماعی و زندگی روزمره مردم مختل میشود. به اعتقاد من، این وضعیت را نمیتوان صرفاً ناشی از وقوع اعتراضات اخیر دانست، بلکه عمدتاً ناشی از سیاستگذاری و تصمیمگیری اشتباه در نظام تصمیمسازی است. آنها توجه ندارد که اینترنت مانند هواست، نمیتوان جلوی آن را گرفت و اگر مسیر آن بسته شود، همه خفه میشوند./ اگر نظام تصمیمگیری کشور از ابتدا براساس اصل آزادی ارتباطات که یکی از حقوق اساسی ملت است، حرکت میکرد، امروز صاحب روزنامههایی بودیم که خوانندگان گسترده و مرجعیت خبری داشتند. همچنین صداوسیما میتوانست رسانهای با مخاطب ملی باشد، نه این که با مجموعهای از برنامهها و مخاطبان فرقهای، نفوذ بسیار اندکی در جامعه داشته باشد. در چنین شرایطی، رسانههای داخلی ایران در سطح جهان مرجعیت پیدا میکردند و مخاطب ایرانی نیازی نمیدید که برای دریافت اخبار صحیح به منابع دیگری مانند رسانههای فارسیزبان خارج از کشور یا پلتفرمهای خارجی مراجعه کند. در این صورت، نوعی امنیت خبری ایجاد میشد که در آن، اخبار سالم و قابل اعتماد که از منافع ملی و مصالح نظام دفاع کند، مرجعیت پیدا میکردند.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: در سالهای اخیر، اینترنت به یکی از زیرساختهای اصلی زندگی اجتماعی، اقتصادی و اداری در ایران تبدیل شده است؛ زیرساختی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار ارتباطی یا رسانهای دانست، زیرا بخش قابل توجهی از فعالیتهای روزمره، از خدمات دولتی و بانکی گرفته تا کسبوکارها، آموزش، سلامت، ارتباطات خانوادگی و مدیریت امور شهری، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به دسترسی پایدار به اینترنت وابسته است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال یا ناپایداری در این حوزه، بهسرعت آثار خود را در جامعه نشان میدهد و میتواند به شکلگیری یک بحران تدریجی و فرساینده منجر شود؛ بحرانی که الزماً با نشانههای ناگهانی بروز و ظهور پیدا نمیکند، اما در عمق ساختارهای اجتماعی و اقتصادی اثرگذار است.
موضوع قطعی اینترنت در ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک موضوع فنی یا تصمیمی مقطعی بررسی کرد. آنچه امروز مشاهده میشود، نتیجه روندی طولانی در سیاستگذاری ارتباطی کشور است که طی سالها شکل گرفته و بهتدریج به وضعیتی پیچیده و چندلایه تبدیل شده و نگاه غالب به اینترنت براساس ملاحظات امنیتی و کنترلی همراه شده است. نتیجه آن هم وضعیتی است که «اینترنت» بهجای آن که یک زیرساخت ارتباطی عادی در زندگی مدرن دیده شود، وجهه موضوعی مسألهدار و بحرانساز را پیدا کرده است.
این در حالی است که گسترش فناوریهای دیجیتال در ایران به افزایش استفاده از خدمات آنلاین و تغییر الگوهای ارتباطی منجر شده و باعث شده است که اینترنت به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شهروندان تبدیل شود. این تحول نه براساس برنامهریزی رسمی، بلکه بهعنوان پاسخی طبیعی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و ارتباطی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، طی سالهای اخیر، شکافی میان واقعیت زندگی دیجیتال جامعه و چارچوبهای سیاستگذاری ایجاد شده و بهمرور به یکی از محورهای اصلی بحران در حوزه ارتباطات بدل شده است.
این شکاف با بررسی نقش رسانهها برجستهتر میشود. وقتی رسانههای رسمی داخلی با چالش محدودیت و افزون بر آن، قطعی اینترنت روبهرو میشوند، مرجعیت و اعتماد عمومی را از دست میدهند. در چنین شرایطی، هرگونه محدودیت یا اختلال در اینترنت، تنها یک مشکل فنی محسوب نمیشود، بلکه میتواند به ایجاد چالش اعتماد عمومی و چالش ارتباطی دامن بزند و این چالش میتواند بر کارآمدی نهادها، پایداری کسبوکارها، کیفیت زندگی شهروندان و حتی سرمایه اجتماعی اثر بگذارد. از این منظر، وضعیت اینترنت را میتوان بهعنوان یکی از شاخصهای مهم حکمرانی و مدیریت اجتماعی در نظر گرفت.
درباره تبعات قطع اینترنت و چالش های حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و تاثیر آن بر جریان آزاد اطلاعات و کارکرد رسانه ها در جامعه دیده بان ایران با کامبیز نوروزی حقوقدان و فعال رسانه ای گفت وگو کرده است.
مشروح گفت وگوی کامبیز نوروزی ؛ حقوقدان و وکیل دادگستری را با سایت دیده بان ایران در ذیل بخوانید:

بیخبری ۵ تا ۸ میلیون ایرانی از خویشاوندان خود
در همین راستا، کامبیز نوروزی، حقوقدان در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا کسبوکارها میتوانند درباره وضعیت کنونی اینترنت، طرح شکایت انجام دهند، به دیده بان ایران گفت: «این موضوع قابل شکایت نیست. ماجرای اینترنت در ایران به مسألهای تبدیل شده که بر اثر سیاستهای نادرست نظام تصمیمگیری، عملاً یک بنبست ایجاد شده است. از یک سو، زندگی روزمره ایرانیان چه برای انجام امور در نهادهای حاکمیتی، سازمانهای اداری و شرکتها، چه برای انجام امور در زندگی عادی مردم، بهشدت بر بستر اینترنت حرکت میکند. در مدت اخیر قطعی اینترنت، تجارت کشور تا حد زیادی مختل شده است و همچنین ارتباط ایرانیان با بستگان خود در خارج از کشور دچار اختلال شده و این موضوع، نگرانیهای جدی به همراه داشته است.»
او افزود: «براساس آمارها، حدود ۵ تا ۸ میلیون ایرانی در خارج از کشور سکونت دارند و در شرایط کنونی، خویشاوندان آنها در داخل ایران نمیتوانند با آنها تماس بگیرند، مگر با پرداخت هزینههای بسیار سنگین تلفنهای معمولی. مجموع این عوامل، شرایطی سخت و غیرقابل تحمل را بر کشور تحمیل کرده است. علاوه بر این، با توجه به کاهش شدید نفوذ صداوسیما میان مردم ایران، در زمان قطع اینترنت، شهروندان عملاً هیچ مرجعی برای کسب خبر ندارند، مگر این که ناگزیر به رسانههای فارسیزبان خارج از کشور مراجعه کنند. به این ترتیب، افکار عمومی ایران بیشتر در معرض تسخیر این رسانهها قرار میگیرد.»
دوگانه دغدغههای امنیتی و مشکلات شهروندان در قطع اینترنت
نوروزی همچنین گفت: «مشکلات شهروندان از قطع اینترنت یک طرف ماجراست. سوی دیگر ماجرا این است که دغدغههایی امنیتی در این زمینه وجود دارد؛ به نحوی که در روزهای اخیر حتی ارسال پیامک نیز برای چند روز قطع شد. تصور این است که در شرایط کنونی، نباید اخبار داخلی و بهویژه اخبار مربوط به اعتراضات به خارج از کشور منتقل شود تا علیه ایران مورد استفاده یا سوءاستفاده قرار گیرد. این دوگانه، نظام سیاسی را عملاً در یک بنبست قرار داده است؛ اگر اینترنت را باز کند، با چالشهای جدی مواجه میشود و اگر آن را ببندد، تجارت کشور، مسائل اجتماعی و زندگی روزمره مردم مختل میشود. به اعتقاد من، این وضعیت را نمیتوان صرفاً ناشی از وقوع اعتراضات اخیر دانست، بلکه عمدتاً ناشی از سیاستگذاری و تصمیمگیری اشتباه در نظام تصمیمسازی است.»
او در ادامه خاطرنشان کرد: «پیش از پیدایش اینترنت نیز چنین سیاستی در ایران وجود داشت و پس از آن نیز همین سیاست ادامه یافته است. هنگامی که نظام ارتباطی یک کشور بر پایه آزادی بنا شود، تمام سازوکارهای ارتباطی در همان چارچوب عمل میکنند. اما زمانی که نظام ارتباطی براساس محدودیت شکل بگیرد، مسیر دیگری را طی میکند. در طول حدود ربع قرن گسترش اینترنت در ایران، دولتها مدام در پی محدود کردن اینترنت بودهاند و با محدود نگه داشتن پهنای باند، کاهش سرعت، اعمال فیلترینگ و ابزارهای مشابه، تلاش کردهاند که دسترسیها را محدود کنند. آنها اما توجه ندارند که اینترنت مانند هواست، نمیتوان جلوی آن را گرفت و اگر مسیر آن بسته شود، همه خفه میشوند؛ همانطور که انسان بدون هوا نمیتواند زندگی کند.»
انتقال مرجعیت خبری به خارج از کشور با محدودسازی اینترنت
این حقوقدان، اصل آزادی ارتباطات را یکی از حقوق اساسی ملت دانست و به دیده بان ایران گفت: «اگر نظام تصمیمگیری کشور از ابتدا براساس اصل آزادی ارتباطات که یکی از حقوق اساسی ملت است، حرکت میکرد، امروز صاحب روزنامههایی بودیم که خوانندگان گسترده و مرجعیت خبری داشتند. همچنین صداوسیما میتوانست رسانهای با مخاطب ملی باشد، نه این که با مجموعهای از برنامهها و مخاطبان فرقهای، نفوذ بسیار اندکی در جامعه داشته باشد. در چنین شرایطی، رسانههای داخلی ایران در سطح جهان مرجعیت پیدا میکردند و مخاطب ایرانی نیازی نمیدید که برای دریافت اخبار صحیح به منابع دیگری مانند رسانههای فارسیزبان خارج از کشور یا پلتفرمهای خارجی مراجعه کند.»
او ادامه داد: «در این صورت، نوعی امنیت خبری ایجاد میشد که در آن، اخبار سالم و قابل اعتماد که از منافع ملی و مصالح نظام دفاع کند، مرجعیت پیدا میکردند. اما توسل به محدودیتهای روزافزون در اینترنت، سختگیری شدید بر مطبوعات و خبرگزاریها و همچنین فرقهای شدن صداوسیما، اعتبار رسانههای داخلی را تا حد بسیار زیادی از بین برده و مردم را به سمت منابع خبری جایگزین سوق داده است. اینجاست که مشکل اصلی بروز پیدا کرده است؛ آن بنبستی که امروز در مسأله اینترنت در کشور مشاهده میشود، ناشی از این بنیادهای نادرست در حوزه تصمیمسازی است. این بنبست غیرقابلحل است و اگر آن را حل کنند، بازهم به شکلهای دیگر و در جای دیگر خود را نشان میدهد.»

نوروزی در پایان تأکید کرد: «نظام تصمیمگیری و دولتمردان باید این واقعیت را بپذیرند که در جهانی که زندگی بر بستر اینترنت جریان دارد، قادر نیست چنین محدودیتهایی را بهصورت دائمی ایجاد کند. با این محدودیتها، کشور مدام دچار دردسر میشود؛ این محدودیتها هم علیه ایران در سطح بینالمللی بهعنوان سند استفاده میشوند، هم تجارت و اقتصاد کشور را مختل میکنند و هم پیامدهای دیگر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بهدنبال دارند. این سیاستها باید اصلاح شوند. مبنا باید بر آزادی اینترنت و امنیت و استقلال رسانهها گذاشته شود. همچنین صداوسیما را باید مجبور به انجام اصلاحات اساسی کنند تا با احیای مرجعیت رسانههای داخلی، بهتدریج فضای خبری متناسب با منافع ملی و مصالح نظام شکل پیدا کند.»
منبع: دیدهبان ایران