آیت الله مرتضی جوادی آملی: انتقام نباید به شکستی برای نظام منجر شود

آیت الله جوادی آملی گفت: باید دانست که انتقام باید شرایط و اوضاع خودش را در جایگاه خودش داشته باشد و اصل اینکه این خون‌های پاک به ناحق ریخته، بایستی در حقیقت طالبین بثار این‌ها و به خون این‌ها قیام داشته باشند، شکی نیست.

آیت الله مرتضی جوادی آملی: انتقام نباید به شکستی برای نظام منجر شود

به گزارش سایت دیدبان ایران، آیت‌الله مرتضی جوادی آملی، استادوزه‌ی علمیه‌ی قم درباره‌ی اقدامات بازماندگان عاشورا پس از آن واقعه، انتقام از کسانی که امام حسین(ع) را به شهادت رساندند و ... پرداخته ست. در ادامه این گفت و گو را به نقل از انصاف نیوز می خوانید؛

* اینطور به نظر می‌آید که پس از عاشورا دو راه را شاهدیم. راه مختار ثقفی که به نوعی انتقام سخت بوده و مسیری که زینب کبری و حضرت سجاد پیش گرفتند. میان این دو مسیر چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود داشته است؟

در پاسخ به این پرسش مربوط به جریان نهضت سالار شهیدان باید عرض کنیم که حرکتی که امام سجاد علیه‌السلام و خواهر گرانقدر سالار شهیدان، از بعد از شهادت حسین بن علی آغاز کردند، ادامه همان حرکتی بود که امام حسین علیه‌السلام از مدینه آغاز کردند و از مدینه تا کربلا یک آهنگ را داشتند و آن احیای سنت رسول گرامی اسلام و سنت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام و در جمع همان احیای دین پیامبر گرامی اسلام بود.

و در این راه سعی کردند که مبانی و اندیشه‌های پاک حضرت رسول گرامی اسلام که اندیشه خالص وحیانی بود را معرفی کنند و انحرافی که توسط جریان خبیث بنی‌امیه و همفکرانشان در دین، از جریان سقیفه آغاز شد و تا سال ۶۱ هجری قمری ادامه داشت، را به جهانیان معرفی، و این انحراف و تحریف را از جایگاه مخالفان و منکران دین که به ظاهر در کسوت دین بودند اما در باطن با دین مخالف بودند، عیان کنند.

آنچه که زینب کبری سلام‌الله‌علیها و امام سجاد در بعد از جریان کربلا به جهانیان نشان داده‌اند، دو امر مهم و اساسی بود:

امر اول تبیین این نهضت و قیام الهی سالار شهیدان که بر مبنای رسالت و ولایت و امامت و بر اساس اندیشه‌های وحیانی قرآن کریم و سنت نبوی و علوی بود.

و جهت دوم در حقیقت رسوا کردن جریان خبیث بنی‌امیه که این‌ها در مسیر انحراف و تحریف دین قرار گرفتند و بدعت‌ها را جایگزین سنت‌ها نشاندند و معروف‌ها را منکر و منکرها را معروف نشان داده‌اند و در جمع هر آنچه را که نبایستی در باب دین اتفاق افتاد، را برای مردم و بلکه برای جهانیان آشکار کردند.

آنچه که در کوفه اتفاق افتاد و آنچه که در مجلس عبیدالله ملعون بود و همچنین در مسیر کوفه به شام و آن اتفاقاتی که در شام رخ داد و مجلسی که در دارالاماره یزید برپا شد و سخنان زینب کبری سلام‌الله‌علیها و خطبه‌های آتشین حضرت امام سجاد علیه‌السلام، کل مسئله را تبیین و رسوایی این خاندان از یک سو و حقانیت خاندان علوی و اهل‌بیت از سوی دیگر بازخوانی شد و همگان مسیر جریان کربلا از مدینه تا شام را یافتند.

آنچه که در طول این دورانی که بعد از پیامبر گرامی اسلام اتفاق افتاد، مسیر فکری و انحراف دینی و انحراف سنت نبوی بود را آشکار کردند.

آنچه که از ناحیه زینب کبری سلام‌الله‌علیها و امام سجاد بود، این دو جهت بود؛ هم تبیین نهضت سالار شهیدان و تفسیر همه وقایع و اتفاقات و امر دوم رسوایی جریان خبیث امویان و همچنین آنچه که آنها در طول این مدت بعد از رحلت پیامبر انجام دادند.

اما مسیری که جناب مختار ثقفی در حقیقت دنبال کرده‌اند، گرچه به ظاهر در قالب یک انتقام سیاسی و اجتماعی بود یا انتقام قبیله‌ای از قبیله دیگر بود، و به چهره دین ارتباطی نداشت و ادامه نهضت سالار شهیدان نمی‌تواند محسوب بشود.

لذا نوع عملکردی که در این واقعه از جناب مختار ثقفی و یا دیگرانی که به عنوان توابین قیام کردند تا آنانی که علیه ابی‌عبدالله علیه‌السلام در کربلا شوریدند، همه را به سزای اعمال ننگین‌شان برسانند، این یک حرکت دنیایی‌ست و ریشه در مباحث وحیانی ندارد و نمی‌توان آن را یک انتقام الهی از یک ولی الهی یاد کرد.

در فرهنگ عاشورا این معنا آمده است که آنچه که به عنوان انتقام خون سالار شهیدان هست، اولاً باید دانست که او ثارالله است که باید خون‌بهایش را در حقیقت خدای عالم به عهده بگیرد و ثانیاً اگر بناست حرکتی برای سالار شهیدان باشد، باید تحت ولایت امام مهدی علیه‌السلام باشد که در زیارت عاشورا و سایر زیارت‌ها آمده که «طالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی علیه‌السلام».

یعنی انتقام یک ولی‌الله را نمی‌توان یک حرکت انتقام‌جویانه سیاسی و یا مردمی یا طایفه‌ای و عشیره‌ای تلقی کرد.

اولاً اگر بناست انتقام خون سالار شهیدان به عنوان ثارالله گرفته بشود، کسی باشد که از طرف خدا نمایندگی کند و لذا حتی دیگران هم در این رابطه نقش مؤثری ندارند، بلکه تنها حضرت بقیه‌الله‌الاعظم در این امر عهده‌دار و زمامدار این امر هستند.

این یک مطلب را باید در نظر گرفت؛ یک انتقام سیاسی، اجتماعی یا مردمی، قبیله‌ای داریم که این هم جایگاه و بحث خودش را دارد، اما در باب جریان امامت و ولایت، این انتقام باید با زمامداری یک ولی دیگری باشد که باذن‌الله این کار را او انجام خواهد داد، از جایگاه اینکه طالب ثار آن ولی قرار بگیرد.

این مسیر درستی که ما در باب حرکت سالار شهیدان داریم دنبال می‌کنیم، همین مسیری است که به عنوان اربعین سالار شهیدان و زیارت اربعین تا احیای فرهنگ حسینی و قیام و نهضت او باشد و جریان مبارزه با ظلم و ستم به عنوان یک فرهنگ اصیل الهی و وحیانی و قرآنی برای جامعه جهانی شناخته بشود که دین بایستی صیانت بشود، ولی و امام الهی بایستی تحت حفظ و صیانت الهی قرار بگیرد و این یک حرکت پسندیده‌ای‌ست که دین بر آن صحه خواهد گذاشت.

* مسیری که زینب کبری و ائمه‌ی پس از سیدالشهدا بعد از واقعه‌ی عاشورا طی کردند چه درس‌هایی برای امروز ما می‌تواند داشته باشد؟

همواره فرهنگ عاشورا بایستی زنده نگاه داشته شود. فرهنگ عاشورا متعلق به تاریخ نیست؛ مربوط به زمان و مکان نیست؛ بلکه فرهنگ عاشورا، فرهنگ انسانی و الهی است که خدای عالم برای انسان‌ها مقرر کرده که هرگز تحت ظلم و ستم واقع نشوند و جز به عزت راضی نباشند و ذلت و خواری و تحت ستم رفتن را هرگز برای خود نپسندند که «هیهات منا الذله» شعار رسمی و اصیل این نهضت است.

جامعه‌ای که به رنگ ظلم و ستم درآید و ظلم را بپذیرد و حاکمیت طاغوت را در هر قالبی و در هر شکلی بخواهد پذیرا باشد، قطعاً از حوزه فرهنگ الهی و دینی که عزت الهی را برای جامعه می‌پسندد، به دور خواهد بود.

اگر ما به آنچه که بعد از جریان سالار شهیدان اتفاق افتاد، یعنی حرکت سالار شهیدان از یک طرف و قیامی که زینب کبری سلام‌الله‌علیها و همچنین امام سجاد و بلکه کاروان به‌جامانده از کربلا انجام دادند، توجه کنیم همواره تأکید و اصرار بر درستی و صحت راهی که حسین بن علی انتخاب کرد بوده است.

آنچه را که به عنوان اصل قیام و نهضت او محسوب می‌شود، این است که حاکمیت الهی را برای جامعه بایستی پذیرفت و در مقام اجرای قوانین، جز به قانون قرآن و وحی راضی نشد و آن کسی که می‌تواند و شایسته است که زعامت جامعه را به عهده بگیرد و زمامدار دین و ملت باشد، جز یک امام الهی که خدای عالم او را به این امر منصوب کرده است، نخواهد بود.

این آنچه که از این کاروان به‌جامانده از کربلا به عنوان یک میراث عظیم الهی به جای مانده است که می‌تواند برای امروز و فردای جامعه انسانی، اسلامی و شیعی یک درسی باشد و یک توصیه‌ای قلمداد شود، عبارت است از آنکه آنچه که سالار شهیدان انجام دادند به عنوان «حسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»، راه سعادت و راه هدایت و رسیدن به مقصد و مقصود نهایی بوده و این مهم جز از مسیری که حسین بن علی گشوده است، امکان‌پذیر نخواهد بود.

همواره در طول تاریخ جریان مقابله حق و باطل وجود داشت و انبیا و اولیا و اوصیا در صف حق و حق‌طلبی بودند و طواغیت عصر و فراعنه و کسانی که در کسوت شرک و کفر ظاهر می‌شدند، همه و همه بر مبنای ظلم و ستم می‌خواستند بر جامعه حکومت کنند.

اگر جامعه‌ای صلاح سیاسی پیدا بکند و حاکمیت طاغوت را پس بزند و به حاکمیت الهی تن در بدهد، این جامعه مستحق آن است که بتواند به کمالات و فضائلی که خدای عالم برای انسان‌ها مناسب و مقرر کرده است، دست یابد.

این سیاست هدف نیست، حکومت و قدرت هدف و مقصد نهایی نیست؛ بلکه اگر سیاست الهی باشد و حکومت و قدرت در دست زمامداران الهی باشد، زمینه رشد و سعادت برای همه افراد فراهم است و سرآمد آن‌ها عزت و سربلندی است که تنها در سایه مبارزه حق علیه باطل امکان‌پذیر هست.

* در زمان حاضر برخی افراد و جریان‌ها با این‌همانی وقایع معاصر با آنچه در عاشورا رخ داده شعار انتقام سر می‌دهند. چه نظری درباره‌ی این نگاه دارید و اساسا اسلام و تشیع چه نگاهی درباره‌ی مقوله‌ی انتقام و خون‌خواهی دارد؟

بایستی به سه مقوله مهم و اساسی در عصر و روزگار خودمان توجه کنیم.

مسئله اول این است که حرکتی که این انقلاب شکوه‌مند آغاز کرد، یک حرکت الهی بود و بر مبنای حق و حق‌طلبی بود و مبارزه با ظلم و فساد و خنثی کردن حرکت‌های علیه عدالت و حق‌طلبی بود.

لذا شعارهای انقلاب همواره دو جهت داشت؛ یک جهت اثباتی که حاکمیت الهی است، پذیرش قوانین الهی، سنت‌های معصومین سلام‌الله علیهم اجمعین و اینکه آنچه را خدای عالم برای سعادت و کمال انسان‌ها در نظر گرفته است، آن را باید در جامعه حاکم کرد.

و از سوی دیگر در مقابل طواغیت و استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل، از همان ابتدا این نهضت ایستادگی و مقاومت داشت که تاکنون هم ادامه دارد.

این مسئله یکی از عمده‌ترین ارکان این حرکت الهی بوده و این حرکت ادامه داشته و بایستی این را پاس داشت و قدر دانست که انسانیت انسان در سایه این نگاه وحیانی تأمین می‌شود و جامعه‌ای که در تحت حاکمیت قوانین و ارزش‌های الهی و انسانی است و صاحبان مقام ولایت از این پاسداری می‌کنند، این‌ها را ارج بنهیم و در مسیری سوق بدهیم که خدای عالم برای انسان‌ها مقرر کرده است.

این این حرکت که نیازمند به مقاومت، استقامت و پایداری است، که رهبر شهید بر این امر بسیار مستحکم و استوار بودند و میراث بزرگ مقاومت را برای جامعه بنا نهادند و استمرار بخشیدند، این بایستی که در جامعه حفظ شود.

انتخاب کرده‌ایم، اراده کرده‌ایم بر مبنای پذیرش یک مسیر حق در طول این حدود ۵۰ سال راهی الهی را جامعه انسانی و نظام اسلامی طی می‌کند.

بخش دیگر این است که ما نسبت به آنچه که به عنوان میراث این انقلاب شکوه‌مند از معمار بزرگ انقلاب، امام خمینی و هم از رهبر شهید خودمان، آیت‌الله خامنه‌ای داریم، این بایستی که مصون و محفوظ بماند؛ به هر قیمتی باید از آن صیانت بشود و اجازه اینکه کسی بخواهد به این حرکت و این اندیشه و به این قیام سراسر نور و حکمت تعرضی بکند ندهیم و این جامعه از آن دفاع خواهد کرد.

مطلب دوم این است که ما هرگز اجازه نخواهیم داد، یعنی جامعه انسانی و جامعه اسلامی ایران عزیز بر این امر استوار و محکم و پابرجا است که هرگز اجازه نمی‌دهد که به نوامیس و به ارزش‌ها و بنیادها و نهادهایی که به عنوان نهادهای اصیل الهی و انسانی شناخته و معرفی شده است، تعرض بکنند.

این هم دفاع جانانه و مقتدری است که جامعه دارد انجام می‌دهد.

این شاید در عصر سالار شهیدان مسئله دفاع و امثال آن امکان‌پذیر نبود، یک عده محدودی بودند، اما اکنون قدرت اسلام و ایران بسیار قدرت اصیل و پایداری است و جامعه با تمام وجود در صحنه هستند؛ بنابراین این دفاع معنا دارد.

بر همه مرد و زن جامعه اسلامی لازم است که از کیان اسلام و نظام اسلامی و ارزش‌های تولیدشده این نظام که شهدای فراوانی در این راه داده شده است، بر آن اصرار ورزند و حفظ کنند.

اما مطلب سوم بحث انتقام است، که باید دانست که انتقام باید شرایط و اوضاع خودش را در جایگاه خودش داشته باشد و اصل اینکه این خون‌های پاک به ناحق ریخته، بایستی در حقیقت طالبین بثار این‌ها و به خون این‌ها قیام داشته باشند، شکی نیست.

اما نحوه آن باید چگونه باشد، جای بحث و گفت‌وگو فراوان دارد.

همان‌طوری که در باب سالار شهیدان در مظلومیت، در غربت و در شهادت و اینکه ناجوانمردانه حضرت را به شهادت رساندند، بحثی نیست؛ اما هیچ‌یک از ائمه علیهم‌السلام شرایط انتقام را مهیا نمی‌دیدند و بر اساس آن، همان‌طوری که در امر راهبردی دین که در زیارت عاشورا آمده که طالبین بثار حضرت بایستی مع ولیه الامام المهدی باشند، ما هم باید شرایط را و اوضاع جهانی را لحاظ بکنیم.

قدرت خودمان را هم توجه داشته باشیم، شرایط کشور و وضعیت‌های مختلفی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سایر مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای وجود دارد، به همه آن‌ها توجه کنیم و انتقام را در ظرفیتی مطرح کنیم که هم قدرت انتقام به معنای واقعی کلمه باشد و هم موجب آسیبی به کشور و نظام و شکست دیگری خدای نکرده برای نظام نباشد.

و لذا این سه امر هر کدام جای خود دارد:

یک؛ اثبات حقانیت و ادامه این حرکت.

دو؛ دفاع جانانه و مقتدرانه از کشور، از نظام، از ارزش‌ها و فرهنگ و از انقلاب اسلامی.

و سه؛ هم بحث انتقام است که به‌جا، در شرایط مناسب و اوضاعی که بتواند نظام را و جامعه اسلامی را در مصونیت نگه دارد، جای انتقام هم محفوظ خواهد بود.

امیدواریم که خدای عالم این کشور را، این نظام را، این جامعه را به مقصد نهایی‌اش برساند و با حضور حضرت امام زمان علیه‌السلام انتقام این خون‌های به‌ناحق‌ریخته ان‌شاءالله گرفته شود.

ارسال نظر