نشست تهران؛ گامی در مسیر شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای

موافقت ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان با برگزاری نشست چهارجانبه در تهران، آن هم در شرایطی که احتمال ازسرگیری جنگ علیه ایران افزایش یافته، پرسش مهمی را درباره آینده امنیت منطقه مطرح می‌کند؛ آیا این نشست صرفاً تلاشی برای مهار بحران جاری است یا می‌تواند نخستین گام برای شکل‌گیری ترتیبات امنیتی جدید با مشارکت قدرت‌های منطقه‌ای باشد؟

نشست تهران؛ گامی در مسیر شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای

به گزارش سایت دیدبان ایران، موافقت ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان با برگزاری نشست چهارجانبه در تهران، در شرایطی که نشانه‌های احتمال ازسرگیری جنگ علیه ایران افزایش یافته است، از نظر راهبردی قابل تأمل است. این نشست هنوز برگزار نشده و نمی‌توان درباره نتایج آن داوری کرد؛ اما نفس توافق چهار کشور برای گفت‌وگو در چنین شرایطی، موضوع مهمی برای تحلیل است.

به نظر می‌رسد ایران در چارچوب استراتژی کلان خود برای مقابله با فشارهای آمریکا و اسرائیل در نظم بین‌المللی در حال گذار، می‌کوشد زمینه شکل‌گیری ترتیبات جدید امنیتی در منطقه را فراهم کند. تجربه جنگ اخیر می‌تواند این واقعیت را برای کشورهای منطقه ثابت کرده باشد که اتکای صرف به هم‌پیمانی با آمریکا، لزوماً امنیت آنها را در برابر پیامدهای یک جنگ گسترده تضمین نمی‌کند. از این منظر، گفت‌وگو با قدرت‌های منطقه‌ای، حتی کشورهایی که با ایران اختلاف دارند، می‌تواند بخشی از تلاش برای مدیریت بحران و کاهش خطر درگیری باشد.

به نظر می‌رسد سفر اخیر ژنرال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به تهران در شکل‌گیری این ابتکار نقش داشته است. هم‌زمان، تلاش‌های قطر برای میانجیگری و جلوگیری از جنگ نیز نشان می‌دهد که تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای در چند مسیر دنبال می‌شود. هنوز نمی‌توان این تلاش‌ها را اجزای یک طرح هماهنگ دانست، اما هم‌زمانی آنها بیانگر اهمیت یافتن مهار بحران در محاسبات برخی کشورهای منطقه است.

این، نباید از این نشست انتظار نتایج فوری داشت؛ بااین‌حال، می‌توان آن را فرصتی برای کاهش تنش و آزمودن امکان گفت‌وگو درباره آینده امنیت منطقه دانست.

ایران در شرایط کنونی می‌کوشد به‌طور هم‌زمان با چند فشار مقابله کند: فشارهای داخلی برای تشدید بحران، تلاش‌های منطقه‌ای برای ائتلاف‌سازی علیه ایران و فشارهای بین‌المللی در قالب تحریم و محدودسازی دسترسی‌های دریایی، هوایی و زمینی. به نظر می رسد ایران برای خنثی کردن این فشارها بازسازی و افزایش توان دفاعی و صنعت هسته‌ای، تقویت ظرفیت‌های اقتصادی و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز را در دستور کار دارد. ابتکارهای دیپلماتیک منطقه‌ای مانند نشست چهار جانبه در تهران را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد.

نکته مهم آن است که دیپلماسی و آمادگی دفاعی الزاماً در تعارض با یکدیگر نیستند. مذاکره برای کاهش خطر جنگ، به معنای غفلت از دفاع در برابر تهدید احتمالی نیست؛ همان‌طور که آمادگی دفاعی نیز نباید به رد پیشینی هرگونه ابتکار دیپلماتیک منجر شود. تبدیل هر تلاش برای گفت‌وگو به اتهام فریب‌کاری، بدون بررسی شواهد و نتایج احتمالی آن، می‌تواند فرصت‌های مدیریت بحران را محدود کند.

در نهایت، نشست تهران را باید نه نشانه قطعی شکل‌گیری نظم امنیتی جدید، بلکه گامی احتمالی در مسیر آزمودن چنین نظمی ارزیابی کرد. اهمیت این ابتکار در آن است که آیا می‌تواند از سطح گفت‌وگوهای مقطعی فراتر برود و به سازوکارهایی برای کاهش تنش، جلوگیری از جنگ و مشارکت دادن قدرت‌های منطقه‌ای در تأمین امنیت خودشان منجر شود. پاسخ این پرسش به نتایج نشست و رفتار بعدی چهار کشور بستگی دارد؛ اما در شرایط کنونی، اصل گشودن چنین مسیری، خود واجد اهمیت راهبردی است.

ارسال نظر