سیستم هشدار زلزله در گوشی‌های هوشمند چگونه کار می‌کند؟

فناوری به جایی رسیده که تلفن همراهتان فاجعه را قبل از لرزش زمین می‌فهمد. اما این سیستم حیرت‌انگیز جهانی دقیقا چگونه کار می‌کند؟

سیستم هشدار زلزله در گوشی‌های هوشمند چگونه کار می‌کند؟

به گزارش سایت دیدبان ایران، غروب ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، آرامش شمال ونزوئلا با غرش ناگهانی زمین در هم شکست و کمتر از یک دقیقه پس‌از اولین لرزش ۷٫۲ریشتری، لرزشی مهیب‌تر با قدرت ۷٫۵ ریشتر، کاراکاس و ایالت‌های ساحلی را درهم کوبید؛ اما در این میان اتفاقی شگفت‌انگیز رخ داد؛ بیش‌از ۱۱٫۴میلیون گوشی هوشمند اندرویدی، به کاربرانشان هشدار دادند که زلزله‌ای در راه است، پناه بگیرید.

بسته به فاصله از مرکز زمین‌لرزه، برخی افراد فقط چند ثانیه و برخی دیگر تا نزدیک به دو دقیقه فرصت یافتند تا از ساختمان‌ها خارج شوند یا خود را به نقطه‌ای امن برسانند. امدادگران و شهروندان ونزوئلایی معتقدند هشدارها توانست تلفات انسانی را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد و اگر این فناوری نبود، شمار قربانیان به‌مراتب بیشتر می‌شد؛ اما گوشی‌های هوشمند چگونه پیش‌از انسان‌ها از خشم زمین باخبر می‌شوند؟

پیش‌از بررسی فناوری گوگل برای هشدار زلزله، باید سوءتفاهمی بزرگ و بسیار رایج را برطرف کنیم؛ علم لرزه‌شناسی هنوز نمی‌تواند زلزله را پیش‌بینی کند. سیستمی هم که گوگل تحت عنوان Android Earthquake Alerts ارائه می‌دهد، نوعی سامانه هشدار زودهنگام است نه فناوری پیش‌بینی.

فرآیند زلزله از لحظه‌ی شکسته‌شدن گسل در اعماق زمین آغاز می‌شود و از همان لحظه، امواج لرزه‌ای به‌سرعت در دل خاک شروع به حرکت می‌کنند؛ ولی سیگنال‌های مخابراتی از امواج زلزله سریع‌ترند، پس اگر اولین نشانه‌های گسیختگی گسل را در همان ثانیه‌های نخست ثبت کنیم، می‌توانیم پیام خطر را سریعاً به شهرها مخابره کنیم تا پیش‌از رسیدن امواج کندتر، اما مخرب، مردم فرصتی برای واکنش داشته باشند.

برای اینکه بهتر بفهمیم چگونه چند ثانیه‌ی حیاتی می‌تواند جانمان را نجات دهد، باید فیزیک امواج زمین‌لرزه را بشناسیم. زمانی‌که انرژی محبوس در گسل‌ها آزاد می‌شود، دو نوع موج اصلی به سمت سطح زمین حرکت می‌کنند که در سامانه‌های هشدار زودهنگام نقش‌های کاملاً متفاوتی برعهده دارند.

موج اولیه یا P، ساختاری طولی و فشاری دارد؛ شبیه به آکاردئونی که باز و بسته می‌شود. سنگ و موج P با سرعتی بسیار بالا، مثلاً بین ۵ تا ۸ کیلومتر‌برثانیه در پوسته‌ی زمین می‌تازد و خاک را در مسیر حرکت خود منبسط و منقبض می‌کند. این موج دامنه‌‌ی نوسان کوچکی دارد و معمولاً آسیب ساختاری خاصی به‌بار نمی‌آورد. در منطق سیستم‌های هشدار، امواج P پیام‌آورانی هستند که از فاجعه‌ای قریب‌الوقوع خبر می‌دهند.

امواج P پیام‌آورانی هستند که خبر از فاجعه‌ای قریب‌الوقوع می‌دهند

موج ثانویه یا S در تعقیب موج اول از راه می‌رسد. نوع این موج عرضی و برشی است و زمین را عمود بر مسیر حرکت خود به‌شدت تکان می‌دهد. موج دوم با سرعتی کندتر از موج اولیه؛ حدود ۳ تا ۵ کیلومتربرثانیه پیش می‌رود؛ اما به‌دلیل ماهیت برشی‌اش، ساختمان‌ها را تخریب می‌کند و زیرساخت‌ها را در هم می‌کوبد.

مفهوم هشدار سریع دقیقاً از شکاف زمانی میان رسیدن دو موج متولد می‌شود. اگر دستگاهی بتواند موج P را تشخیص دهد، می‌فهمد که موج ویرانگر S با تأخیری چندثانیه‌ای فراخواهد رسید. هرچه فاصله‌تان از مرکز زلزله بیشتر باشد، فاصله‌ی زمانی میان رسیدن موج P و S بیشتر خواهد بود و ثانیه‌های طلایی بیشتری برای پناه‌گیری فرصت خواهید داشت.

گوشی هوشمند چگونه ارتعاشات عمیق زمین را حس می‌کند و می‌فهمد که موج P از زیر پای شما رد می‌شود؟ این قابلیت را مدیون فناوری خیره‌کننده‌ی سیستم‌های میکروالکترومکانیکی یا MEMS هستیم که در اصل برای اهداف دیگری در گوشی تعبیه شده بود؛ کارهایی مثل تنظیم جهت نمایشگر مثل چرخش خودکار صفحه هنگام تماشای ویدیو.

شتاب‌سنج‌هایی که در گوشی‌های هوشمند به‌کار می‌روند، غالباً از نوع خازنی‌اند و روی تراشه‌ای سیلیکونی با ابعادی کمتر از یک میلی‌مترمربع سوار شده‌اند. درون این تراشه، قطعه‌ای معلق و میکروسکوپی به‌نام «جرم آزمون» وجود دارد که توسط فنرهای سیلیکونی بی‌نهایت ظریف در فضا نگه داشته می‌شود.

پیرامون قطعه‌ی معلق «جرم آزمون» هم سازه‌هایی شانه‌مانند به‌نام انگشتان متداخل دیده می‌شوند که نیمی از آن‌ها به قطعه‌ی معلق و نیمی دیگر به بستر ثابت تراشه متصل‌اند.

شتاب‌سنج‌های ظریف درون موبایل، فراتر از چرخش ساده‌ی صفحه، ارتعاشات عمیق زمین را حس می‌کنند

زمانی که امواج لرزه‌ای P به سطح زمین می‌رسند، ارتعاش از طریق ساختمان و میز به قاب گوشی منتقل می‌شود. قاب گوشی و انگشتان ثابت حرکت می‌کنند؛ اما براساس قانون اینرسی نیوتن، قطعه‌ی معلق درونی تمایل دارد سر جای خود ثابت بماند. همین اختلاف حرکت میکروسکوپی، فاصله‌ی میان انگشتان ثابت و متحرک را تغییر می‌دهد و باعث تغییر ظرفیت خازنی قطعه می‌شود.

اختلاف حرکت فوق‌العاده ناچیز درون شتاب‌سنج، فاصله‌ی میان انگشتان ثابت و متحرک را تغییر می‌دهد و باعث تغییر ظرفیت خازنی آن‌ها می‌شود. مدارهای مجتمع پردازشی (ASIC) به‌صورت آنی تغییرات خازنی میکروسکوپی را می‌خوانند و به ولتاژ الکتریکی متناسب با شتاب زمین تبدیل می‌کنند.

بدین‌ترتیب، لرزش زمین به داده‌های دیجیتال تبدیل می‌شود و گوشی هوشمند کاربر رسماً به یک لرزه‌نگار جیبی ارتقا می‌یابد.

اگر شتاب‌سنج گوشی چنین حساسیت بالایی دارد؛ چرا وقتی گوشی روی زمین می‌افتد، وقتی درحال دویدن هستیم یا در مترو نشسته‌ایم، آژیر زلزله به صدا درنمی‌آید؟ حسگر شتاب‌سنج به‌خودی‌خود، تفاوتی میان لرزش ناشی‌از گسیختگی گسل و افتادن گوشی روی زمین قائل نمی‌شود. اگر قرار بود گوشی به‌تنهایی تصمیم‌گیری کند، روزانه هزاران هشدار دروغین و دلهره‌آور صادر می‌شد!

چالش موجود به‌لطف پیوند جوامع آکادمیک و غول‌های فناوری حل شد؛ وقتی مارک استوگایتیس، مهندس ارشد نرم‌افزار گوگل از یک سو و پروفسور ریچارد ام. آلن، مدیر آزمایشگاه لرزه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا و تیمش ازسوی‌دیگر، دریافتند که برای جلوگیری از هشدارهای کاذب، باید دستگاه را از طریق نرم‌افزار فیلتر و اعتبارسنجی کنند.

فیلترهای هوشمند فرکانسی با حذف شوک‌های کاذب، از صدور هزاران هشدار دروغین جلوگیری می‌کنند

آن‌ها از تکنیک ادغام داده‌های حسگر (Sensor Fusion) بهره بردند. در این فرآیند، ابتدا فیلترهای فرکانسیِ پایین‌گذر وارد عمل می‌شوند. ازآنجاکه زلزله‌های مخرب فرکانس بسیار پایینی دارند (بین ۰٫۵ تا ۱۰ هرتز)، نرم‌افزار می‌تواند شوک‌های با فرکانس بالا مانند ضربه‌ی ناگهانی افتادن گوشی را در همان لحظه‌ی اول تشخیص دهد و نادیده بگیرد.

در گام بعدی، سیستم باید از وضعیت فیزیکی دستگاه مطمئن شود. سیستم با بررسی داده‌های سنجشگر چرخش یا ژیروسکوپ مطمئن می‌شود که دستگاه در دست کاربر یا ماشین در حال حرکت نیست و روی سطح ثابتی قرار دارد؛ مثل گوشی در حل شارژ کنار تخت.

باوجود تمام فیلترها، هنوز نمی‌توان سرنوشت و آرامش روانی یک شهر را به پردازش گوشی واحد سپرد. قدرت واقعی و حیرت‌انگیز فناوری تشخیص زلزله نه از درون یک دستگاه، بلکه از منطق جمع‌سپاری (Crowdsourcing) و هماهنگی میلیون‌ها گوشی سرچشمه می‌گیرد.

اگر قرار باشد میلیاردها گوشی هوشمند، داده‌های شتاب‌سنج خود را صدبار در ثانیه و به‌صورت لحظه‌ای به سرورهای ابری بفرستند، باتری گوشی‌ها در عرض چند ساعت تخلیه می‌شود و شبکه‌های جهانی اینترنت زیر بار این حجم عظیم و مداوم داده، کاملاً فلج خواهند شد؛ بدین‌ترتیب پای پردازش لبه به‌میان می‌آید؛ گوشی پیش‌از ارسال هرگونه پیامی به اینترنت، خودش داده‌ها را ارزیابی می‌کند.

گوشی برای جلوگیری از فلج شدن شبکه اینترنت، ابتدا لرزش را روی پردازنده‌ی خودش ارزیابی می‌کند

فرآیند پردازش محلی با الگوریتم‌های سبک آماری آغاز می‌شود. سیستم به‌طور مداوم انرژی لرزش را در کسری از ثانیه می‌سنجد و آن را با میانگین انرژی لرزش در بازه‌ی زمانی طولانی‌تری مقایسه می‌کند؛ اگر این نسبت به‌طور ناگهانی از حد مشخصی فراتر برود، یک ماشه‌ی نرم‌افزاری فعال می‌شود؛ اما برای جلوگیری از خطای پردازش، به‌محض فعال‌شدن ماشه، مدل شبکه‌ی عصبی مصنوعی (ANN) بسیار سبکی که پیش‌تر با الگوهای صدها هزار زلزله آموزش‌دیده است، مستقیماً روی پردازنده‌ی خود گوشی اجرا می‌شود.

هوش مصنوعی کوچک اجراشده روی گوشی، شکل موج ارتعاش را در پنجره‌ای دوثانیه‌ای بررسی می‌کند و اگر ویژگی‌های آن با رفتار موج لرزه‌ای P شباهت معناداری داشته باشد، گوشی تأیید می‌کند که یک رویداد غیرطبیعی زیر زمین در حال وقوع است و تازه مجوز ارتباط با اینترنت صادر می‌شود.

بسیاری از مردم تصور می‌کنند هنگام وقوع زلزله، گوشی هوشمند فایل‌های صوتی یا بسته‌های حجیمی از گراف‌های ارتعاشی را برای سرور ارسال می‌کند تا تحلیل شوند؛ اما عملکرد سیستم بسیار ظریف‌تر از ذهنیت ما پیش می‌رود.

پس از آنکه شبکه‌ی عصبی درون دستگاه، لرزش را تأیید کرد، گوشی یک بسته‌داده‌ای بسیار فشرده تولید می‌کند که حجم آن به‌زحمت به چند بایت می‌رسد و سه داده‌ی حیاتی را در خود جای می‌دهد: مُهر زمانی (Timestamp) که لحظه‌ی رسیدن موج لرزشی به گوشی را با دقت میلی‌ثانیه ثبت می‌کند؛ حداکثر شتاب زمین که شدت اولیه‌ی لرزش را نشان می‌دهد و لوکیشن بسیار تقریبی دستگاه.

پیام فوق‌العاده کم‌حجم می‌تواند از ضعیف‌ترین مسیرهای اینترنتی عبور کند و به سرورها برسد

به‌جز سه داده‌ی مربوط زمان، مکان و شتاب زمین، هیچ داده‌ی اضافه‌ای، فایل خام یا مشخصات هویتی و شماره‌تماسی به سرور مخابره نمی‌شود. در زمان وقوع فاجعه که شبکه‌های مخابراتی دچار ناپایداری می‌شوند، پیام اضطراری ‌کم‌حجم می‌تواند از باریک‌ترین و ضعیف‌ترین مسیرهای اینترنتی عبور کند و خود را به سرورهای مرکزی برساند.

بااین‌حال، دریافت پیام لرزش تنها از یک گوشی در استانبول یا ونزوئلا، هرگز به‌معنای وقوع زلزله نیست. تأیید نهایی گسیختگی زمین‌شناسی، نیازمند قدرت پردازش سرورهای ابری غول‌پیکر است و اینجا مفهوم جمع‌سپاری ارزش واقعی‌اش را به‌نمایش می‌گذارد.

سرورهای مرکزی گوگل، نقشه‌ی جغرافیایی را به بلوک‌هایی با ابعاد مشخص، مثلاً مربع‌های ۱۰کیلومتری تقسیم می‌کنند و در وضعیت آماده‌باش منتظر می‌ماند؛ زمانی‌که صدها یا هزاران گوشی هوشمند مستقل در یک شعاع جغرافیایی خاص، پیام‌های تأیید لرزش خود را در بازه‌ی زمانی چندثانیه‌ای ارسال می‌کنند، سرور متوجه می‌شود که با خطای تصادفی روبه‌رو نیست.

یک پیام لرزش هرگز کافی نیست؛ سرورها دنبال خوشه‌ای متراکم از پیام‌های همزمان می‌گردند

سیستم‌های ابری از الگوریتم‌های پیشرفته‌ی خوشه‌بندی فضایی-زمانی نظیر DBSCAN استفاده می‌کنند که وظیفه دارند داده‌های معتبر را از میان نویزها بیابند. وقتی گوشی فردی به زمین می‌افتد، داده‌ای پرت ارسال می‌شود که در زمره‌ی نویزها قرار می‌گیرد؛ اما یک موج لرزه‌ای در حال گسترش، خوشه‌ای متراکم از پیام‌ها را در پی خود ایجاد می‌کند.

با رسیدن امواج پیش‌قراول P به مناطق دورتر، دایره‌ی گوشی‌های گزارش‌دهنده بزرگ‌تر می‌شود. حالا سرور با استفاده از تفاوت زمانی رسیدن پیام‌ها از گوشی‌های مختلف و محاسبه‌ی هندسی آن‌ها، کانون زلزله و عمق تقریبی آن را پیدا می‌کند.

دشوارترین بخش محاسبات، حدس بزرگی زلزله در همان ثانیه‌های اول است. الگوریتم‌های یادگیری ماشین مانند رگرسیون جنگل تصادفی، شدت شتاب گزارش‌شده توسط گوشی‌ها را با فاصله‌ی آن‌ها از مرکز تطبیق می‌دهند و بزرگی کلی زلزله را تخمین می‌زنند.

تیم توسعه‌دهنده‌ی گوگل می‌گوید با یادگیری از زلزله‌های گذشته، خطای میانه در تخمین‌های اولیه از ۰٫۵‌درجه به ۰٫۲۵‌درجه ریشتر کاهش‌یافته است؛ دقتی که با شبکه‌های لرزه‌نگاری سنتی و گران‌قیمت رقابت می‌کند.

حالا که سرور ابری می‌داند مرکز زلزله کجاست، قدرت آن چقدر است و امواج مخرب S به کدام سمت در حال حرکت‌اند، باید آژیر خطر را به صدا درآورد؛ ولی ارسال پیام هشدار به میلیون‌ها نفر پیش از رسیدن موج لرزه‌ای، چندان ساده نیست.

در موقعیت‌های اضطراری استفاده از پیامک یعنی فاجعه؛ زیرا سیستم پیامک برای ارتباط نقطه-به-نقطه طراحی شده؛ اگر سازمان مدیریت بحران بخواهد برای ۱۰میلیون کاربر هشدار پیامکی بفرستد، مراکز سوییچینگ مخابرات باید ۱۰میلیون پردازش مجزا و متوالی انجام دهند و ممکن است پیام‌ها ساعت‌ها بعد به دست مردم برسد.

ارتباط پایدار سیستم‌عامل اندروید با سرور، زمان ارسال پیام نجات را به حداقل می‌رساند

ماهیت نقطه-به-نقطه‌ی پیامک و چالش‌های ارسال انبوه آن باعث می‌شود سامانه‌های هشدار مدرن به فناوری پیشرفته‌ی پخش سلولی (Cell Broadcast) روی آورند. در این معماری یک‌طرفه، سرور پیام هشدار را تنها یک‌بار به دکل‌های مخابراتی منطقه می‌فرستد و دکل‌ها نیز مانند آنتن رادیویی، پیام خطر را به‌صورت هم‌زمان و یک‌باره برای تمام گوشی‌های تحت پوشش خود پخش می‌کنند؛ بدون اینکه نیازی به دانستن شماره‌ی سیم‌کارت یا هویت دستگاه‌ها داشته باشند.

از طرف دیگر سیستم توزیع‌شده‌ی اندروید از اتصالات پایدار اختصاصی خود نیز بهره می‌برد. سیستم‌عامل گوشی شما همواره یک ارتباط بسیار نامحسوس را با سرورهای گوگل زنده نگه می‌دارد؛ به‌محض تأیید زلزله، سرور با استفاده از مکانیزم‌های Push، پیام هشدار را مستقیماً از طریق این کانال باز، به‌سمت میلیون‌ها دستگاه هدف روانه می‌کند و زمان پردازش‌های مسیریابی را به‌حداقل می‌رساند.

بسیاری از زلزله‌های مرگبار در نیمه‌شب رخ می‌دهند؛ زمانی که بیشتر کاربران گوشی‌شان را سایلنت کرده‌اند. ارسال یک اعلان متنی ساده در این شرایط هیچ فایده‌ای ندارد و جان کسی را نجات نمی‌دهد. به‌همین‌دلیل سیستم طوری طراحی شده است که در مواجهه با خطرات جانی، تنظیمات کاربر را به‌صورت موقت کنسل می‌کند.

در مواجهه با زلزله‌های ویرانگر، گوشی حتی در حالت کاملاً بی‌صدا نیز با حداکثر توان آژیر می‌کشد

سیستم هشدار زلزله با استفاده از دسترسی‌های سطح Root در سیستم‌عامل و بهره‌گیری از ابزارهای برنامه‌نویسی مدیریت صدا، دو رفتار متفاوت از خود نشان می‌دهد:

اگر پردازش‌های ابری نشان دهند که زلزله‌ای خفیف در راه است، پیام هشدار ShakeAlert صادر می‌شود که به تنظیمات صوتی کاربر احترام می‌گذارد و صرفاً یک اعلان برای آگاهی روی صفحه‌نمایش می‌دهد؛ اما اگر سرور تخمین بزند لرزش‌های ویرانگر و پرخطری در راه است، پیام بحرانی زمین‌لرزه «Drop, Cover, Hold» صادر می‌شود.

پیام هشدار به‌طور موقت تمام تنظیمات محدودکننده‌ی کاربر را غیرفعال می‌کند، صفحه‌نمایش را با حداکثر نور روشن می‌سازد و آژیر مخصوصی را با بلندترین صدای ممکن از اسپیکرهای دستگاه پخش می‌کند تا فرد از خواب عمیق بیدار شود و پناه بگیرد.

مهم‌ترین محدودیت سیستم هشدار زودهنگام گوشی‌های هوشمند را می‌توانیم پدیده‌ی نقطه‌ی کور بدانیم؛ چالشی که از قوانین فیزیک ناشی می‌شود نه کدهای نرم‌افزاری.

برای درک نقطه‌ی کور، ابتدا مرکز زلزله را به‌عنوان مرکز دایره‌ای با شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر تصور کنید. در این فاصله بسیار نزدیک به کانون فاجعه، موج سریع و بی‌خطرِ P و موج کُند، اما ویرانگرِ S، تقریباً دوشادوش هم و در یک‌زمان به سطح زمین می‌رسند.

ساکنان کانون فاجعه پیش از آنکه آژیر تلفنشان به صدا درآید، ضربه ویرانگر زلزله را احساس می‌کنند

ازسوی‌دیگر، خود سیستم نیز برای واکنش به زمان نیاز دارد؛ فعال‌شدن سنسور گوشی، اجرای شبکه‌ی عصبی، ارسال داده به سرور ابری، پردازش اطلاعات و در نهایت مخابره‌ی آژیر خطر به گوشی کاربران، در بهترین حالت بین ۵ تا ۷ ثانیه طول می‌کشد.

در نتیجه، ساکنان منطقه کور پیش از آنکه آژیر تلفنشان به صدا درآید، ضربه‌ی ویرانگر موج S را احساس می‌کنند. تلخ‌ترین حقیقت فناوری هشدار زودهنگام همین است که آسیب‌پذیرترین افراد، کسانی که در مرکز فاجعه و در معرض شدیدترین خرابی‌ها قرار دارند؛ کمترین بهره را از سیستم می‌برند.

هشدارها جان کسانی را نجات می‌دهد که ده‌ها کیلومتر دورتر از کانون بحران زندگی می‌کنند.

تصور کنید بخواهید تنها از روی چند قطره‌ی اول باران، حجم یک سیلاب ویرانگر را حدس بزنید؛ این دقیقاً همان چالشی است که سیستم‌های هشدار زلزله در ثانیه‌های ابتدایی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ خطایی که با نام اشباع بزرگی زلزله (Magnitude Saturation) شناخته می‌شود.

واقعیت این است که برای سنسورهای گوشی‌های هوشمند، الگوی انرژی آزادشده در همان ثانیه‌های ابتدایی یک زلزله‌ی متوسط ۶٫۵ریشتری، تفاوت چندانی با یک فاجعه‌ی عظیم ۸٫۰ ریشتری ندارد. چنین شباهت فریبنده‌ای، الگوریتم‌ها را در خوانش بحران به‌اشتباه می‌اندازد.

بامداد ۶ فوریه‌ی ۲۰۲۳، زمانی که زمین‌لرزه‌ای ویرانگر با قدرت ۷٫۸ ریشتر، منطقه‌ی قهرمان‌ماراش در جنوب ترکیه را لرزاند، سیستم پردازش ابری گوگل در دام خطای تحلیلی گرفتار شد. داده‌های اولیه‌ی دریافتی چنان گمراه‌کننده بود که الگوریتم، شدت زلزله را بسیار ضعیف‌تر از واقعیت و در محدوده‌ی ۴٫۵ تا ۴٫۹ ریشتر ارزیابی کرد؛ به‌همین دلیل سیستم به‌جای صدور مجوز برای پخش آژیرِ بلند و بیدارکننده‌، تنها به ارسال اعلان بی‌صدا بسنده کرد؛ برای میلیون‌ها انسانی که در خوابی عمیق فرورفته بودند.

حدس‌زدن حجم یک فاجعه‌ی عظیم تنها از روی ثانیه‌های ابتدایی لرزش، کار بسیار دشواری است

توسعه‌دهندگان و پژوهشگران برای رفع نقص‌های سیستم تشخیص زلزله، به‌طور مداوم داده‌های مربوط به زلزله‌های گذشته را به مدل‌های یادگیری ماشین تزریق می‌کنند تا تفاوت رفتار زمین در مناطق مختلف جغرافیایی را به الگوریتم‌ها بیاموزند و نرخ خطای تشخیص را در پدیده‌های عظیم کاهش دهند.

هر سامانه‌ای که کارکرد آن بر پایه‌ی جمع‌آوری لحظه‌ای داده از میلیاردها شهروند بنا شده باشد، ناگزیر با پرسش‌های جدی در زمینه حریم خصوصی مواجه می‌شود. توسعه‌دهندگان سیستم تشخیص زلزله همیشه در بیانیه‌های خود تأکید می‌کنند که تمامی داده‌های دریافتی، کاملاً بی‌نام منتقل می‌شوند و سیستم برای پیشبرد محاسبات خود تنها به موقعیت مکانیِ بسیار تقریبی تکیه می‌کند، اما نگرانی‌های امنیتی همچنان به قوت خود باقی است.

براساس اسناد حقوقی و نظر منتقدان، سیستم‌‌های عامل برای رسیدن به چنین سطحی از سرعت و دقت در تشخیص زلزله، از خدمات زیربنایی قدرتمندی استفاده می‌کنند؛ به‌طوری که می‌توانند حسگرهای گوشی را صدبار در ثانیه چک کنند و با اسکن وای‌فای‌های اطراف یا ردیابی IP، موقعیت کاربر را به‌دست آورند.

توسعه‌دهندگان از بی‌نام بودن داده‌ها می‌گویند؛ اما منتقدان نگران نظارت انبوه افراد هستند

باتوجه‌به فعال‌بودن پیش‌فرض سرویس‌های هشدار در گوشی‌های اندرویدی، با دوراهی اخلاقی بزرگی مواجه می‌شویم؛ از یک سو، این شبکه ارزان‌ترین و گسترده‌ترین ابزار حفظ جان انسان‌ها در کشورهای درحال‌توسعه محسوب می‌شود و ازسوی‌دیگر دغدغه‌ی مشروعی وجود دارد که آیا غول‌های فناوری حق دارند به بهانه‌ی حفظ جان مردم در بلایای طبیعی، داده‌های حرکتی شهروندان را به‌صورت انبوه زیر نظر بگیرند؟

درحالی‌که سیستم هشدار گوگل بر پایه‌ی جمع‌سپاری داده از میلیون‌ها گوشی اندرویدی عمل می‌کند، اپل رویکرد متفاوتی دارد و چنین شبکه‌ای را توسعه نداده است. دلیل اصلی این تفاوت هم به سیاست‌های امنیتی و حریم خصوصی اپل بازمی‌گردد.

کاربران آیفون برای دریافت آژیر خطر، کاملاً به سامانه‌های دولتی و فناوری پخش سلولی وابسته‌اند

اپل اجازه نمی‌دهد اپلیکیشنی مانند گوگل برای تشخیص لرزش‌های زمین به‌صورت دائمی و در پس‌زمینه به شتاب‌سنج گوشی دسترسی داشته باشد. ازسوی‌دیگر، سیستم‌عامل iOS به‌گونه‌ای طراحی شده است که اجرای مداوم چنین فرآیندی در پس‌زمینه را محدود می‌کند تا از باتری و حریم خصوصی کاربر محافظت کند.

پس گوشی‌های آیفون بخشی از شبکه‌ی تشخیص جهانی زلزله نیستند و کاربرانشان برای دریافت هشدار زلزله، به سیستم‌های دولتی و اپلیکیشن‌های شخص ثالث وابسته‌اند. هشدارهای دولتی از طریق فناوری پخش سلولی توسط مراجع رسمی هر کشور ارسال می‌شود.

 تا پیش‌از دهه‌ی اخیر، ثبت ارتعاشات زمین در انحصار آزمایشگاه‌های دولتی و دستگاه‌های لرزه‌نگاری سنگینی بود که با هزینه‌های گزاف به بستر زمین متصل می‌شدند؛ ولی امروز همان حسگر میکروسکوپی خازنی که به کاربران اجازه می‌دهد با چرخاندن گوشی ویدیوها را به‌صورت افقی تماشا کنند، از پس وظایف مهم‌تری هم برمی‌آید.

بااین‌حال قدرت اصلی سیستم از ایده‌ی جمع‌سپاری سرچشمه می‌گیرد؛ جایی‌که تلفن همراه شما در کنار میلیون‌ها گوشی دیگر، مانند نورون‌های یک سیستم عصبی گسترده و جهانی عمل می‌کنند و کوچک‌ترین لرزش‌های پوسته‌ی زمین را تحت‌نظر می‌گیرند.

و در نهایت هماهنگی حسگرهای ارزان‌قیمت، زیرساخت‌های محاسبات ابری، مدل‌های ریاضی خوشه‌بندی و شبکه‌های مخابراتی سیستم یکپارچه‌ای می‌سازد که قادر است از سرعت امواج ویرانگر لرزه‌ای پیشی بگیرد و مرز باریک میان ماندن زیر آوار یا رسیدن به نقطه‌ای امن را، با چند ثانیه زمانِ طلایی به نفع انسان‌ها جابه‌جا کند.

ارسال نظر