نئاندرتال‌ها واقعاً کم‌هوش و غارنشین بودند؟ دانشمندان یک باور قدیمی را اصلاح کردند

برای بیش از یک قرن، نئاندرتال‌ها به‌عنوان موجوداتی خشن، کم‌هوش و ابتدایی تصور می‌شدند؛ اما شواهد باستان‌شناسی و ژنتیکی جدید نشان می‌دهد این خویشاوندان باستانی انسان توانایی ساخت ابزارهای پیچیده، شکار گروهی، استفاده از آتش و احتمالاً رفتارهای نمادین را داشته‌اند.

نئاندرتال‌ها واقعاً کم‌هوش و غارنشین بودند؟ دانشمندان یک باور قدیمی را اصلاح کردند

به گزارش سایت دیدبان ایران، در اوایل قرن بیستم، مارسلن بول، دیرین‌شناس فرانسوی، بقایای نئاندرتال معروف به «پیرمرد لاشاپل» را بررسی کرد. این نمونه به دلیل بیماری‌های استخوانی و آسیب‌های ناشی از سن، وضعیت طبیعی کاملاً سالمی نداشت. بااین‌حال، بول آن را به شکلی بازسازی کرد که موجودی خمیده، با حالت بدنی شبیه میمون و توانایی ذهنی محدود را نشان می‌داد.

بازسازی مارسلن بول تأثیر زیادی گذاشت و برای سال‌ها تصویر غالب از نئاندرتال‌ها شد. کتاب‌ها، فیلم‌ها و داستان‌های علمی‌تخیلی نیز همین تصور را تقویت کردند: موجودی سنگین‌رفتار، خشن و دور از تمدن. اما مشکل این بود که این تصویر بیشتر به یک تفسیر اشتباه از چند استخوان متکی بود تا مجموعه‌ای از شواهد کامل.

بازسازی نئاندرتال لاشاپل-او-سن
بازسازی نئاندرتال لاشاپل-او-سن توسط فرانتیشک کوپکا، هنرمند اهل جمهوری چک. این بازسازی که در سال ۱۹۰۹ ساخته شد، به‌شدت تحت تاثیر دیدگاه مارسلن بول درباره‌ی این اسکلت بود که آن را متعلق به موجودی می‌دانست که کاملا انسان محسوب نمی‌شود.

 

یافته‌های جدید نشان داده‌اند نئاندرتال‌ها بسیار پیچیده‌تر از تصور قدیمی بودند. آن‌ها ابزارهای سنگی پیشرفته می‌ساختند، برای شکار حیوانات بزرگ برنامه‌ریزی می‌کردند و از آتش استفاده می‌کردند. شواهدی از مراقبت از اعضای آسیب‌دیده‌ی گروه نیز نشان می‌دهد روابط اجتماعی میان آن‌ها اهمیت داشته است.

 

در سال‌های اخیر، پژوهشگران شواهدی از استفاده‌ی نئاندرتال‌ها از رنگ‌دانه‌ها، تزئینات شخصی و فعالیت‌هایی پیدا کرده‌اند که می‌توان آن‌ها را نشانه‌هایی از تفکر نمادین دانست. برخی پژوهش‌ها حتی احتمال می‌دهند بعضی آثار هنری غاری پیش از ورود انسان خردمند به اروپا ساخته شده باشند. این یافته‌ها باعث شده مرز میان «انسان خردمند» و «نئاندرتال» که زمانی بسیار پررنگ تصور می‌شد، کم‌رنگ‌تر شود.

مطالعات DNA باستانی نشان داده‌اند نئاندرتال‌ها و انسان خردمند حدود صدها هزار سال پیش از یک نیای مشترک جدا شدند، اما مسیر تکاملی آن‌ها کاملاً جدا از هم نبود.

وقتی انسان‌های خردمند وارد بخش‌هایی از اروپا و آسیا شدند، برای مدتی با نئاندرتال‌ها هم‌زیستی داشتند. نتیجه‌ی این تماس‌ها هنوز در ژن‌های انسان‌های امروزی دیده می‌شود؛ بسیاری از افراد با تبار غیرآفریقایی بخشی از DNA نئاندرتالی را در ژنوم خود دارند.

تغییر نگاه ما به نئاندرتال‌ها فقط داستان اصلاح یک اشتباه تاریخی نیست؛ نمونه‌ای از این است که علم با شواهد تازه می‌تواند برداشت‌های قدیمی خود را بازبینی کند.

دانشمندان قرن نوزدهم با اطلاعات محدود، تصویری از نئاندرتال‌ها ساختند که بیشتر بازتاب نگاه همان دوره به مفهوم «پیشرفت» و «تکامل» بود. اما با پیدا شدن شواهد جدید، مشخص شد این خویشاوندان باستانی انسان نه موجوداتی ساده و عقب‌مانده، بلکه گروهی سازگار و پیچیده بودند که مسیر متفاوتی را در تاریخ تکامل انسان طی کردند.

ارسال نظر