کد خبر: 71674
A

آن بیماری که در اعتراضات لردگان مشاهده کردیم،ظاهرا ایدز بود؛بیماری که مسری است و می تواند باتحقق شروطی، از فردی به فرد دیگر منتقل شود؛حتی در صورت عدم پیشگیری و مراقبت می تواند در یک شهر همه گیر هم شود،اما همه داستان لردگان ایدز نبود!

به گزارش دیده بان ایران، آن بیماری که در اعتراضات لردگان مشاهده کردیم،ظاهرا ایدز بود؛ بیماری که مسری است و می تواند باتحقق شروطی، از فردی به فرد دیگر منتقل شود؛حتی در صورت عدم پیشگیری و مراقبت می تواند در یک شهر همه گیر هم شود،اما همه داستان لردگان ایدز نبود، در لردگان بیماری مسری بی اعتمادی بدتر از ایدز عمل کرد؛بی اعتمادی حتی از ایدز هم مسری تر است و زودتر در یک شهر و کشور اپیدمی می شود؛ناقلان ویروس بی اعتمادی را باید شناخت؛این ویروس خطرناکی است.

در کشور،مساله هایی وجود دارد که به سرعت تبدیل به بحران می شوند!مشکلاتی که در ابتدا فقط یک مساله هستند و برای حل آن باید تدبیر کرد،اما عموما صورت مسائل پاک می شود و مسائل همچنان روی هم انباشته می شوند تا روزی از جایی سرباز کند؛اینگونه است که حتی یک روستای کوچک که مردمش به هر دلیل، مظلومانه،متوجه بیماری کشنده ای می شوند،می تواند منشاء بحران شود.مردمی که در مراحل اول،مساله شان یا دیده نشده و یا صورت مساله شان پاک شده،به خیال اینکه با این ندیدن ها و این پاک کردن ها،مساله هم حل خواهد شد.

مسئولانه سخن گفتن و رفتار کردن برای مدیران،دیگر یک فضیلت نیست،بلکه شرط لازم برای تصدی مسئولیت است.نیرویی که قدرت دارد،تریبون دارد و امکانات،به همان میزان،بلکه بیشتر هم باید در قبال همه اینها،مسئولیت داشته باشد؛مسئولیت فقط اقتدار بر مردم نیست،بلکه توانایی سخن گفتن با مردم و مسئولانه رفتار کردن با آنان،ملازم اقتداری است که مردم خود به مسئولان داده ند.در مساله لردگان،با مردم مسئولانه سخن گفته نشد،احساسات آنان فهمیده نشد و البته کسی هم به خاطر این رفتار با مردم مورد مواخذه قرار نگرفت. در زمانی که کمترین صحبتی در مورد مسئولان با اتهام توهین به مقامات و تشویش اذهان عمومی روبرو می شود،رفتار و سخن غیر مسئولانه مقامات،آیا تشویش جان و زندگی مردم نیست؟

اعتراض مردم برای رسیدگی به مساله هایشان،اصالتا فتنه و اغتشاش نیست؛صدای درخواست برای اجابت تقاضایی است که بدون پاسخ مانده است و جز فریاد زدن آن در خیابان،کسی گوشش را بدهکار آنان نمی کند. لزوما در هر اعتراضی،عده ای هم وارد می شوند و برای غرضی سیاسی،جهت خواسته های مردمی مظلوم را تغییر می دهند!کم نیستند عده ای که از خود ویدیوهای ساختگی می سازند و به رسانه های اجتماعی و رسمی،می فرستند تا صحنه را گل آلود کنند تا ماهی اغراض سیاسی خود را صید کنند.آنکس که آتش می زند یا تخریب می کند،حتما می داند که آتش زدن و تخریب کردن،مساله او را حل نمی کند و حتما هم می داند مساله ای بر مسائل لاینحل خود اضافه می کند؛اما سوال این است که آیا می توان مقابل اعتراض مردم برای احقاق حق شان را سد کرد و اجازه اعتراض به آنان نداد؟آیا می توان تضمین گرفت از مردم که کسی از اعتراض آنان سوءاستفاده نکند؟حتما نمی شود؛اما می شود اعتماد را بین مردم و مسئولان باسازی کرد؛تا زمانی که به دلیل رفتار و گفتار غیر مسئولانه ای،بین عده ای از مردم و مسئولان،شکاف ایجاد شود؛آتش و تخریب آن نیروی مغرض سیاسی،در بین آن شکاف قرار می گیرد و آن را پر می کند.

مردم در هر گوشه ای از این سرزمین،نیاز دارند که به آنان حرمت گذاشته شود و مسئولان مشکلات آنان را جدا از مسئولیت و مقام خویش ندانند. بی حرمتی،انسان را عاصی می کند،فرقی هم نمی کند،انسان غربی باشد یا شرقی. وقتی جامعه ای تصمیم می گیرد که داوطلبانه قدرت خود را به جمعی نام دولت و حاکمیت واگذار کند،انتظار دارد آن نهاد،به او و حقش برای زندگی احترام بگذارند تا او را نسبت به هر چیزی عاصی نکنند.تفاوتی هم نمی کند مردم یک روستا یا مردم یک پایتخت؛مردم حق زندگی دارند و باید این حق محترم دانسته شود،مسئولانه با او سخن گفته شود و رفتار شود تا اعتماد آن مردم خدشه دار نشود.

در این سالها عموما به هر دلیلی،نتوانسته ایم شرایط مناسب برای بیان اعتراضات مردمی را در جوی آرام و مدنی فراهم کنیم. در این سالها اعتراضات مردم گاهی با انجام اشتباهی از سوی مسئولان و گاهی با نفوذ مغرضان به خشونت کشیده شده است. راه حل هم برای ما همیشه ساده بوده است؛یا معترضان را فتنه گر نامیده ایم یا اجازه اعتراض نداده ایم. اما این هر دو راه آزموده شده خطا بوده و هست؛اما هنوز هم نمی خواهیم راهی را بیابیم که مردم بتوانند صدایشان را به شکل مسالمت آمیز به گوش مسئولان برسانند! شنیدن صدای مردم به صورت مسالمت آمیز و با مکانیسمی که همه جوانب آن اندیشیده باشد،چه اشکالی داردکه به سمت آن نمی رویم؟

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر