کد خبر: 116630
A

نمازی گفت: به نظر می‌رسد که این یک دست شدن حاکمیت به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود. زیرا در هشت سال گذشته مدام سرزنش می‌شدند که دولت مورد حمایت آنها خوب عمل نمی‌کند. حالا اگر اصولگریان بتوانند مشکلات را حل کرده و گشایشی حاصل کنند، سابقه خوبی برای خود ایجاد می‌کنند اما اگر نتوانند و یا حداقل در حد توقع مردم که همیشه بیشتر از عملکرد دولت‌ها است، ظاهر نشوند اوضاع به نفع اصلاح‌طلبان خواهد بود. زیرا مردم منتقد می‌شوند و به سوی اصلاح‌طلبان که به صورت بالقوه حضور دارند، متمایل می‌شوند.

به گزارش دیده بان ایران؛ سه ماه از انتخابات ریاست جمهوری 1400 که به جرات می‌توان را نقطه عطفی در حیات سیاسی جریان اصلاحات به حساب آورد، گذشته است. اکنون اما وقت آن رسیده که با استفاده از فراغتی که باخت در انتخابات برایشان فراهم کرده، فکری به حال بازیابی خود کنند. 

 

باید دید که سیاسیون در این جریان سیاسی چه برنامه‌ای برای آینده خود و جریان سیاسی متبوعشان دارند؟ از پس حل اختلافا برخواهند آمد؟ با همان چهره‌های پیشین برمی‌گردند یا در پی نوگرایی خواهند رفت؟​

 

علی‌محمد نمازی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در گفت‌وگویی با «نامه‌نیوز» به این سوالات پاسخ داده و از الزامات احیای جریان اصلاحات می‌گوید. 

او با اشاره به اینکه «موضوع فعال شدن احزاب و حاکم شدن کارکرد حزبی در اداره کشور و انتخابات، نیاز به چند پارامتر دارد» می‌گوید: «پارامتر اول این است که حاکمیت بخواهد. یعنی حاکمیت باید توجه داشته باشد که وقتی از دموکراسی صحبت می‌کند و ادعا می‌کند که کشور به صورت دموکراتیک اداره می‌شود، یک معادله ساده برقرار است و باید برای مردم اثبات شود. آن معادله هم این است که احزاب ابزار نظام‌های دموکراتیک هستند. یعنی نمی‌توان گفت که نظام دموکراتیک است اما به احزاب نیاز نداریم. وقتی هم که موضوع انتخاب به میان می‌آید اختلاف سایق و نظرات مطرح می‌شود و احزاب هستند که این اختلاف نظرها را سازماندهی می‌کنند».

وی تاکید کرد: «حاکمیت اگر این را بخواهد زمینه لازم را فراهم کرده و با احزاب مخالفت نمی‌کند. متاسفانه من کم دیده‌ یا ندیده‌ام که روسای جمهور ایران به عضویت در حزبی افتخار کند. یعنی یا سکوت کرده و یا به عدم عضویت در احزاب افتخار می‌کنند».

 

نمازی افزود: «پارامتر دوم نیز این است که افراد صاحب نظر و مورد توجه مردم که آمادگی سازماندهی سلایق مختلف را در چارچوب احزاب داشته باشند، در کنار هم احزابی را ایجاد کنند. به خاطر سابقه منفی حزب توده در کشور ما ذهنیت منفی نسبت به احزاب وجود دارد که اگرچه از شدت آن کاسته شده اما هنوز باقی است. لذا افراد توانمند که سواد لازم را دارند کمتر حاضر هستند که به میدان بیایند. به عنوان مثال بگویم که شهید بهشتی همان ابتدای انقلاب آمدند و به اتفاق رهبری و آقای هاشمی و باهنر و ... حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کردند و شهید بهشتی آن حرف تاریخی را زد و گفت که حزب معبد من است. الان هم نیاز داریم که افرادی مثل آقای خاتمی و آقای ناطق و دیگران باید بیاند و سردمدار احزاب فراگیر بشوند».

وی درباره الزامات احیای جریان اصلاحات نیز گفت: «قدم اول این است که حاکمیت بخواهد و همراهی کند. قدم دوم اینکه دبیران شورای مرکزی احزاب موجود، باید با صرف نظر کردن برخی مسائل مثل تک‌روی و خواسته‌های انحصار طلبانه وارد شده و با یک هدف و در چارچوب جناح اصلاح‌طلب با هم کار کنند».

نمازی با بیان اینکه «این خواسته در بین احزاب و نیروهای اصلاح‌طلب وجود دارد» گفت: «همان شورای هماهنگی می‌تواند خودش این جناح را احیا کند یا با کمک آقای خاتمی و برخی چهره‌های حقیقی مثل گذشته این شورا را فعال کند. مانع موجود اما به شرط اول برمی‌گردد. دقت داشته باشید که احزاب و افراد برای این وارد میدان می‌شوند که در قدرت سهیم شوند. سهیم شدن در قدرت هم منوط به برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه است. اکنون اما می‌بینیم که اصلاح‌طلبان شاخص می‌گویند دیگر زمینه انتخابات آزاد نیست و اگر هم بخواهیم وارد شویم، نامزد ما رد صلاحیت می‌شود».

او تاکید کرد: «قطعا اگر احزاب ببینند که نامزد آنها در سایه تلاش امکان حضور در قدرت را دارند، حتما فعال می‌شوند».

وی در پاسخ به اینکه اگر شرایط موجود برای اصلاح‌طلبان تغییری نکند و آنچه تحت عنوان خواست حاکمیت می‌گویند، محقق نشود؛ این جریان چه سرنوشتی خواهد داشت؟ گفت: «با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان در دو دوره انتخابات 92 و 96 به میدان آمدند و اگرچه نامزد آنها روحانی نبود، از او حمایت کردند و عواقب آن را دیدند، همچنین در انتخابات مجلس با اینکه نامزد نداشتند، آمدند و نتیجه این را دیدند, اگر روند موجود ادامه داشته باشد دیگر زمینه حضور جریان اصلاحات فراهم نیست. به این معنی که اگر در انتخابات اخیر یکی، دو حزب فعال شدند ، دیگر همین‌ها هم فعال نخواهند بود. این یعنی از این پس رقابت در درون یک جریان خاص صورت می‌گیرد».

نمازی در پاسخ به اینکه آیا این به معنی حذف جریان اصلاحات است؟ گفت: «بله، اصلاح‌طلبان از حکومت حذف خواهند شد. البته به نظر می‌رسد که این یک دست شدن حاکمیت به نفع اصلاح‌طلبان تمام شود. زیرا در هشت سال گذشته مدام سرزنش می‌شدند که دولت مورد حمایت آنها خوب عمل نمی‌کند. حالا اگر اصولگریان بتوانند مشکلات را حل کرده و گشایشی حاصل کنند، سابقه خوبی برای خود ایجاد می‌کنند اما اگر نتوانند و یا حداقل در حد توقع مردم که همیشه بیشتر از عملکرد دولت‌ها است، ظاهر نشوند اوضاع به نفع اصلاح‌طلبان خواهد بود. زیرا مردم منتقد می‌شوند و به سوی اصلاح‌طلبان که به صورت بالقوه حضور دارند، متمایل می‌شوند».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه اگر فرض کنیم دولت جدید موفق نباشد و مردم به سوی اصلاح طلبان گرایش پیدا کنند. در شرایطی که زمینه حضور اصلاح‌طلبان آنطور که خودشان می‌خواهند از سوی حاکمیت فراهم نشده باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گفت: «در این شرایط یک کاتالیزور لازم است. این یعنی احزاب جناح اصلاح‌طلب باید به صورت جدی مدافع کارکرد حزبی بشوند و از حق مردم دفاع کنند. نباید ساکت بمانند و مننظر شوند که شرایط اجتماعی کم‌کم فراهم شود».

وی افزود: «بالاخره مردم دنبال تشکیلاتی که آنها را نمایندگی کند، خواهند رفت لذا اصلاح‌طلبان باید در صحنه باشند و در تعامل با حاکمیت از حقوق مردم دفاع کنند. آن وقت است که گرایش مردم به سوی آنان بیشتر می‌شود. ضمن اینکه باید حاکمیت را متقاعد کنند تا اجازه دهد احزاب کشور را اداره کرده و مسئول رفتار خود باشند».

نمازی تاکید کرد: «بارها گفته‌ام که اصلاح‌طلبان باید مدعی حقوق شهروندی و حامی مطالبات مردم باشند و سعی کنند که از طریق تعامل با حاکمیت به این خواسته برسند. باید خیلی جدی از حقوق مردم دفاع کرد، پای آن بایستند و اگر هزینه‌ای هم داشت، بپردازند».

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر