کد خبر: 131226
A

آیت الله «محمد عندلیب همدانی» گفت: جهاد ابتدایی در حقیقت و واقعیت نوعی دفاع از حق انتخاب انسانها است. جهاد ابتدایی یعنی در مقابل کسانی که مانع تفکر صحیح مردم هستند بایستید. اما این به معنای اظهار دروغین ایمان نیست.

به گزارش سایت دیده بان ایران؛  آیت الله «محمد عندلیب همدانی»  استاد دروس خارج حوزه در سخنانی با موضوع «حق انتخاب خطا از نگاه متون دینی» گفت: حق سلطه انسان بر انجام دادن یا انجام ندادن امور است. منشا این سلطه گاهی تکوین و اختیار انسان است و گاهی قراردادها، حقوق و فقه. بین دانشمندان حقوق به ویژه فعالان عرصه حقوق بشر موضوع حق بر خطا بودن یا حق گزینش و انتخاب ناحق مطرح می شود.

وی با طرح این پرسش که آیا در انتخاب حق و باطل اجبار تکوینی وجود دارد، گفت: از نظر قرآن کریم قدرت انتخاب ویژگی انسان است. در این قضیه نیز جبر تکوینی در کار نیست. آیه سوم سوره انسان می گوید: إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا. آیه ۲۹ سوره کهف هم می گوید: وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ. از این آیات استفاده می شود که انتخاب حق یا باطل در اختیار انسان است و انسان موجودی است که با اراده خود می تواند هرکدام از این دو راه را برگزیند.

آیت الله عندلیب درباره امکان اکراه و اجبار در پذیرش قلبی یک عقیده گفت: در آیه ۹۹ سوره یونس آمده است «وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا  أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ»؛ یعنی اگر خدا می خواست کاری می کرد که همه انتخاب حق کنند، پس ای پیامبر تو نمی توانی مردم را وادار به ایمان کنی. ایمان یک امر قلبی است و با اکراه و اجبار محقق نمی شود. حتی «لا اکراه فی الدین» در آیه الکرسی بیانگر یک امر خارجی است و آن اینکه اساسا دین و ایمان با اکراه شدنی نیست. آنچه ما نامش را باور دینی می گذاریم، قابل تحقق به وسیله اکراه و اجبار نیست.

این استاد دروس خارج حوزه علمیه ادامه داد: در آیه ۲۱ و ۲۲ سوره غاشیه آمده است: « فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ، لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»، تو قدرتی که بتوانی با اکراه و اجبار را در دل مردم قرار دهی نداری.

نمی توان برای اینکه یک عقیده در جامعه حاکم شود دست به شمشیر برد

آیت الله عندلیب در پاسخ به این پرسش که آیا اجبار بر اظهار اسلام در عین عدم اعتقاد باطنی توجیه پذیر است، گفت: آیات متعددی در قرآن کریم درباره نفاق بیان شده که نشان می دهد اجبار افراد برای اظهار عکس آن چیزی که در قلبشان هست درست نیست. آنچه که مصداق نفاق است قطعا مورد امضاء قرآن کریم نیست.

وی ادامه داد: جنگ افروزی و اعمال قدرت برای تحقق عینی و عملی یک عقیده نیز توجیه قرآنی ندارد. نمی توان برای اینکه یک عقیده در جامعه حاکم شود دست به شمشیر برد. اگر این جنگ افروزی و اعمال قدرت برای این است که ایمان در دل مردم بنشیند، این امر میسر نیست. ولی در طول تاریخ همواره کسانی بوده اند که قرآن کریم از آنها به طاغوت یاد می‌کند. این افراد با استبداد و استثمار مردم، مانع رشد و تعالی خلق هستند. کاری می کنند که بشر قدرت انتخاب حق را نداشته باشد. طبیعتا پیامبران باید این مانع توحید را از سر راه مردم بردارند.

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم افزود:این مانع را با قول لین باید برداشت اما اگر قول لین جواب نداد با مقاومت باید مانع را برداشت. اگر این مانع برداشته نشد مردم نمی توانند درست بیندیشند. اگر در قرآن مشاهده می کنیم که حضرت موسی علیه السلام با فرعون مقابله می کند به همین جهت است. فرعون با آن استبداد خود جلو انتخاب آزادانه مردم را گرفته بود.

جهاد ابتدایی دفاع از حق انتخاب انسانها است

آیت الله عندلیب گفت: همه پیامبران مردم را از پذیرش ولایت طاغوت برحذر می دارند. در قرآن آمده است: وَلَقَد بَعَثنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِب۱ُوا الطّاغوتَ فَمِنهُم مَن هَدَى اللَّهُ وَمِنهُم مَن حَقَّت عَلَیهِ الضَّلالَةُ. این مسیر همه پیامبران است. اگر در فقه ما و اگر در لسان فقهاء بزرگ ما چیزی به عنوان جهاد ابتدایی مطرح شده، در همین راستا است. جهاد ابتدایی در حقیقت و واقعیت نوعی دفاع از حق انتخاب انسانها است. جهاد ابتدایی یعنی در مقابل کسانی که مانع تفکر صحیح مردم هستند بایستید. اما این به معنای اظهار دروغین ایمان نیست.

سوء استفاده از حق، پذیرفتنی نیست

استاد دروس خارج حوزه در پاسخ به این پرسش که آیا حق آدمی و اراده او برای انتخاب محدودیت دارد یا خیر، گفت: یک محدودیت قطعی که هم عقلانی، هم عقلائی و هم دینی است برای حق انتخاب آدمی هست. من حق ندارم به اسم حق داشتنم از حق خود سوء استفاده کنم. سوء استفاده از حق، پذیرفتنی نیست. در سوره شوری آمده است: إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ. یعنی آنهایی که به مردم ستم و ظلم می کنند عذاب دردناکی دارند. روایتی از امام باقر علیه السلام آمده که در آن می فرماید اگر کسانی بودند که شما وقتی آنها را به راه حق دعوت کردید از ظلم و ستم دست کشیدند که هیچ و اگر کسانی مصداق آیه شریفه بودند در این صورت «هنالک فجاهدوهم بأبدانکم و ابغضوهم بقلوبکم» با آنها مقابله کنید اما مراقب باشید که خودتان به اسم مبارزه با ظلم دچار ظلم نشوید. ما حق سوء استفاده از حق را نداریم. قاعده فقهی لاضرر نیز ممنوعیت سوء استفاده از حق را برای ما بیان می کند.

وی افزود: ما تکوینا قدرت انتخاب حق و باطل را داریم. اما تشریعا قرآن کریم این حق تکوینی را نپذیرفته است. قرآن کریم هر مطلبی را به صرف اینکه من انتخابش کرده ام، به رسمیت نشناخته و نمی پذیرد. هر مکتبی برای خودش معیارهایی برای حق و باطل دارد و تخطی از آن را جائز نمی داند. با پذیرش باطل توسط اکثریت نیز باطل به حق مبدل نمی شود. اگر جامعه ای که ادعای اسلام و مسلمانی دارند خوردن گوشت خوک را انتخاب کنند، این فعل حق نمی شود.

سقیفه نمی تواند باطلی را حق جلوه دهد

آیت الله عندلیب گفت: از نظر ما شیعیان خلافت حضرت رسول(ص) باید به امیرالمومنین علیه السلام می رسید. فرضا اگر در سقیفه انتخابات آزاد برگزار می شد، درحالی که نه انتخابات بود و نه آزادی، و در اثر آن انتخابات آزاد اکثریت حضرت امیر را قبول نمی کردند، موضوعی روبروی ما قرار می گرفت که مصداق باب تزاحم بود. در چنین شرایطی باید ببینیم آیا مقابله کردن و ایستادگی کردن به نفع اسلام است و یا سکوت کردن. ولی از نظر ما انتخاب اکثریت در اینجا باطل است و این انتخاب اکثریت منتخب را حق نمی کند. ممکن است امیرالمومنین(ع) سخنی نگوید و سکوت کند اما این به معنای امضاء یک انتخاب باطل نیست.

وی افزود: امام حسن مجتبی علیه السلام در موقعیتی است که اکثریت مردم گفتند ما جنگ و مقاومت نمی خواهیم و امام این نظر را پذیرفت. اما این انتخاب باطل مردم، باطلی را حق قرار نمی دهد. امام مقابله نمی کند چون می بیند اکثریت جامعه یک انتخاب باطل کرده اند و مقابله کردن با این خواست عمومی به صلاح نیست. نمی خواهد به خواسته آنها رسمیت و حقانیت بدهد اما می گوید حالا که خودتان نمی پذیرید من هم جنگ را ادامه نمی دهم.

آثار سوء دنیوی عمل نادرست از بین نمی رود

آیت الله عندلیب گفت: آثار سوء دنیوی هر عمل نادرست از بین نمی رود. مانند انتخاب نا به جای یک رئیس. این انتخاب آثار سوئی دارد که در جامعه نیز دیده می شود. آثار و عواقب اخروی نیز در صورت علم و عمد و جهل تقصیری از بین نمی رود. عقاب اخروی در صورت جهل قصوری منتفی است.

وی افزود: در قرآن کریم و روایات رهنمودهایی برای گزینش صحیح وجود داشته اما این رهنمودها آن قدرت تکوینی را از ما نمی گیرد. ما می توانیم در عین این رهنمودها باطل را انتخاب کنم. از قرآن و روایات بسیار استفاده می شود که خداوند برای کمک کردن به انتخاب صحیح ما را به تفکر و تعقل و مشورت و استفاده از علم و دانش و استمداد از منبع عصمت فرا خوانده است.

امر به معروف یک حق است

استاد دروس خارج حوزه گفت: در قرآن به عناصر مهمی مانند دعوت و هدایت و موعظه و نصیحت و ارشاد و تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر تاکید شده تا این انتخابها هدایت شود. ما حق تکوینی انتخاب باطل را داریم، ولی شارع برای ما یک حق دیگری نیز برعهده دیگران قرار داده که نگذارند ما به باطل برویم. امام شهید سلام الله علیه روز عاشورا به مردم گفت صبر کنید تا آنچه را که شما بر من حسین حق دارید ادا کنم. یعنی شما باطل را انتخاب کرده اید و از حق تکوینی خود سوء استفاده کرده و خود را بدبخت کرده اید، ولی حقی نیز نزد من است و آن اینکه راه را از چاه به شما نشان دهم. در روایات آمده که بهترین برادر نسبت به شما کسی است که عیوب شما را بگوید.

آیت الله عندلیب تصریح کرد: ما حق تکوینی انتخاب باطل را داریم اما این حق نباید موجب ضرر به دیگران شود. من وقتی ضرر می زنم حکومت می تواند جلو مرا بگیرد. دیگر اینکه باید بدانم که عاقبت انتخاب باطل چیست و عواقب آن را نیز بپذیرم. در کنار حق انتخاب ناحق، این حق نیز وجود دارد که دیگران فرد را هدایت کنند.

منبع: شفقنا

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر