کد خبر: 136832
A

حمیدرضانقاشیان از محافظان امام خمینی (ره) در گفت و گویی ویدیویی مدعی شد؛ «امام ترور شده است، ایشان با مشکل قلبی به بیمارستان رفت، ولی در بیمارستان خون ریزی معده کرد. آقای هاشمی نگذاشت افشا بشود.» نقاشیان در این گفت و گو ادعاهای دیگری هم داشته و اضافه کرده است «در این‌باره در وزارت اطلاعات پرونده‌ای موجود است اما هاشمی رفسنجانی مانع انتشار خبر شد.»

به گزارش سایت دیده بان ایران؛ حمیدرضانقاشیان  از محافظان امام خمینی (ره) در گفت و گویی ویدیویی مدعی شد؛ «امام ترور شده است، ایشان با مشکل قلبی به بیمارستان رفت، ولی در بیمارستان خون ریزی معده کرد. آقای هاشمی نگذاشت افشا بشود.» نقاشیان در این گفت و گو ادعاهای دیگری هم داشته و اضافه کرده است «در این‌باره در وزارت اطلاعات پرونده‌ای موجود است اما هاشمی رفسنجانی مانع انتشار خبر شد.»

بنابر گزارش دیده بان ایران؛ پاسدار حمیدرضانقاشیان ادعا کرده  کپسول‌های مورد استفاده در این اقدام از طریق چند رابط از یک «داروخانه زیرپله‌ای» در لندن خریداری شده بود و این داروخانه قبل از آن وجود نداشت و برای این کار(فروش این داروها) ایجاد شده و بعد تعطیل شده بود.

نقاشیان در این گفت و گوی ویدیویی با سایت «رهیافت» متعلق به جریان اصولگرا، مدعی شده که متن بازجویی از خریداری کنندگان این کپسول‌ها در پرونده تشکیل شده در وزارت اطلاعات وجود دارد اما مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در آن زمان اجازه نداده این پرونده پیگیری شود.

او همچنین با تکیه بر ادعای طرح شده خود گفته است که به دلیل به وجود آمدن «شبهه نفوذی‌ها» در دفتر رهبری در جریانات اخیر، باید حفاظت از رهبر انقلاب اسلامی هزار برابر شود.

بنابرگزارش دیده بان ایران؛ عبداله عبدی فعال رسانه ای وکارشناس رسانه ای درعبدی مدیا در واکنش به فیلم منتشرشده نوشت:حمیدنقاشیان محافظ ویژه  آیت الله خمینی و سر بازجوی گروه فرقان و از مسئولان امنیتی دهه اول انقلاب در ادعایی جنجالی پس از ۳۳ سال از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ادعا کرده که ایشان ترور شده است. نقاشیان خواسته در موارد اخیر که اشاره بیشتری هم نمیکند؛ مراقبت از آیت‌الله خامنه‌ای تشدید شود.

ابتدا سوال مهمی پیش می‌آید؛ آیا تغییر سردار جباری فرمانده سپاه حفاظت ولی امر با این ادعاها هم نسبتی دارد؟ سپس صرف نظر از درستی یا نادرستی ادعای او چند ابهام مهم نیز درباره این ادعای جنجالی وجود دارد.

نخست، این پرونده اتهامی ادعایی که در طی این ۳۳ سال مکتوم بوده، با دستور و ارجاع چه کسی به وزارت اطلاعات ارسال شده؟

دوم اینکه متهمین آن چه کسانی بوده اند؟

و البته چون بازداشت متهمین باید با حکم دادستان و قرار قضایی مرجع تحقیق (بازپرس یا دادیار) باشد و با فرض پذیرش این ادعا متهمین باید تحت نظر سید ابراهیم رییسی دادستان وقت انقلاب اسلامی تهران و جانشین او در #وزارت_اطلاعات یعنی غلامحسین محسنی اژه ای بازجویی شده باشند که الان هر دو ریاست دو قوه جمهوری اسلامی را برعهده دارند آیا این ادعا و تحقیق را تایید میکنند؟

مگر اینکه قائل به این باشیم تشکیل این پرونده فوق العاده مهم سالها بعد صورت گرفته باشد که در این صورت با باز شدن نسبی فضای قضایی و تحقیقات در دادسرا و تشکیل پرونده در سوابق کامپیوتری و سیستمی قوه قضاییه امکان پنهان کردن این پرونده حتی در کلیات آن هم نبوده است.

سوم اینکه سرنوشت پرونده ادعایی به کجا کشیده؟

چهارم اینکه علی القاعده این پرونده در سال ۱۳۶۸ به بعد تشکیل شده و آقای حمید نقاشیان مدتها قبل، رسماً از وزارت اطلاعات خارج شده بود و در وزارت اطلاعات آن سالهای بعد در انتهای دهه ۶۰ و ابتدای دهه ۷۰ چه سمتی داشته که متهمین پرونده را شخصاً بازجویی کرده است؟

مگر اینکه بگوییم مقامی خاص به او شخصاً دستور رسیدگی داده که در این صورت اکبر هاشمی رفسنجانی نمی توانسته مانع ادامه تحقیقات و انتشار خبر بشود حتی اگر رییس جمهور بوده باشد.

پنجم اینکه چگونه اکبر هاشمی رفسنجانی مانع ادامه تحقیق شده که در نهایت بعنوان رییس جمهور تا سال ۱۳۷۶ مسئولیت اجرایی داشته  و نه بعد تر از آن و با فرض پذیرش این ادعا چگونه آیت‌الله خامنه‌ای رسیدگی دقیق به این مورد فوق العاده مهم را خواستار نشده است؟

ششم اینکه چگونه در هیچ کجای خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی حتی به اشاره برای رد کردن آن حداقل  تا سال ۱۳۷۸ روایتی درج  نشده است؟

که اگر اینگونه باشد محسن هاشمی رفسنجانی می بایست چون ادعا کرده بود اگر اسراری از نظام همچنان سری باشد آن را منتشر نمیکند؛ حالا و پس از این ادعا باید بگوید در خاطرات پدرش چنین چیزی هست که منتشر نکرده یا خیر؟

هفتم اینکه متهمین قتل های زنجیره ای که به هرکار کرده و نکرده، حتی به قتل سیداحمدخمینی اعتراف اجباری و یا حداقل تشکیک کردند.و بقدری اعترافات متهمین درباره قتل سید احمد خمینی اهمیت داشته که در خاطرات سال ۱۳۷۸ اکبر هاشمی رفسنجانی به سوال سیدحسن خمینی در این ارتباط (با اذعان به مرگ طبیعی پدر) اشاره کرده اما چنین روایت بزرگی نیامده؟

هشتم اینکه در این مقطع زمانی چرا چنین ادعایی شده و کسی هم پاسخی به این ادعا نمیدهد؟

اینکه بنا باشد هرکسی روایتی از خود بسازد بدون آنکه سندی بر اثبات مدعایش ارائه کند بسیار مرسوم شده و هر کس بنا دارد به شیوه ای که دوست دارد تاریخ را بسازد.

حال این وظیفه مهم بر عهده مسئولان و همچنین نهادهای رسمی همچون موسسه حفظ و نشر آثار آیت‌الله خمینی و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی است تا این ابهام مهم و بزرگ را برطرف سازند.

 

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر