کد خبر: 84183
A

مرحوم مهدوی کنی در کتاب خاطرات خود نوشت: در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم من واقعاً احساس [خطر]می‌کنم؛ همان احساس خطری که در مشروطیت می‌شد؛ بنابراین با صراحت گفتم مشروطیت داشت بر می گشت بر عقیده خود استوارم و باز هم می‌گویم که مشروطه دارد برمی گردد؛ و واقعاً خطر بزرگی در پیش بود که خداوند انقلاب را از شر آن نگه داشت.

به گزارش سایت دیده بان ایران؛  فصل پنجم کتاب «خاطرات آیت الله مهدوی کنی» نوشته غلامرضا خواجه سروی به انتخابات دوم خرداد ۷۶ که منجر به پیروزی سیدمحمد خاتمی شد، اختصاص دارد.

در بخشی از این فصل، آمده است:

«در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری [دوره‌ی هفتم]باید بگویم که بنده از انتخابات دوره‌ی ششم احساس خطر می‌کردم و گفتم احساس می‌کنم که مشروطه دارد تکرار می‌شود، چون می‌دیدم برخی از مدیران و مسئولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، مطالبی را اظهار می‌دارند.

گویا بعضی از اصول قانون اساسی برای آن‌ها قابل قبول نبود. اگر محترمانه بگویم، این اصول برایشان هضم نشده بود و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سؤال می‌بردند و رهبری را مزاحم می‌دیدند؛ به‌خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران و این حرف‌ها پیش آمد و گروه دوم‌خردادی‌ها نیز به آن‌ها پیوستند و جبهه‌ی واحدی تشکیل دادند. من در این جریان، که روزبه‌روز پیش می‌رفت، احساس می‌کردم که جریان، جریانی معمولی نیست. از این رو، در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم من واقعاً احساس [خطر]می‌کنم؛ همان احساس خطری که در مشروطیت می‌شد؛ بنابراین با صراحت گفتم مشروطیت دارد برمی‌گردد.

بعضی‌ها می‌گفتند که مگر بازگشت مشروطیت اشکال دارد؟ آن‌ها می‌گفتند بازگشت مشروطیت یعنی قیام علیه استبداد و خودکامگی. اینکه بد نبود، ولی من مقصودم این بود که حوادث ناگواری که بعد از مشروطه واقع شد، دارد تکرار می‌شود و الا اصل انقلاب ما هم خوب بود چنان که مشروطه هم از اول تا درصدی خوب بوده (نمی‌گویم صد درصد خوب بوده، ولی مشروطه در برابر حکومت‌های جایر سلطنتی خوب بوده، هر چه باشد علمای دینی آن را پذیرفتند، اقدام کردند.) لذا من احساس خطر می‌کردم و می‌گفتم مشروطه دارد برمی‌گردد یعنی افرادی یا احزابی خودآگاه یا ناخودآگاه به نام انقلاب، علیه انقلاب فعالیت می‌کنند چنان که عده‌ای به نام مشروطیت علیه آن اقدام کردند و استبداد رضاخانی را به ارمغان آوردند. هشدار من در آغاز برای بسیاری قابل قبول نبود و غریب می‌نمود و احیاناً مورداعتراض قرار می‌گرفت.

حتی آقای هاشمی هم گفتند این حرف‌ها چیست که آقای مهدوی می‌گوید؟ آقای کروبی هم مخالفت کردند. دیگران هم اعتراض کردند، ولی من چنین احساس خطری را داشتم و روز به روز هم این احساس بیشتر می‌شد و بعد هم معلوم شد که حق با من بود حتی بعضی از دوستان که این تعبیر مرا آن وقت مورد اشکال و انتقاد قرار می‌دادند، گاهی مشابه این تعبیر را به زبان آوردند و خود آقای کروبی در این اواخر در بعضی از سخنرانی‌هایشان در مجلس داشتند، بیان کردند که مشروطه دارد برمی‌گردد.

در ابتدا آقای کروبی در یک سخنرانی در مسجد اعظم قم فرمودند که آقای مهدوی کیست که این حرف‌ها را می‌زند. نقل کردند که ایشان در آن مسجد اظهار داشتند که مهدوی حق ندارد که اینگونه بلندپروازی کند. مگر مهدوی مرجع تقلید است که از موضع بالا سخن می‌گوید؟ در دانشگاه امام صادق (ع) دانشجویان نسبت به اظهارات جناب آقای کروبی توضیح خواستند. گفتم جناب آقای کروبی آدم خوبی است. من ایشان را آدم خوبی می‌دانم و حتماً حسن نیت دارد. آقای کروبی از ماست، ولی عصبانی شده یک چیزی گفته، مهم نیست. من درباره آقای کروبی زیاد بحث نمی‌کنم. ولی بر عقیده خود استوارم و باز هم می‌گویم که مشروطه دارد برمی گردد؛ و واقعاً خطر بزرگی در پیش بود که خداوند انقلاب را از شر آن نگه داشت.

اما اینکه می‌گوید مهدوی چه کاره است که از موضع مرجعیت سخن می‌گوید، گفتم خوب. من یک آشیخی هستم مگر شما نمی‌گویید هر کسی نظر خودش را می‌تواند بگوید، من هم به عنوان یک ایرانی نظر خودم را گفتم. شما ادعا دارید که می‌خواهید مردم‌سالاری را حاکم کنید، اما بعد می‌گویید شما چه کاره هستید که این حرف‌ها را می‌زنید این تعبیر و این برخورد نادرست است اگر سخن مرا با دلیل و برهان رد می‌کردید، حرفی نبود، ولی ایجاد خفقان با مردم‌سالاری سازگار نیست. این دیگر کم‌لطفی است. من به خودشان هم حضوری گفتم که کم‌لطفی کردید.»

 

منبع: انتخاب

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر