کد خبر: 90955
A

امینا ماهر، فرزند مانیا اکبری نیز به یادداشت احمد کیارستمی در پستی اینستاگرامی با عنوان «یک پاسخ کوتاه برای احمد کیارستمی» واکنش نشان داد: فکر می‌کردم نسل جدید باید چند قدم جلوتر از نسل قبلی بردارد و همان نقاب‌ها را بر چهره نداشته باشد. نقاب را پدر بر چهره ی پسر می‌زند اما نقاب از چهره‌ی پسر می‌افتد. چه صحنه‌ی عجیبی! ده‌ها ویدیٔو همانند این،‌ که می‌تواند حقایق ده را افشا کند آماده در اختیار دارم که سر فرصت آنها را منتشر خواهم کرد.

به گزارش دیده بان ایران؛ ماجرا از یک توییت پاک شده و توییت بعدی مانیا اکبری آغاز شد و او ضمن اینکه در ابتدا مدعی شده بود «کیارستمی یک انسان زن‌ستیز بود و بی‌شمار زن قربانی تعرضات جنسی او بودند»؛ اما پس از پاک کردن این توییت، در پست بعدی خود ماجرا را به فیلم «ده» کیارستمی کشید و مدعی شد که فیلم «ده» از ویدئوهایی ساخته شده است که او از خودش برای یک پروسه‌ی روان‌کاوی ضبط کرده. او اعلام می‌کند که کیارستمی در این میان تنها، تدوین‌گر فیلم بوده و نه کارگردان آن، قضیه‌ای که حدود هجده سال مسکوت مانده بوده است. او همچنین ادعاهایی دیگر را نیر طرح می‌کند که واکنش فرزندان کیارستمی و همچنین اظهار نظرهایی از سوی فرزندش، امینا ماهر را هم -که شروع این مباحث با مسئله‌ی تجاوز به او در کودکی از سوی یکی از اقوام نزدیکش بوده است- در پی داشت. در این میان کامران عدل، عکاس صاحب‌نامی که در آن دوران رابطه‌ای نزدیک با کیارستمی داشته و در یکی از سکانس‌ها «ده» نیز به ایفای نقش می‌پردازد، این ادعاها را مهملات می‌خواند و با اشاره به جزییاتی درمورد فیلمبرداری آن روز می‌گوید که «مانیا اکبری به من گفت به عباس گفتم که کامران [عدل] چه خوب بازی می‌کند». و با روایت خاطرات دیگری می‌گوید که فکر می‌کند کیارستمی پیش از آن به آن سکانس و وضعیت او در آن سکانس فکر کرده بوده است.

نام کامران عدل در مجادله‌ی میان مانیا اکبری و فرزندش امینا ماهر، با فرزندان کیارستمی حول فیلم ده مطرح شده بود، در مورد مسائل اخیر و تجربه و خاطرات خود از آن فیلم گفت: «عباس کیارستمی به من گفت بیا و در این فیلم بازی کن! روز فیلمبرداری ماشین من خراب شد و چون عجله داشتم جیپ برادرم شهریار را برداشتم و سر صحنه رفتم. وقتی رسیدم عباس کیارستمی گفت: «پس ماشینت کو؟» گفتم خراب شد و نتوانستم بیاورم؛ «من و مونی» کرد و گفت «بسیار خب، با همین فیلمبرداری می‌کنیم». این یعنی اینکه در نظر من عباس کیارستمی من را با آن ماشین می‌دیده است. آنچه مربوط به من می‌شود این است که می‌دانم عباس کیارستمی من را در آن فیلم با اتومبیلم تصور کرده بوده است و چون آن ماشین را نداشتم کمی گیج شد و گفت با همین کار می‌کنیم.

پس این ادعا بنظر من درست نیست. نکته‌ی بعدی اینکه عباس کیارستمی آدم بسیار درجه یکی بود. من آن زمان زیاد مهمانی‌های بزرگ می‌دادم؛ عباس کیارستمی با من بسیار دوست بود و در این میهمانی‌ها هم اکثرا حضور داشت. یک شبی اریک فورنیه، وابسته‌ی فرهنگی سفارت فرانسه که بسیار آدم  درجه یکی بود، با عباس کیارستمی مواجه می‌شود و باهم صحبت می‌کنند. تا اینکه این دوست فرانسوی من زمانی که می‌خواست از ایران برود و ما برای خداحافظی به جلوی خانه‌اش رفته بودیم، در آخرین لحظه که می‌خواست سوار ماشین شود، به من گفت به عباس کیارستمی بگو که مقاله‌ای که من درمورد تو در “Cahier du cinema” نوشتم این هفته چاپ می‌شود. وقتی آن مقاله‌ی فورنیه چاپ شد سینمای فرانسه و فستیوال کن، کیارستمی برای‌شان مطرح شد و آن سال عباس کیارستمی را دعوت کردند و فیلمش هم برد. به عقیده‌ی من عباس کیارستمی احتیاجی نداشت از کسی بدزدد.

کیارستمی یک شب یادداشت‌هایش را در این میهمانی‌ها در خانه‌ی من جاگذاشت، صبح به منیژه میرعمادی تلفن کردم و گفتم تعدادی یادداشت اینجا جامانده، گفت «آره، آره! اینها مال عباس کیارستمی است و من می‌خواهم کتابش را چاپ کنم.» من آن شعرها را خوانده بودم و حیرت کرده بودم که چه کسی اینها را نوشته. عباس کیارستمی آدم بزرگی بود و این وصله‌ها به او نمی‌چسبد.

من در آن فیلم همان یک سکانس را بازی کردم. تنها چیزی که مانیا اکبری به من می‌گوید این است که به عباس گفتم «کامران چه خوب بازی می‌کند» عباس هم گفته بوده «برای اینکه دیگر بازی نیست، این عادتش است و هرروز دارد این کارها را می‌کند». چون من در زندگی واقعی‌ام وضعیتی مشابه آنچه در فیلم اتفاق می‌افتاد داشتم.

عباس کیارستمی زنده نیست که از خود دفاع کند اما از نظر من این ادعاها مهمل است؛ این مهملات را تمام کنند و لطفا دیگر دنبال شخصی که اسم ایران را خیلی خوب مطرح کرد حرف‌های اضافی نزنند. ایشان این حرف‌ها را می‌زند که خودش را مطرح کند. از مرده‌ی کیارستمی استفاده می‌کند که خود را دوباره معروف کند. کیارستمی آدمی حسابی و باسواد بود و نیازی نداشت که از کسی بدزدد. من اجازه نمی‌دهم که کسی بیاید و اسم کیارستمی را کثیف کند.


ادعای مانیا اکبری چه بود؟

اکبری ضمن اینکه مدعی است کیارستمی تنها تدوین‌گر این فیلم بوده است و رنج کودک مورد تجاوز قرار گرفته‌ی او را مستمسکی برای حضور بر روی فرش قرمز جشنواره قرار داده است. اکبری در این متن می‌نویسد: «عباس جان یادت هست هر شب منزل ما بودى و مى نشستى با ذوق صحنه هاى ضبط شده از زندگى خصوصى من را با پسر خودم و پسر همسرم تماشا مى کردى؟

همان فیلمهایى که به دلیل آشفتگى ها و علامت سوالهاى بیشمار به درخواست و آگاهى آن فکر مدرن یعنى روانکاوم، فیلمبردارى مى کردم. عباس جان چرا نفهمیدیم چرا امین در فیلم ها پر از خشم است؟ پر از فریاد است ؟ پر از درد است ؟ و به مادرش مى گوید “من کودکم نمى توانم از خودم نگهدارى کنم” چرا نفهمیدیم وقتى در فیلم ده شما، به خاله اش مى گوید : امین به بزرگترش توهین مى کند و مى گوید: خیلى نامردى عمو بهرام ! این عمو بهرام همان متجاوز به بدن و جان و روان اوست که او را با تهدید وادار به سکوت کرده بود او نامردى را آن زمان فهمیده بود اما چرا من و تو نفهمیدیم ؟
 
 در فیلم مستندى که ساخته است به این نکات در فیلم تو اشاره مى کند . شرم بر ما باد ! چرا من و تو از دیدن آن صدها ساعت فیلم خانوادگى پیامها و درد یک کودک تحت فشار تجاوز را ندیدیم ؟!
 
عباس جان بعد هم درد آن کودک را کالا کردیم رفتیم روى فرش سرخ و تو لیوان شراب در دستت و من هم حیران در پرس کنفرانس کن و تازه پشت آن میز مقابل صدها خبرنگار جهانى فهمیدم باید بگویم دردها و رنج و فریاد کودکم را تو نوشتى و از بیست کودک تست بازیگرى گرفتى تا به امین من رسیدى و بعد از کنفرانس دستم را فشار دادى و گفتى : بهتر است کسى نداند این دعواها واقعى بوده است به نفع تو نیست ! من از هر سمت محکوم بودم ! من مقصرم، من مادر متهم هستم که چرا قدرت نداشتم ؟ چرا توان نداشتم؟ چرا شجاعت اکنون را نداشتم؟
 
تا که در همان پرس کنفرانس کن بگویم آن کودک، کودک من است ! این رنج و فریادى که با مراسم و تاج و تخت و بادیگارد و دوربین و فیلم و عکس و مردم راه انداختید، آن پسر زیباى چشم درشت که بر روى پرده عظیم فریاد مى کرد، درد تجاوزش را فریاد مى کرده پسر واقعى من است و نمى دانست دوربین روشن است و دردهاى واقعى یک کودک است و اما مثل اینکه باید باور کنیم و باور کند آن فریادها یک فیلم بود؟ عباس فیلم نبودددد ! درد واقعى یک کودک بود !
 
 درد واقعى یک انسان بود ! باید باور کنیم آن رنج را تو کارگردانى کردى ؟ رنج و درد تجاوز آن جان و بدن را تو مصادره کردى حتى حق واقعى بودن هم به آن کودک ندادى! محصول آن رنج ستارههایى است که جدول تهیه کننده امکاتو و تو را پر مى کرد و عکس آن کودک هم با نام “مارلون براندویى جدید توسط کیارستمى ظاهر شد” روى جلد مجله ها پخش مى شد . آن درد تجاوز یک کودک بود که در دست مردم روى کاغذها در شهر کن مى چرخید
 

 عباس جان! آقاى کارمیتس چقدر خوشحال بود درد کودکى پول مى شود! رابطه قدرت و نیروى فرداست با فرو دست همواره چنین بوده عباس جان! و روزى که شمشیر را از رو بستم که به این دروغ ادامه ندهیم من با احساس گناه تاریخى با پسرم و مردم و نسل آینده ویران خواهم شد مانند “رودن” که اعلام کرد “کملکلود” بیمار روانى است و قابل باور و اعتماد نیست با این برچسب مادر او را هم از جامعه طرد و تنها کردى. همچنان کارمیتس متصور است من دوره اى در تیمارستان به زنجیر بودم، آخر مى دانى حرف شما خدایان هنر و نوابغى نایاب حجت است. اول داستان هستیم عباس جان، امیدوارم روزى جرات سارا امتى را پیدا کنم و از چشمان مخفى شده پشت عینک بنویسم. حیف که نیستى!»

 

احمد کیارستمی از ایرادات این ادعا می‌گوید

احمد کیارستمی در ارتباط با این موارد پاسخی داد که در ادامه واکنش مانیا اکبری و فرزندش امینا ماهر را در پی داشت:

«عباس عزیز و نازنین» این شروع متن ایمیلی‌ست از مانیا اکبری به عباس کیارستمی، همراه با عکسی که در آن اکبری از روی تخت بیمارستان (هنگامی که در حال گذراندن دوره‌ی بازسازی سینه‌هایش بوده) سلامی مخصوص خطاب به کیارستمی می‌فرستد. تاریخ ایمیل مربوط است به ژوئن ۲۰۱۶، یک ماه پیش از مرگ عباس کیارستمی و تنها یکی از ده‌ها ایمیل دوستانه‌ای‌ست که او در طول سال‌ها برای کیارستمی فرستاده است. این‌که در این فاصله‌ای چهار ساله، چه اتفاقی افتاده که موضع خانم فیلم‌ساز دچار تغییر ۱۸۰ درجه‌ای شده، به‌طوری‌که کیارستمی را در زمره‌ی آزارگران و متجاوزان جنسی قرار می‌دهد، بر ما پوشیده‌ است، اما اظهارات ضد و نقیص او چیز جدیدی نیست. مانیا اکبری با بازی در فیلم «ده»ِ کیارستمی (محصول ۲۰۰۲) به شهرت رسید، فیلمی که بر اساس شخصیت‌ واقعی اکبری شکل گرفته است. او که همان سال با «ده» و به همراه کارگردان فیلم در بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی فیلم کن حضور داشت، چند سال بعد مدعی شد که ایده‌ی این فیلم از او بوده است. بعد از درگذشت کیارستمی، خانم اکبری در یک برنامه‌ی تلویزیونی به‌عنوان میهمان حضور پیدا می‌کند و درحالی‌که در فقدان کیارستمی اشک می‌ریزد، از او به نیکی یاد می‌کند.

اکبری در این چند ماه اخیر عنوان می‌کند که فیلم «ده» از ویدئوهایی که او از خودش برای یک پروسه‌ی روان‌کاوی می‌گرفته (۱۲۰ ساعت تصویر ضبط‌شده) ساخته شده است. او اعلام می‌کند که کیارستمی در این میان تنها، تدوین‌گر فیلم بوده و نه کارگردان آن، قضیه‌ای که حدود هجده سال مسکوت مانده بوده است. این‌جا این سوال به ذهن خطور پیدا می‌کند که چطور این قضایا را در همان بدو امر و در جشنواره‌ی کن که در آن حاضر بود و یا بعد از آن مطرح ننموده؟ این ادعا ضمنا اشکالات فنی دارد؛ تمامی نماهای فیلم با دو دوربین گرفته شده، یک دوربین که روی مانیا فیکس بوده و دوربین دیگری با زاویه‌ی مخالف که نماهای شخصیت بغل دستی مانیا را می‌گرفته است. چرا ضبط ویدئوهایی با کارکرد روانکاوانه، باید با دو دوربین انجام بشود؟ کاری که برای فیلم‌سازی صورت می‌گیرد.

یا اساسا چرا خانم اکبری از خودش و کسانی که سوار ماشینش می‌شده‌اند، فیلم می‌گرفته‌ است؟ اگر اشخاصی که در فیلم حضور دارند بازیگر نیستند، چرا وقتی سوار ماشین می‌شوند متوجه دو دوربین‌ فیلمبرداری موجود نمی‌شوند و کنجکاو نمی‌شوند که این دوربین‌ها در آن‌جا چه می‌کنند؟ درحالی‌که این دوربین‌ها آن‌قدر بزرگ هستند که در بعضی صحنه‌ها، توجه سرنشینان موتور یا ماشینی که از کنار ماشین مانیا می‌گذرند را به خود جلب می‌کنند. در مورد کامران عدل، عکاس شناخته‌شده (بازیگر نقش شوهر مانیا) چطور؟ او که قطعا به‌عنوان بازیگر و برای ایفای نقش، جلوی دوربین حاضر شده است. و یا دختری که دو بار سوار ماشین می‌شود و بار دوم سرش را تراشیده و از روابط شخصی‌اش سخن می‌گوید. و یا فاحشه‌ای که شب سوار ماشین می‌شود. آیا خانم اکبری ادعا دارد که این حضورها اتفاقی بوده و یا او در حال فیلم‌ گرفتن برای روانکاوش، هم‌زمان در حال ساخت فیلم هم بوده‌ است؟

اکبری به تازگی و با داغ شدن بحث تجاوز و آزار جنسی در فضای مجازی، ابتدا در صفحه‌ی خود نوشت: «کیارستمی یک انسان زن‌ستیز بود و بی‌شمار زن قربانی تعرضات جنسی او بودند» – ادعایی که چند ماه قبل نیز در جاهای مختلفی مطرح کرده بود – البته بعد از مدت کوتاهی پستش را برداشت، ولی باز به سراغ کیارستمی رفته و این‌‌بار وی را مورد نکوهش قرار داده که چرا او در زمان ساخت فیلم «ده» متوجه نشده که رفتارهای نابه‌هنجار پسرش، امین ماهر، ناشی از قربانی تجاوز بودن اوست. بر اساس گفته‌ی اکبری، پسرش که در زمان فیلم‌برداری حدود ۱۰ سال داشته، ‌از سن ۱۰ تا ۱۴ سالگی مکررا توسط شوهر خواهر مانیا مورد تجاوز قرار می‌گرفته، قضیه‌ای که خود مانیا ده سال بعد، از آن مطلع می‌شود. اکبری در ضمن با طرح موضوع جدید دیگری، کیارستمی را به انجام کاری غیر اخلاقی متهم می‌کند؛ این‌که او از همین رفتارهای نابه‌هنجار پسرش، برای رسیدن به فضای مورد نظر خود در فیلم استفاده‌ کرده و در جشنواره‌ی کن او را به سکوت در این مورد واداشته، سکوت درباره‌ی موضوعی که طبق گقته‌ی خود او،‌ تا سال‌ها بعد از آن بی‌خبر بوده‌ است. چیزی که در بیش‌تر صحبت‌ها و ادعاهای «مانیا»، پای ثابت ماجراست – حتی در آن متن نکوهش‌آمیز – علاقه‌اش به بیانِ داشتن رابطه‌ای بسیار نزدیک و صمیمی با کیارستمی‌ست.

این یادداشت را با بخش آخر پاسخ عباس کیارستمی به ایمیل مانیا اکبری به پایان می‌بریم:

«مانیا، طی طریق چنین ماجراهای پر پیچ‌و‌خم و هیجان‌انگیزی، به نظرم فقط از تو ساخته است. با آرزوی موفقیت.

عباس»

پاسخ مانیا اکبری به احمد کیارستمى

مانیا اکبری در پاسخ به این یادداشت، در اینستاگرام خود نوشت:

شواهد در مورد ساخت فیلم ده بحث پیچیده‌اى است که در فضاى مجازى نمى گنجد آنرا موکول کرده‌ام به کتابى که در حال نوشتن هستم.
عکسها متعلق به پشت صحنه‌های است که بعد از نمایش فیلم در فستیوال کن آقای عباس کیارستمی به دلیل نداشتن هیچ پشت صحنه ای از فیلم تصمیم به بازسازی پشت صحنه را داشت و اتفاقآ براى ساخت آن پشت صحنه‌ی غیرواقعى برادر شما بهمن کیارستمی به عنوان فیلمبردار حضور داشت و بعد از دو جلسه به دلیل عدم موافقتِ رویا اکبری خواهر بنده متوقف شد. شواهد دقیق و معتبر در کتاب خواهد بود.
رابطه بنده با عباس کیارستمى به دلیل قدرت ایشان در اذهان عمومى به همان شیوه سیستماتیک فوکووار که همچنان شاهد آن هستیم عامل همراهى بنده با او بود.
حقیقت هم زمانمند نیست و مخاطب حق دارد بداند یک فیلم مستند و بداهه بوده است و یا نوشته شده و کارگردانى شده. مسیٔله بنده در کتاب گشایش حقایقی است که برای نسل اینده به دروغ ثبت شده.
علت نامه من در صفحه مجازى در مورد تجاوز پسرم به ترومایى باز مى‌گردد که تنها شاهد درد آن کودک، دوربینى بود که متریال آن تحت عنوان فیلم و سینما به جهان عرضه شد در صورتیکه درد ورنج تجاوز یک کودک بود.
در مورد اندوه مرگ او و بیمارى اش بسیار متاثر شدم چرا که مرگ و بیماری دشمنت هم ناراحت کننده است چه برسد به آن شخصى که روزگارى تلخ وشیرین با او داشتى و شناسایى اولین حقوق خودت و کودکت هم نامریٔى بوده است. بخصوص که بنده جدال با مرگ و بیماری را تجربه کرده بودم
در نهایت سلام من را به برادر بهمن برسان و بگو آن دو حلقه فیلم پشت صحنه‌ی‌ قلابی را به اضافه کلیه فیلمهای خانوادگی بنده را پس دهید.
تا کنون تصمیم نداشتم به این شیوه مطرح کنم اما همچون پدرتان که در زمان حیاتش برای تهدید بنده و سکوتم به رویا خواهرم انگشت بیلاخش را نشان داد و گفت: قدرت دارم و جنگ امریکا و افغانستان است و در این جنگ مانیا بازنده است! و با استفاده از قدرتش بنده را به عنوان شخصی بیمار و غیر قابل اعتماد در جامعه هنری ترور هویت کرد و وادار به سکوت و پسر هم همان مسیر را پیشه کرده اما نه این مانیا، مانیای ده است و نه امینا، امین ده و نه در ایران مرد سالار و قدرت پرست زندگی می کنیم که زن و کودک بی‌حقوق باشند.
پرونده بسته‌ی دیگری را هم در مورد ایشان خواهم گشود تا که شاید زمان تغییر در نیروهای پر قدرت فرادست بر فرو دست فرارسیده باشد.

واکنش فرزند مانیا اکبری به احمد کیارستمی

امینا ماهر، فرزند مانیا اکبری نیز به یادداشت احمد کیارستمی در پستی اینستاگرامی با عنوان «یک پاسخ کوتاه برای احمد کیارستمی» واکنش نشان داد: فکر می‌کردم نسل جدید باید چند قدم جلوتر از نسل قبلی بردارد و همان نقاب‌ها را بر چهره نداشته باشد. نقاب را پدر بر چهره ی پسر می‌زند اما نقاب از چهره‌ی پسر می‌افتد. چه صحنه‌ی عجیبی! ده‌ها ویدیٔو همانند این،‌ که می‌تواند حقایق ده را افشا کند آماده در اختیار دارم که سر فرصت آنها را منتشر خواهم کرد. اما نه در فضای مجازی که حقایق و وقایع سطحی بررسی می‌شود و عمقِ فجایع هویدا نیست و نقاب‌ها به راحتی بر چهره‌ها می‌ماند و اگر بحث فقط در فضای مجازی ادامه پیدا کند حقیقت بر هیچ کسی روشن نخواهد شد.

من تنها به یک دلیل وارد فضای مجازی شدم و پیش از آن اکانت خصوصی داشتم و تنها دلیل حضور عمومی من غلبه بر شرم از تجاوز و عمومی کردن آن است که شاید کمکی باشد بر کسان دیگری که تجربه‌های مشابه داشتند. به هیچ وجه قصد حرف زدن درباره ی فیلم ده و عباس کیارستمی را نداشته و ندارم. متاسفانه پُست صفحه‌ی عباس کیارستمی که با مشارکت احمد کیارستمی منتشر شده است مرا وادار به واکنش می‌کند. اگر من دنبال شهرت بودم کیارستمی را متجاوز می‌نامیدم (هیچ کس، هیچ وقت هیچ جا نگفته که کیارستمی به من تجاوز کرده. من توسط فردی از خانواده، امیر بهرام شاهنده راد مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم.) مقداری فکر کنید. آیا راه‌های بهتری برای دیده شدن از این که یک نفر بیاید و به شما بگوید که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته نیست؟ به دور و اطراف خود یک نگاه بیاندازید. اگر من دنبال دیده شدن بودم باید کیارستمی را حامی خودم می‌کردم. گفتن حقیقت هیچ کمکی به من نمی‌کند. من صدها کار دارم که وقتی برای فضای مجازی به این شکل و حالت نداشته باشم و اگر الان بیش از گذشته اکتیو هستم به خاطر مسیٔله‌ی تجاوزه و ضرورت عمومی شدن و اجتماعی شدنِ این مسیٔله. بگذارید روی یک موضوع متمرکز بمانیم. پُست‌های آتی من همه درباره ی همین موضوع خواهند بود، هرکه هرچه می‌خواهد پاسُخ دهد و هرچه می‌خواهد بنویسد.

ماهر همچنین در اینستاگرام خود پیام‎ها و صحبت‌های خصوصی احمد کیارستمی و همچنین پاسخ‌های خود را منتشر کرده است:

منبع: انصاف نیوز

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر