شعر

  • تهیه‌کننده آلبوم «قمارباز» از مشکلاتی که بر سر راه صدور مجوز این آلبوم وجود دارد می‌گوید.

  • گزارشی درباره سخت تر شدن ممیزی اشعار و کتاب ها؛

    ترانه‌های ارسالی شما در شورای شعر بررسی شده و نیازمند اصلاح تشخیص داده شد.» فرقی نمی‌کند خواننده یا ترانه‌سرا باشید، اما حتما با این جمله که در فرم شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد آمده است، آشنایی دارید و حالا دانستن این‌که چه شعر و کلماتی نیازمند اصلاح تشخیص داده شده هم جالب است. در مورد اخیر که برای محسن چاووشی و آلبوم قمارباز پیش آمده، شورای شعر و ترانه خواستار تغییر در اشعار مولانا شده است! ممیزی در دفتر موسیقی وزارت ارشاد سابقه چند ده ساله دارد و اصولا در هر دوره‌ای کیفیت خاصی داشته است؛ در دوره احمدی‌نژاد صحبت از ممیزی شعرهای حافظ بود و حالا هم ممیزی به اشعار مولانا رسیده است.

  • زمانی دکتر شریعتی، زمانی دکتر چمران و زمانی مولوی و حسین پناهی؛ اینها اسم‌هایی هستند که زیر جملات یا اشعار برجسته و زیبا دیده می‌شوند. یکی از عجیب‌ترین نام‌ها در این میان «حسین پناهی» است؛ بازیگر، کارگردان و شاعری که زندگی و مرگ خاصی داشت و پس از سفر ابدی‌اش این خاص بودن همچنان ادامه دارد.

  • عبدالجبار کاکایی از انتشار یک شعر مبتذل به نام او در فضای مجازی به شدت انتقاد و تاکید کرد که این کار پیش‌تر هم درباره آثار بزرگانی چون قیصر امین‌پور و سیمین بهبانی انجام شده است.

  • البته من از قبل از انقلاب با بعضی از چهره‌های نخبه و برجسته‌ کرمانشاه آشنا بودم؛ از جمله، مرحوم یداللّه بهزاد که دوست قدیمی ما بود. ایشان مکرر مشهد می آمدند. مرحوم بهزاد ضمن دارا بودن از طبع شعرِ خیلی خوب - بخصوص در قصیده و قطعه، که ایشان انصافاً در کشور برجسته و ممتاز بود - همان روحیه و خلقیات پهلوانیِ کرمانشاه هم در ایشان بود. ایشان یک سفر مشهد آمده بود، و همان موقع من تحت تعقیب بودم؛ از مشهد خارج شده بودم، رفته بودم یک محل دوردستی. یک وقت دیدم آقای بهزاد و بعضی از دوستان دیگرِ انجمن ادبی مشهد آمدند آنجا برای دیدن ما؛ با اینکه این کار خطرناک بود. این مرد اهل کارهای مبارزاتی به آن شکل نبود، اما رفاقت و دوستی و صمیمیت، او را به این وادی کشانده بود. این‌ها تحسین‌برانگیز است. با مرحوم کیوان سمیعی هم - که حقاً و انصافاً یک دانشمند محقق و کم‌نظیر بود - آشنا بودم. ایشان علاوه بر کتابی که در شرح حال مرحوم سردار کابلی نوشته - که خود آن کتاب با اینکه شرح حال است، اما پر از مطلب و تحقیق و مضمون است - یک کتاب دیگری هم دارد که هر چه فکر کردم، اسمش یادم نیامد ... بله، درست است؛ «تحقیقات ادبی» است. مرحوم آقای نجومی (رضوان‌اللّه علیه) هم که ما از اوائل انقلاب خدمت ایشان رسیدیم و با ایشان آشنا شدیم؛ انصافاً مرد جامعی بود - هم فقیه بود، هم ادیب بود، هم هنرمند بود - شخصیت کم‌نظیری در بین روحانیون بود. البته در گذشته، از دوران قم هم با نخبگان روحانی این استان آشنا بودیم؛ مرحوم آقای حاج آقا مجتبی حاج آخوند (رحمة اللّه علیه)، مرحوم شهید حاج آقا بهاء محمدی عراقی و بعضی دیگر از دوستان؛ در عین حال باید عرض کنم که چهره‌ی حقیقی علمی و هنری و ادبی کرمانشاه، آنچنان که باید، شناخته شده نیست؛ و این جای افسوس و دریغ است.

  • چند روزی هست که مولودی‌خوانی با عنوان «داره میریزه» به سرعت در فضای مجازی در حال انتشار است و حسابی جنجالی و حاشیه‌ساز شده است. سید مصطفی قدمگاهی: شعر متعلق به شاعری است که بنده شعر را از کانال ایشان برداشتم که شاعرش خواستند گمنام باشند. ولی اینکه الان رسانه‌ای شده جای سوال است. مشخص نیست چطوری و چه کسی این مولودی را از کانال بنده برداشته و فرستاده برای خانمی به نام «ت.ب» که در کانادا است و ایشان هم مولودی را تبدیل به دابسمش کرده و در پیج اینستاگرام خود گذاشته که از اینجا شروع شد و بیش از 500 هزار بازدید در این پیج داشت و کم کم دابسمش‌های مختلفی در داخل هم برای این مولودی ساخته شد.

  • رئیس سازمان زیباسازی تهران خبر داد که خانه نیما یوشیج خریداری شده و قرار است به «مکانی برای حضور اهالی شعر، فرهنگ و ادبیات تبدیل شود». برزین ضرغامی گفت که پس از دستور شهردار تهران، سازمان زیباسازی این خانه را خریداری کرد و سند آن به نام شهرداری تهران ثبت شد.

  • متروی تهران این روز‌ها نمایشگاه بی‌عیب و نقصی از موسیقی نواحی و فرهنگ و هنر ایرانی است. چند ماهی هست که مترو از قرق آکاردئونی‌ها و گیتاریست‌ها درآمده. آکاردئونی‌ها معمولاً یک سیستم پخش هم به کمرشان می‌بستند که دوبس‌دوبس زمینه را به عهده می‌گرفت و دختربچه‌ای که پیشاپیش هنرمند با جعبه‌ای برای جمع‌آوری پول حرکت می‌کرد. گیتاریست‌ها، اما معمولاً ساکن بودند؛ وارد واگن می‌شدند و گوشه‌ای می‌ایستادند و یکی دو ایستگاه اجرا می‌کردند. بعضی‌های‌شان هم انصافاً صدا‌های خشدار و دردمند مردانه‌ای داشتند و می‌شد همان طور روی صحنه و بین هواداران باشند یا در بخشی از یک فیلم جشنواره‌ای هنرنمایی کنند. حالا، اما داریه و تنبک و حنجره نوازی و دوزله نوازی و دف و انواع و اقسام ساز‌های حاشیه‌ای وارد نمایشگاه مترو شده و انصافاً هم دارند به شناخت مردم از هنر نواحی مختلف ایران کمک می‌کنند. اگر عجله نکنید حتماً جوانی را خواهید دید که چیزی نمی‌نوازد، اما با سیستمی که به کمر بسته انواع و اقسام ترانه‌های کافه‌ای قبل از انقلاب را برای مسافران یا بهتر است بگویم برای شرکت‌کنندگان در نمایشگاه مترو پخش می‌کند: «خونه بی‌تو خونه نیس قبر منه/ صبر ایوب زمان صبر منه» بعضی‌ها لبخندی به گوشه لب می‌آورند و یک دوهزاری توی جیبش می‌چپانند.

  • این روزها شغل های زیادی بهشت زهرا به وجود امده است برای نمونه با پرداخت پول روشن کردن شمع، شستن مزار و گل کاری را به غریبه ها سپرده می شود. انسان ها با بهانه مشغله زیاد و برای اینکه عذاب وجدان نداشته باشند که بر سر خاک عزیزان خود نمی روند، با پرداخت پول به دیگران زحمت شستن مزار و گل کاری را می دهند افرادی که متوجه این خلاء ها شده اند برای تبلیغات شستن مزار کارت های تبلیغاتی نیزچاپ می شود تا مشتری های بیشتری را جذب کنند. یکی از کارت های تبلیغاتی که بدون هیچ اسم و رسمی هم است و به شعر « برمزارم بیا... یادم کن بخوان سوره ای شادم کن» مزین شده است تبلیغ روشن کردن شمع، گل کاری و شستن با گلاب را تبلیغ کرده است.

  • در روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، نام و یاد این حماسه سرای جهانی را گرامی می‌داریم.