عباس عبدی

  • عباس عبدی:اخیراً یکی از سایت‌های اصولگرا متنی را با مضمون بررسی آخرین نظرسنجی‌ها درباره دولت روحانی و افت بی‌سابقه محبوبیت رئیس‌جمهوری منتشر کرده و نوشته است که: «نظرسنجی یک نهاد معتبر دانشگاهی - که از سال 1388 تاکنون دقت بالایی داشته و اعتبار آن ثابت شده - در مرداد 98 می‌گوید درصد کسانی که به روحانی بسیار علاقه‌مند هستند حدود 10 درصد و درصد کسانی که به او بی‌علاقه یا بسیار بی‌علاقه هستند حدود 45 درصد است.» در گزارش خبرگزاری و طی بندهای گوناگون به توصیف و تحلیل این یافته‌ها اشاره کرده است که جملگی حاکی از کاهش محبوبیت رئیس‌جمهوری است. در این مورد چند نکته مهم وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اولین نکته این است که اعتبار هر نظرسنجی در درجه اول متأثر از نهاد تولیدکننده آن است. اینکه ماهیت آن نهاد و چگونگی استقلال آن چگونه است؟ منابع مالی آن کدام است؟ و... به‌همین دلیل هیچ‌گاه نمی‌توان آنها را بدون ذکر نام و به‌صورت مجهول معرفی کرد!! همچنین قرار نیست اعتبار این مؤسسات نظرسنجی را خوانندگان عادی گواهی کنند. مؤسسه‌ای که به‌وسیله خوانندگان و نه کارشناسان مرتبط، معتبر معرفی شود، همان بهتر که درب آن تخته شود.

  • اظهارات عباس عبدی در مصاحبه با بی‌بی‌سی درباره اشغال سفارت آمریکا، با واکنش تند احمد پورنجاتی روبه‌رو شد.

  • تسخیر سفارت آمریکا واکنشی طبیعی به رفتار آن کشور بوده و کسی چرا به این سوال پاسخ نمی‌دهد که دلیل چنین رفتاری از سوی مردم ایران چه بوده است؟ در صورتی که آنها می‌توانستند حمایت نکنند و آن اقدام نیز یک ساعته تمام شود.

  • عباس عبدی درباره کانال آمدنیوز در یادداشتی نوشت: اولین نکته‌ای که برای هر ناظری جلب‌توجه می‌کرد، روند نزولی مخاطبان این کانال بود. نمودار تعداد اعضای این کانال و کانال جانشین آن، نشان می‌دهد که با یک شیب معنادار تعداد اعضای آن از ابتدای راه‌اندازی تا آبان 1396 افزایشی بوده است، ولی از آبان 1396 شروع به کاهش می‌کند و از حدود 700 هزار به 500 هزار می‌رسد. ولی در جریان حوادث دی‌ماه و طی مدت محدودی یک رشد صد درصدی را شاهدیم. با اجرای فیلترینگ نیز روند افزایشی اعضایش ادامه پیدا می‌کند، تا مهر 1397 که به حدود 1 میلیون و 800 هزار عضو می‌رسد. از مهر 1397 تا مهر 1398 دوباره روند کاهشی شده و به‌طور مستمر ادامه می‌یابد و در دو ماه آخر تابستان امسال این روند کاهشی شتاب بیشتری پیدا می‌کند و در نهایت تعداد اعضا به حدود نصف رقم سال گذشته می‌رسد. اگر به این روند دقت کنیم، متوجه می‌شویم که هنگام کاهش تعداد اعضا، مدیریت کانال دست به اقدامی می‌زند تا جلوی کاهش را بگیرد. در سال 1396 و در جریان اتفاقات دی‌ماه 1396 با سوار شدن بر امواج آن حوادث که از سوی تندروهای داخلی آغاز شد، موفق می‌شود روند کاهشی را معکوس کند ولی در یک سال گذشته هیچ اقدام معمولی نتوانسته مانع از روند کاهشی تعداد اعضای آن شود و این به منزله حذف و مرگ این کانال تلقی می‌شد؛ لذا باید دست به یک اقدام و ابتکار می‌زد و این کار برای بقای آمدنیوز ضروری بود. ولی این اقدام بسیار احمقانه بود.

  • اظهارات آقای گنجی را باید به فال نیک گرفت و آن را پایه اقدامی مشترک قرار داد؛ اقدامی کارساز که می‌تواند به برون‌رفت از این وضعیت ناخرسندکننده منجر شود.

  • خیلی صریح و روشن باید تاکید کرد که هیچ‌گونه آزادی، دموکراسی و پیشرفت در جریان‌هایی که حیات آنان در امنیتی بودن فضا است، وجود ندارد.

  • روزنامه کیهان نوشت: متهم حرفه‌ای پرونده نظرسازی ( جعل نظرسنجی) به بهانه یک نمایش اینستاگرامی، به شبهه‌افکنی پرداخت. عباس عبدی در روزنامه ای نوشته است: قضیه از این قرار است که تتلو طی درخواستی از طرفدارانش اعلام کرده که رکورد کامنت‌گذاری را بشکنند تا او به وعده‌ای که داده عمل کند. طی مدت نه چندان زیادی، تعداد کامنت‌های او به بالای 16 میلیون رسیده است. من ابتدا فکر می‌کردم که کامنت‌ها می‌تواند تکراری باشد ولی برخی دوستان که آشناتر هستند، گفتند بیشترشان فقط از سوی یک کاربر است. حالا بیایید فرض کنیم که یک سلبریتی مذهبی یا سیاسی اصولگرایان درخواست مشابهی کند و نه 16 میلیون که فقط یک یا دو میلیون کامنت گذاشته شود، آنگاه اصولگرایان چه تحلیلی می‌داشتند؟

  • تاسفانه جامعه ما این‌چنین نیست و مرز میان سیاستمداری و دانشمندی را رعایت نمی‌کنیم. سیاستمداران ما در بسیاری از مواقع مسوولیت سیاستمداری را به عهده نمی‌گیرند و از موضع دانشمندی سخن می‌گویند. فرض کنید جامعه‌ای داریم که همه مدیرانش دانشمند هستند، فکر می‌کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چنین جامعه‌ای چندان موفق نخواهد بود. به این دلیل که اگر همه در یک جامعه دانشمند باشند در بهترین حالت و در مقام تصمیم‌گیر همه می‌کوشند که فقط از منظر دانش خود ملتزم به حقیقت باشند، در حالی که ما در عمل نمی‌توانیم همیشه همه حق را با یکدیگر در یک تصمیم جمع کرده و داشته باشیم و مجبوریم که از میان آن‌ها دست به انتخاب بزنیم؛ انتخابی میان راه‌های مختلف. از برخی منافع چشم‌پوشی می‌کنیم تا منافع دیگر را به دست بیاوریم. از دستیابی به یک نفع چشم‌پوشی می‌کنیم تا مجبور نباشیم که ضرر بزرگ‌تری را به تن بخریم. ما نمی‌توانیم همواره خیر مطلق را به دست آوریم و از هر شری خودمان را دور کنیم. باید دست به انتخاب بزنیم و این انتخاب وظیفه سیاستمدار است و ما برای اداره امور خود نیازمند به سیاستمدار هستیم.

  • عباس عبدی:

    عباس عبدی معتقد است: در مسائل عادی ایجاد دو قطبی ایراد چندانی ندارد. آنچه که جامعه ما را در این برهه تهدید می‌کند نگاه دوقطبی است که منجر به نقض یکدیگر می‌شود و متاسفانه رادیکال‌ها چنین اقدامی را انجام می‌دهند تا بدین صورت بخش قابل‌توجهی از جامعه را منفعل کنند.

  • این پرسش مطرح می شود که کسانی که در مبارزه علیه رژیم گذشته فعال بوده‌اند و اکنون نیز به آن افتخار می‌کنند هر کدام برای چه اقداماتی این مقدار زندان برایشان تعیین می‌شد؟ آیا این افراد اتهامات سنگین‌تری از آنان داشته‌اند؟ به علاوه مجازات یک وجه اجتماعی و عمومی دارد که از وجه شخصی آن بسیار مهم‌تر است.