مدرسه

  • استفاده از نماد پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی به عنوان روبان در آیین افتتاح یک مدرسه خیرساز در روستای جهادآباد عنبرآباد و قیچی کردن آن توسط مسئولین با واکنش هایی همراه بوده است.

  • بانک مسکن با تصویب یک طرح، امکان جدید برای سپرده‌گذاری کوتاه مدت عادی به همراه دریافت تسهیلات حداکثر ۲۰۰ میلیون تومانی را فراهم کرد.

  • آیت الله تبریزیان: ورزش کردن در اسلام نیامده است. دویدن افراد ‎سالمند در پارک‌ها سزاوار مومنین نیست. و حدیثی در این رابطه از سوی ائمه یا پیامبر موجود نیست. بنابراین ورزشی که امروز انجام می شود اثری در روایت نیست. جوانان می‌توانند به جای ‎ورزش کردن به نماز بایستند که نماز بهترین ورزش است.

  • نمایندگان مردم در مجلس، وزارت آموزش و پرورش را ملزم کردند تا پایان سال تحصیلی ۹۹-۹۸ تمامی واحدهای آموزشی تحت مدیریت خود را منحصراً به دو صورت دولتی و غیردولتی اداره کند.

  • هفته گذشته 57 نماینده مجلس طرحی یک فوریتی با عنوان " رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور" را ارائه کرده‌اند که به موجب آن آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی اختیاری و از محیط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌های آزاد سپرده می‌شود.

  • تولیت مدرسه علمیه دارالحکمه با بیان این مطلب که سکولار به وجود خداوند اعتقاد دارد اما به ربوبیت الهی که یک امر سیاسی محسوب می شود اعتقادی ندارد، اظهار داشت: یکی از جلوه های سکولار جامعه گریزی و اجتماع ستیزی است تا از این طریق دین یک امر فردی و غیر سیاسی به نظر بیاید؛ پشت همه آیات الهی یک جریان سیاسی وجود دارد.

  • محسن رفیق دوست امروز در گفت و گو با آرمان به بحث ترور سعید حجاریان پرداخت؛ رفیق دوست در این مصاحبه گفته بود "من سعید عسگر را به وزارت اطلاعات معرفی کردم او قبلا ابوالقاسم شفیعی را ترور کرده بودند سعید عسگر در دادگاه قصد خود را از ترور ابوالقاسم شفیعی( از اهالی بازار و مشاور عالی بخش معادن مجتمع اقتصادی کمیته‌ی امداد امام خمینی ( ره) ) ترساندن وی ذکر کرده بودند

  • سه ماه قبل پدر دختر ۱۴ ساله‌ای به نام لیلا با مراجعه به کلانتری گفت من، همسر و دخترم در کارگاهی در شهرک صنعتی در حاشیه تهران ساکن هستیم و همان جا کار می‌کنیم. دیروز دخترم به مدرسه رفته بود، اما خیلی دیر به خانه برگشت. من که نگران او شده بودم به دنبالش رفتم و او را در نزدیکی شهرک صنعتی پیدا کردم که حالی آشفته داشت.

  • هشت سال قبل مُهر بازنشستگی پای 30 سال فعالیت اداری ام خورد و بازنشسته شدم. ابتدا چند ماه را در مسافرت و تفریح خانوادگی گذراندم. بعد از آن برای سپری کردن روزهای بازنشستگی و فرار از تنهایی به پارک ملت مشهد پناه می بردم تا عصرها در کنار دیگر بازنشستگان اوقاتم را با گفت وگو با آن ها بگذرانم. در این میان مردی با عینک دودی بیشتر از دیگران مرا به سوی خودش جلب می کرد. او بازنشسته خوش برخورد و خوش خنده ای بود که همواره با مزاح و لطیفه گویی ما را به خنده وامی داشت. من هم که کمبود محبت را از همان سال های کودکی در وجودم حس می کردم پایه های یک رفاقت صمیمی را با «ستار» گذاشتم. به طوری که با این آشنایی و دوستی رفت و آمد او به منزل ما آغاز شد. این رفت و آمدها به جایی رسید که من درباره سرد مزاجی همسرم، با ستار به درد دل پرداختم و سیر تا پیاز زندگی خصوصی ام را برایش بازگو کردم تا این که روزی ستار به آرامی کنار گوشم گفت: تو با این وضعیت مالی خوبی که داری نمی خواهی کمی برای خودت زندگی کنی و غرور همسرت را بشکنی!؟ با این جمله او وسوسه شیطانی بر وجودم غلبه کرد و پیشنهادش را پذیرفتم. روز بعد ستار زن 23 ساله مطلقه ای را به من معرفی کرد که پر از شور و محبت بود. به همین دلیل رابطه پنهانی من و «مهرانه» شروع شد

  • همه ما آدم ها در طی تاریخ به شیوه های مختلف تحت تاثیر افکاری قرار گرفتیم که پایه و اساس محکمی در جهان هستی نداشته و ندارد . این افکار از طریق خانواده و محله و مدرسه و رسانه به ما القا شده است و ما بدون آن که خودمان فکر کنیم این باور را درونی کردیم که پول اعتبار اولیه زندگی نیست به همین دلیل وقتی در مدرسه در درس انشا می گفتند علم بهتر است یا ثروت . بادی به غبغب می انداختیم و می گفتیم خوب معلوم است علم بهتر است. ثروت از بین رفتنی است و علم ماندنی و عالم قابل احترام است. از همان دوران بچگی و در همان انشا دبستانی این فکر به ما القا شدکه علم بهتر است اما هیچ کس جرات نداشت بگوید ثروت پایه و اساس زندگی است و بدون پول و ثروت زندگی معنای خود را از دست می دهد.