مرگ

  • یلم پورشه ای که تصادف کرد و راننده آن دختری بود که می گفت" کشتم که کشتم، می دونید پدرم کیه! دست دست می چرخد همین موضوع سبب شد تا مالک قبلی خودرو در تماس با رسانه ها به شرح بخشی از واقعایات پرداخت. او درباره خودرو پورشه خود به گفت: «من این خودرو را حدود پنج ماه پیش به شخص دیگری به طور قسطی فروختم. آن شخص، پدرِ راننده بوده که ابتدا فرار کرده و حالا دستگیر شده است. من هیچ ارتباطی با آن‌ها ندارم و از آن‌ها نیز دست خط دارم که خودرو به صورت اجاره به تملیک نزد آن‌ها است تا قسط‌هایشان را به صورت کامل پرداخت کنند. به همین دلیل خودرو هنوز به نام من است اما در رهن فرد دیگری بوده. تا آنجا که من خبر دارم، پدر راننده خبر نداشته که پسرش پورشه او را بیرون برده. آنگونه که ما شنیدیم وقتی که او خواب بوده، پسرش به طور مخفیانه پورشه او را بیرون می‌برد و تصادف می‌کند. آن پسر از ترس پدرش و فاجعه‌ای که رخ داده فرار می‌کند. پدرش صبح که از خواب پا می‌شود و از هیچ جا خبر نداشته. زمانی که به پارکینگ می‌رود، می‌بیند ماشین‌اش نیست و فکر می‌کند آن را دزد برده. با پلیس تماس می‌گیرد تا گزارش سرقت دهد که متوجه می‌شود خودروی‌اش به دلیل تصادف، توقیف شده است....» بنابراین با این صحبت‌ها مشخص می‌شود گمانه‌زنی‌های اولیه مبنی بر اینکه صاحب هر دو خودرو پروشه، آن دختر بوده اشتباه است. یک خودروی پورشه متعلق به پدر دختر بوده و یک خودروی پورشه متعلق به پدر پسر. آن پسر نیز طبق گفته پلیس، گواهینامه نداشته است.

  • صبح 10 اردیبهشت خبر آتش گرفتن یک دختر و پسر به آتش‌نشانی و اورژانس اعلام شد. دختر جوان 9 روز بعد در بیمارستان تسلیم مرگ شد. پسر جوان نیز از ناحیه سر و صورت و بدنش سوخته بود. با مرگ دختر جوان، ماجرا به بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد. در ادامه بررسی‌ها به دستور بازپرس غلامی از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران تحقیقات آغاز و مشخص شد پسر جوان عامل این آتش‌سوزی است.

  • این جلسه و ترکیب آن و این عکس دو نفری، نشانه‌ای است از فاتحه زودهنگامی که باید بر سیاست‌ورزی پیرمحور خواند.

  • بعدازظهر پنجشنبه 26 اردیبهشت زن میانسالی با پلیس تماس گرفت و گفت: هرچه با خانه پدرم تماس گرفتم کسی جواب نمی‌داد. ساعت دو ظهر بود که برای سرکشی به خانه پدرم در منطقه نقاش محله شهرستان بهشهر آمدم اما هر چه زنگ زدم کسی در را باز نکرد. به همین خاطر با پلیس تماس گرفتم احساس می‌کنم اتفاق ناخوشایندی افتاده باشد. دقایقی بعد از این تماس تلفنی بود که تیمی از مأموران گشت کلانتری منطقه خود را به خانه زوج سالخورده رسانده و بررسی در این باره را آغاز کردند.آنان وقتی بعد از باز کردن در، وارد خانه ویلایی شدند سکوت مرموزی بر فضای آنجا حاکم بود که نشان از اتفاقی ناخوشایند داشت

  • ساعت ۱۴ بعدازظهر ماجرایی گزارش شد که در آن از رها شدن یک خودروی پراید نقره‌ای رنگ خبر می‌داد و ماموران به محل اعزام شدند و به بررسی‌های میدانی پرداختند. خیلی زود مشخص شد پراید متعلق به یک زن است. وقتی ماموران به خانه این زن رفتند از وی شنیدند که خودرو در اختیار پسر ۳۰ ساله‌اش به نام «مصطفی» بوده است. این تحقیقات نشان داد مصطفی از صبح شنبه به تنهایی از خانه خارج شده و تا لحظه پیدا شدن خودرو و حضور ماموران، هیچ‌گونه تماسی با خانه یا اعضای خانواده نداشته و موبایلش نیز خاموش شده است.

  • تحقیقات جدید پیام آورخبرهای خوش برای دوستداران غذاهای تند است: خوردن فلفل قرمز تند ممکن است به افزایش طول عمر کمک کند و خطر مرگ و میر را در افراد کاهش دهد.

  • سال ها پیش یک سرباز بریتانیایی در اقدامی انسانی جان یک سرباز زخمی آلمانی را نجات داد و او را نکشت. این اقدام برای همیشه در تاریخ به عنوان یک اقدام مثبت انسانی و یک اقدام منفی و خونبار جنگی ثبت شد.

  • فرماندار بانه گفت: انفجار مین در نقطه صفر مرزی بانه، یک متردد مرزی را به کام مرگ کشاند و یک نفر زخمی هم برجا گذاشت.

  • :چند روز قبل پرونده‌ای از شعبه ششم دادگاه کیفری یک تهران به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ فرستاده شد، مبنی بر اینکه دختری ۲۰ ساله توسط جوانی به نام علیرضا (متولد ۱۳۷۱) مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. با حضور والدین مریم در اداره شانزدهم، مشخص شد که مریم با تهیه نوشیدنی مسموم اقدام به خودکشی کرده اما با انتقال سریع به بیمارستان و انجام اقدامات درمانی از مرگ نجات پیدا کرده و در حال حاضر در حال تکمیل اقدامات درمانی است. مریم در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: بهمن سال گذشته (۱۳۹۷) بود که از طریق فضای مجازی با علیرضا آشنا شدم؛ ابتدا ارتباط ما در حد چند پیام کوتاه بود تا اینکه این ارتباط هر روز بیشتر و بیشتر شد. علیرضا به من پیشنهاد ازدواج داد و من نیز بلافاصله پیشنهاد او را قبول کردم. او گفت قصد دارد مرا به خانوده‌اش معرفی کند و مرا به خانه‌شان در محدوده فلکه دوم صادقیه برد؛ زمانی که وارد خانه شدیم، کسی آنجا نبود می‌خواستم بیرون بیایم که در را قفل کرد و مرا مورد تعرض قرار داد.

  • زمانیکه وارد خانه شدیم متوجه شدم که علیرضا به دروغ مرا به داخل خانه کشانده و خانواده‌اش آنجا نیستند. قصد داشتم از خانه خارج شوم، اما علیرضا در خانه را قفل کرده بود و به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داد.