گریه

  • ناهید شکوهی: «ما فقط و فقط به خاطر دل خودمان و آرامش‌مان این کار را کردیم، نه موج فضای مجازی و پست‌های سلبریتی‌ها. هنگام اجرای حکم، پدر آرمان گریه کرد و گفت خیلی سخت است آدم بداند این آخرین دیدار با فرزندش است. بله، سخت است. اما سخت‌تر از آن، این است که پدر و مادر نتوانند برای آخرین‌بار صدای فرزندشان را بشنوند و او را ببینند و حتی نشانه‌ای از او داشته باشند»

  • یک سال از زندگی زوج جوان گذشت و در حالی که همه بستگان و آشنایان این زوج جوان درباره زندگی ایده آل آن‌ها صحبت می‌کردند، اما محدثه همیشه از زندگی اش ناراضی بود، ولی علت این نارضایتی اش را به کسی نمی‌گفت، اما بعد از یک سال که به تنگنا رسیده بود به خانه پدرش رفت و از مادرش درخواست کمک کرد. محدثه وقتی وارد خانه شد بغضش شکست و شروع به گریه کرد، مادر عروس خانم از رفتار دخترش شوکه شده بود و محدثه پس از دقایقی که آرام شد از نارضایتی زندگی اش حرف زد. محدثه گفت: روزهای نخست همه چیز عادی به نظر می‌رسید و بهانه گیری‌های سهراب برای نظافت خانه را یک حساسیت عادی می‌دیدم، اما هر روز که بیشتر سهراب را می‌شناختم فشارهایش برای نظافت و تمیز کاری بیشتر می‌شد و تازه متوجه شدم شوهرم وسواس دارد. زن جوان در حالی که اشک می‌ریخت به مادرش گفت: بیشتر زمان روز را در حال نظافت و تمیز کاری هستم، ولی عصرها وقتی سهراب به خانه باز می‌گردد ابتدا یک ساعت به حمام می‌رود و بعد از آن اگر یک تکه نان روی زمین بریزد شروع به جاروکشیدن کل خانه می‌کند و اصرار دارد که همه چیز سرجای خودش باشد و این وسواس‌هایش باعث شده تا نظم زندگی مان به هم بریزد و یک شب آرام نداشته باشیم.

  • پسر جوان که متهم است زن متأهلی را در پارکینگ یکی از مراکز تجاری بزرگ غرب تهران مورد تعرض قرار داده در دادگاه کیفری محاکمه شد. وی که متهم به تجاوز است درباره این ماجرا گفت: من کارمند یکی از مراکز تجاری غرب تهران هستم. یک روز زن جوانی به آنجا آمد و گفت که می‌خواهد برای کار در یکی از رستوران‌های این مجموعه با مدیریت صحبت کند. من راهنمایی‌اش کردم اما حدود یک ساعت بعد دوباره او را دیدم در حالی که خیلی ناراحت بود و گریه می‌کرد گفت که او را نپذیرفته‌اند بعد هم شروع به درد دل کرد و گفت که خیلی تنهاست و نیاز مالی شدیدی هم دارد. من دلم برایش سوخت و به او گفتم که مشکلاتش را درک می‌کنم بعد هم به او پیشنهاد دوستی دادم چون فکر می‌کردم شرایط‌مان مثل هم است. متهم ادامه داد:بعد هم برای صحبت به یکی از اتاقک‌های داخل پارکینگ رفتیم و من با رضایت خودش با او ارتباط برقرار کردم اما وقتی مأموران حراست مجموعه به آنجا آمدند او ناگهان شروع به داد و فریاد کرد

  • زن بی خانمانی که گرسنگی شدید داشت در ازای یک ساندویچ فلافل داخل قبر تاریک رفت و خود را تسلیم 3 مرد کرد. او می گوید از آن شب به بعد کابوس می بیند و گریه می کند اما می داند اگر بازهم در آن شرایط وحشتناک گرفتار شود شاید بدون تردید باز داخل قبر برود و خودش را در اختیار مردانی قرار بدهد که از بدبختی او برای امیال خود سو استفاده کنند.

  • به دنبال شکایت مادر مهسا، دختر نوجوان به پزشکی قانونی معرفی شد. وقتی کارشناسان پزشکی قانونی در گزارشی تکان دهنده اعلام کردند نه تنها مهسا مورد آزار قرار گرفته است بلکه حالا باردار است.

  • نقل قولی از مهدی چمران مبنی بر اینکه« یکی از طلبه‌ها به رهبر انقلاب گفتند «آقا شما چرا با افزایش قیمت بنزین موافقت کردید؟»؛ رهبری پاسخ دادند که «چه کاری می‌توانستیم انجام دهیم؟» که گریه حاضران را در پی داشت.» منتشر شده است که منابع موثق نزدیک به بیت رهبری ضمن تکذیب ادعای مهدی چمران گفته اند تصمیم گرفته شده در خصوص افزایش قیمت بنزین؛ تصمیم سران کشور بوده و دولت مامور به اجرای آن است. رهبری از تصمیم روسای قوای کشور حمایت کرده و می کند. تصمیمات گرفته شده در خصوص افزایش قیمت بنزین ارتباطی با هیچ وزارتخانه ای نداشته وتصمیم قوای کشور است.

  • مرداد ماه گذشته اهالی روستایی در اطراف شهرری به مأموران خبر دادند جسد مرد جوانی در کوچه‌ای رها شده است.

  • گریه شدید عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق، سر مزار مائو تسه‌تونگ، رهبر اسبق چین، نه تنها هیات همراه بلکه چینی‌ها را هم شگفت‌زده کرد.

  • نوباوه، نماینده سابق مجلس:

    یک نماینده مجلس شورای اسلامی در اداور هشتم و نهم از استاد محمدرضا شجریان به خاطر درخواستش از صدا و سیما برای عدم پخش ربنایش، انتقاد کرد.

  • زنی که به همراه سه برادرش با صدور دستوری از سوی قاضی ویژه قتل عمد مشهد بازداشت شده بود در اعترافاتی تکان دهنده راز جک سواری جسد سوخته داماد را فاش کرد!