اقراریان، عضو شورای شهر: زاکانی خود را کاندیدای بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده میبیند/ شهرداری تهران به ستاد انتخاباتی تبدیل شده/ زاکانی مهره سوخته نیست، نامزد بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده است/ شهرداری و صداوسیما در حال مهندسی انتخابات شوراهاست
مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران با تأکید بر این که شهرداری و صدا و سیما در حال مهندسی انتخابات پیشِروی شوراها هستند، به دیدهبان ایران گفت: ستاد انتخاباتی آقای زاکانی پس از انتخابات ریاستجمهوری تعطیل نشده و همچنان فعال است. به نظر میرسد آقای زاکانی بیش از آن که خود را شهردار تهران بداند، خود را کاندیدای بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده میبیند. پیشتر هم گفتهام و دوباره تأکید میکنم که یکی از آفتهای جدی شهرداری تهران، وجود «شهردار سیاسی» است./ من آقای زاکانی را مهره سوختهای در سیاست نمیدانم. این را بهصراحت میگویم، چراکه ایشان دارای حامیان قدرتمندی در حوزه سیاسی است. در حال حاضر، ایشان در مجلس حامیان سرسختی دارد. یکی از اقداماتی که در دو دهه گذشته جریان آقای زاکانی دنبال کرده، ایجاد احزاب گوناگون است؛ یعنی با تشکیل چند حزب مختلف سعی کردهاند که یک جبهه سیاسی را ایجاد کنند که رهبر سیاسی این جبهه، آقای زاکانی است. فارغ از این که ایشان در مقاطعی مسئولیت این گروههای سیاسی را بهصورت مستقیم برعهده داشته، اکنون بهعنوان رهبر معنوی این جریان عمل میکند و به نظر میرسد که با توجه به اقتضائات و شرایط کشور، این جریان نهتنها آقای زاکانی را مهره سوخته عرصه سیاست نمیداند، بلکه او را بهعنوان مهره بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده میپندارد.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: اخیراً عباس عراقچی، وزیر امور خارجه به انتشار آمارهای رسمی از خسارتهای مالی و جانی حوادث دیماه ۱۴۰۴ پرداخت. او خسارتهای واردشده به زیرساختهای شهری را هم اعلام کرد و از آسیبدیدگی «۳۰۵ دستگاه آمبولانس و اتوبوس و ۲۵۳ ایستگاه اتوبوس» سخن گفت. این ارقام، اگرچه قابل توجهاند، اما با آماری که شهرداری اعلام کرده است، تفاوت دارند. علیرضا زاکانی، شهردار تهران در مصاحبههای متعدد تأکید کرده است که سازمان آتشنشانی تهران بهتنهایی حدود ۸۰۰ میلیارد تومان خسارت دیده است. این در حالی است که در آمار اعلامی وزیر خارجه، سخنی از آسیبهای آتشنشانی به میان نیامده است.
این اختلاف، زمینهساز طرح دو فرضیه اصلی شده است؛ یا آمارهای رسمی اعلامشده در سطح بینالمللی ناقص هستند، یا مدیریت شهری در حال بزرگنمایی خسارتها با اهداف خاص سیاسی، مالی یا مدیریتی است. بنابراین، محتمل است که آمار مطرحشده توسط عراقچی، تنها بخشی از خسارتهای شهری و محدود به حوزه حملونقل عمومی باشد، نه کل زیانهای وارده به نهادهای امدادی و خدماتی که اگر اینطور باشد، آمارهای وزیر امورخارجه تا تکمیل شدن، قابل استناد کامل نیستند.
در این میان اما تکرار ارقام کلان بدون انتشار گزارشهای کارشناسی شفاف و قابل راستیآزمایی توسط شهردار تهران و مدیران زیردست او، این شائبه را تقویت میکند که مدیریت شهری ممکن است از فضای ایجادشده به دنبال همان وضعیتی باشد که در ادبیات عامه از آن با عنوان «ماهی گرفتن از آب گلآلود» یاد میشود.
در همین راستا، درباره تفاوت آمارهای مطرحشده توسط شهردار تهران با آمارهای ارائهشده توسط وزیر امور خارجه و همچنین اقدامات اخیر علیرضا زاکانی، دیده بان ایران با مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران پرداخته است.
مشروح گفت و گوی مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران با دیده بان ایران را در ادامه میخوانید.

زاکانی در انتخابات شورای شهر تهران یک فهرست اختصاصی دارد
چرا ۸۰۰ میلیارد تومانی که شهرداری مدعی شده بود به آتشنشانی خسارت وارد شده است، در آمارهای رسمی وزیر امور خارجه وجود ندارد؟ شهرداری در این زمینه گزارشی به دولت ارائه نکرده یا در حال «ماهیگیری از آب گلآلود» است؟
آمارهای گوناگونی درباره حوادث اخیر ارائه شده است. طبیعی است که ما آمارهای مربوط به کل کشور یا سایر مجموعهها را در اختیار نداریم و براساس مواردی که بهصورت عمومی در رسانهها مطرح شده، از میزان خسارتهای واردشده به اموال مردم و اموال شهرها در مناطق مختلف کشور مطلع شدهایم. من در جلسات گذشته در صحن شورای شهر، تذکری به آقای زاکانی دادم که ناظر بر همین مسأله بود؛ این که گزارش دقیقی از خسارتهای واردشده به شهرداری تهران و اموال عمومی شهر ارائه کند. تا این لحظه هیچ گزارشی ارائه نشده است.
یکی از مواردی که بعضاً مشاهده میشود این است که پاسخهایی که شهرداری به تذکرات میدهد، یا بیارتباط با تذکرات یا بهصورت کلیگویی است. طبق فرآیند قانونی پیشبینیشده، گام بعدی پس از عدم پاسخگویی به تذکرات، طرح سؤال از شهردار است. اما همواره با این چالش مواجه هستیم که شهردار تهران در جلسات شورا، زمان قابل توجهی را به نطقهای انتخاباتی خود اختصاص میدهد. حتی در جلسه بودجه هم شاهد این موضوع بودیم و ایشان به مسائل غیرمرتبط با حوزه بودجه پرداخت.
نکتهای که باید به آقای زاکانی یادآوری کنم این است که انتخابات ریاستجمهوری گذشته پایان یافته و تا انتخابات آینده هم زمان زیادی باقی مانده است. هرچند ایشان در انتخابات شورای شهر پیشِرو فهرست اختصاصی خود را دارد.
بعضی از این صحبتها را بیشتر ناظر به فضای تبلیغاتی با مفهوم «حکمرانی نمایشی» میدانم. ضرورت دارد شهردار تهران بهصورت دقیق و شفاف به اعضای شورای شهر با محاسبه دقیق اعلام کند که خسارتها مربوط به کدام مناطق و کدام تجهیزات است. تا این لحظه، یا هیچ محاسبهای انجام نشده یا اگر هم محاسبهای وجود دارد، در اختیار اعضای شورای شهر قرار نگرفته است. آمار ارائهشده توسط شهردار تهران براساس جمعبندیهای درونسازمانی شهرداری است. به محض دریافت پاسخ تذکرات، این اطلاعات را بهصورت شفاف در اختیار رسانهها قرار میدهیم. امیدواریم آقای زاکانی براساس قانون پاسخگوی شورای شهر باشد.
«عدم مشارکت در انتخابات» نقطه طلایی برنامه انتخاباتی حامیان زاکانی
به موضوع انتخابات اشاره کردید. لایحه «سرمایهگذاری برای تولید داخلی» که توسط شهرداری ارائه شد و پس از آن هم شهردار تهران از آوردن فیبر نوری به منازل، تأمین گوشت، حل مسأله آب و موارد مشابه اینچنینی صحبت کرد، به نظر میآید که آقای زاکانی بهدنبال تشکیل دولت کوچک در دل شهرداری تهران است؟
به نظر میرسد آقای زاکانی بیش از آن که خود را شهردار تهران بداند، خود را کاندیدای بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده میبیند. وقتی در مورد آقای زاکانی صحبت میکنیم، درباره یک جریان سیاسی سخن میگوییم که امتداد این جریان سیاسی در بخشهای مختلف حکمرانی کشور حضور دارند و این جریان، حمایت از آقای زاکانی را در دستور کار خود قرار میدهند.
وقتی این موضوع به شهرداری منتقل میشود، پاسخ داده میشود که «آقای زاکانی «محبان» و «علاقهمندانی» دارد که به دلیل نقد، شما را تخریب میکنند. این تخریبها هم ارتباطی با شهرداری ندارند.» در جلسه تقدیم بودجه شهر تهران به شورای شهر هم کاملاً مشهود بود که امروز یک پروژه طراحیشده توسط حامیان شهردار، - در صحن شورای شهر و در شهرداری - شکل گرفته است و تعدادی از مشاوران و اعضای ستاد انتخاباتی آقای زاکانی برای ورود به شورای شهر آینده کاندیدا شدهاند.
من تأکید کردهام خطری که شهروندان تهرانی باید به آن توجه کنند، این است که این جریان سیاسی بهشدت به بیتفاوتی، ناامیدی و کاهش مشارکت مردم در انتخابات نیازمند است. به نظر میرسد این جریان روی عدم مشارکت، ناامیدی و دلسردی مردم به دلایل اقتصادی و معیشتی که باعث نارضایتی شده، حساب کرده است و «عدم مشارکت در انتخابات» را نقطه طلایی برنامه انتخاباتی خود محسوب میکند.
خطر دوم، تبدیل شدن شورای شهر از یک نهاد ناظر به نهادی است که وظیفه خود را مجیزگویی شهردار تهران در دوره آینده میداند. باید به این خطر توجه کنیم که اگر حامیان شهردار در شورای شهر فعلی، اکثریت کرسیهای شورای شهر آینده را در اختیار داشته باشند، موفق میشوند که براساس مصاحبه رئیس ستاد انتخاباتی شهردار تهران، آقای زاکانی را بار دیگر در کرسی شهرداری تهران ابقا کنند. در این صورت پیشبینی میکنم که شاهد شکلگیری یک ستاد انتخاباتی برای رقابت با دولت در انتخابات ریاستجمهوری آینده هستیم.
من پیشتر هم گفتهام و دوباره تأکید میکنم که یکی از آفتهای جدی شهرداری تهران، وجود «شهردار سیاسی» است. باید تلاش کنیم که با رویکرد حکمرانی حرفهای در کشور، صندلیها و جایگاههای تخصصی را با انتصاب افراد متخصص و باسابقه مرتبط پُر کنیم. شاهد هستیم که با گذشت چهار سال و نیم از شروع دوره کنونی مدیریت شهری، وقتی یک سؤال تخصصی از بعضی مدیران منصوبشده خارج از شهرداری توسط آقای زاکانی میپرسیم، امکان پاسخگویی ندارند، چراکه با گذشت این مدت، هنوز اشراف کافی روی حوزه تخصصی خود ندارند.
شهرداری تهران در انتخابات پیشِرو روی «سبد رأی خاص» تمرکز کرده است
به نظر شما، انتصاب و نگاه مدیران در شهرداری تهران، بیش از تخصصگرایی، سیاسی است؟
انتصابات حاکی از آن است که افراد تنها از چند حزب خاص منصوب میشوند و افراد حاضر در این احزاب و سوابق آنها کاملاً مشخص است. در حقیقت، این گروهها و احزاب هستند که شهرداری تهران را اداره میکنند. تعدد و تکثر در جابهجاییهای مدیریتی نیز بخشی از این موضوع است. شاهد هستیم که برای چندمین بار مدیرعامل شرکت شهر آفتاب تغییر کرده و این فرد در همین دوره و همین پست مدیریتی منصوب و عزل شده است. این نشان میدهد که با یک «حکمرانی نمایشی» روبهرو هستیم. حکمرانیای که در پیوند با صدا و سیما در حال مهندسی انتخابات آینده است.
از سوی دیگر، شهرداری تهران ابزارهای گوناگون و منابع مختلفی را در اختیار دارد. این مسأله آنقدر امروز خندهدار شده است که حتی برخی از بستگان مدیران ارشد شهرداری نیز به امید نشستن روی صندلی شورای شهر تهران، در انتخابات ثبتنام کردهاند و من فکر میکنم که هیچ وقت شاهد چنین صحنهای در انتخابات شوراها نبودهایم. یک پرسش اساسی وجود دارد؛ چه مسألهای باعث امیدواری شهردار تهران شده، برای این که در انتخابات پیشِرو، لیست آقای شهردار را به شهروندان تهرانی ارائه کنند؟ این موضوع عوامل مختلفی دارد که یکی از آنها، تمرکز بر «سبد رأی خاص» در انتخابات پیشِرو است؛ یعنی شهرداری تهران در این دوره بهجای این که خدمات خود را معطوف به گروههای مختلف کند، تلاش کرد که در نحوه ارائه خدمات به گونهای عمل کند که سبد رأی خاصی را برای خود سازماندهی کند تا در انتخابات پیشِرو از آن استفاده کند.
همچنین جریان حاکم بر شهرداری تهران با انجام برخی از اقدامات علیه مجموعههایی که حاضر نشدند با آنها همراهی کنند، سعی کرد این پیام را بدهد که با کسانی همراه خواهد بود که در انتخابات پیشِرو همراه آنها باشند. برخورد با خانه اندیشمندان علوم انسانی یا تعطیلی کنسرت میدان آزادی، پس از آن بود که آنها حاضر نشدند که به تبلیغ کمپین «تهران دوستداشتنی» بپردازند. این تنها نمونههای کوچکی از مسائلی است که در شهر شاهد آن هستیم. به نظر من، ستاد انتخاباتی آقای زاکانی پس از انتخابات ریاستجمهوری تعطیل نشده و همچنان فعال است.

احراز صلاحیت کاندیداتوری ریاستجمهوری زاکانی، با استفاده از نفوذ و ارتباطات
سرنوشت آییننامه دولت درباره تخصصگرایی چه شد؟ آیا با تغییر شرایط تحصیلات شهرداران در آییننامه انتخاب شهرداران، امکان شهردار شدن مجدد آقای زاکانی وجود دارد؟
آن را باید از دولت پرسید. آقای زاکانی یکی از چهرههای پرنفوذی است که شاید اگر این سطح از نفوذ و ارتباطات را نداشت، اصلاً برای انتخابات ریاستجمهوری احراز صلاحیت نمیشد، چراکه در دورههای گذشته نیز برای انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کرده بود، اما احراز صلاحیت نشده بود. در چنین شرایطی، یک سؤال اساسی وجود دارد؛ «چه اتفاقی درباره آقای زاکانی افتاده است که کاندیدای احراز صلاحیت نشده دورههای قبل، در سال ۱۴۰۰ احراز صلاحیت میشود و در این جایگاه قرار میگیرد؟»
وقتی درباره آقای زاکانی صحبت میکنیم، راجع به چهره پیچیدهای در سیاست ایران صحبت میکنیم که دارای ارتباطات گستردهای است. بنابراین، باور من این است که تغییر مجدد آییننامه دولت بهنفع آقای زاکانی، شاید کار سهل و آسانی باشد و این مسأله برای شهروندانی که مطالبه آنها، «قرار گرفتن یک شهردار متخصص روی صندلی اداره شهر تهران» است، جای تأسف دارد.
امیدوارم این اتفاق نیفتد تا مثل امروز شاهد این نباشیم که تهران یکی از آلودهترین، پرترافیکترین و دشوارترین شهرهای دنیا برای زندگی است. حتی در حوزه نظافت شهری نیز با چالشهای گوناگونی مواجه هستیم. میشد فرصت پنجسالهای که در اختیار آقای زاکانی برای کارآموزی بود، بهتر مورد استفاده قرار گیرد و اگر افراد بااستعدادتر یا آشناتری در این جایگاه قرار میگرفتند، شرایط برای شهروندان تهرانی بهتر بود.
ارائه گزارشهای مهمل و مدیریت افکار عمومی برای بقا
چندی قبل، آیتالله خامنهای در تشریح یکی از گزارشهای دوره آقای رئیسی، از واژه بیسابقه «مهمل و پوچ» استفاده کردند. آیا پس از پایان دوره ششم مدیریت شهری هم شاهد این گزارشهای پوچ و مهمل خواهیم بود؟
این گزارشهای «پوچ و مهمل» را نه در پایان شورای ششم، بلکه در طول دوره ششم با آن مواجه بودیم. این گزارشها را بهصورت انبوه و گسترده در انتخابات شورای شهر آینده از طرف جریان حامی آقای زاکانی مشاهده خواهیم کرد. این گزارشهای پوچ و مهمل، بخشی از اشکالاتی است که در ساختار حل مسأله حکمرانی کشور وجود دارد و قبلاً اشاره کردهام که یکی از شاخصهای «حکمرانی نمایشی»، تلاش برای «باقی ماندن بر صندلی» است؛ یعنی افراد با «ارائه گزارشهای مهمل» و «مدیریت افکار عمومی» تلاش میکنند بقای صندلی خود را تضمین کنند؛ موضوعی که در این دوره مدیریت شهری کاملاً مشاهده کردیم. من این جریان را بهعنوان یک خطر جدی برای آینده جمهوری اسلامی میدانم.
میخواهند زاکانی نه کاندیدای پوششی بلکه نامزد اصلی ریاست جمهوری شود
درباره بقا سخن گفتید. برخی معتقدند که آقای زاکانی یک مهره سوخته سیاسی است که نتوانست در نهادهای حاکمیتی جایی پیدا کند. اگر آقای زاکانی از شهرداری برود، جایگاه دیگری در مدیریت کلان خواهد داشت؟
من آقای زاکانی را مهره سوختهای در سیاست نمیدانم. این را بهصراحت میگویم، چراکه ایشان دارای حامیان قدرتمندی در حوزه سیاسی است. در حال حاضر، ایشان در مجلس حامیان سرسختی دارد. یکی از اقداماتی که در دو دهه گذشته جریان آقای زاکانی دنبال کرده، ایجاد احزاب گوناگون است؛ یعنی با تشکیل چند حزب مختلف سعی کردهاند که یک جبهه سیاسی را ایجاد کنند که رهبر سیاسی این جبهه، آقای زاکانی است. فارغ از این که ایشان در مقاطعی مسئولیت این گروههای سیاسی را بهصورت مستقیم برعهده داشته، اکنون بهعنوان رهبر معنوی این جریان عمل میکند و به نظر میرسد که با توجه به اقتضائات و شرایط کشور، این جریان نهتنها آقای زاکانی را مهره سوخته عرصه سیاست نمیداند، بلکه او را بهعنوان مهره بالقوه انتخابات ریاستجمهوری آینده میپندارد.
آنها فکر میکنند با توجه به تأیید صلاحیت او در دو دوره اخیر انتخابات ریاستجمهوری، آقای زاکانی در مرتبه بعدی نه بهعنوان کاندیدای پوششی، بلکه به عنوان کاندیدای اصلی میتواند در انتخابات حضور پیدا کند و او هم میخواهند عملکرد خود در شهرداری تهران را بهعنوان کارنامه عملکردی در آن صحنه ارائه کند. البته باور من این است که با فرض این که آقای زاکانی بار دیگر شهردار تهران شود، شورای شهر آینده بهمراتب برای او سختتر از شورای فعلی خواهد بود. یکی از محاسن انتخابات تناسبی در تهران این است که این انتخابات پایان تکصدایی و تلاش برای خفهکردن عملکرد شهردار خواهد بود.
منبع: دیدهبان ایران