چهار پناهگاه برای تهران کافی است؟/ چرا با وجود پیشبینی وقوع دوباره جنگ، مردم بیپناهگاه ماندند؟/ پناهگاه یا پارکینگ؟ نسخه عجیب مدیران برای نجات جان مردم
براساس گزارش دیدهبان ایران؛ در این روزهای جنگی تنها چهار ایستگاه مترو بهعنوان پناهگاه به تهرانیها معرفی شده است. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران پیش از شروع جنگ کنونی به دیده بان ایران گفته بود در صورت بروز بحران، جلسات شورای شهر در یکی از ایستگاههای امن مترو برگزار میشود. سؤال اینجاست که اگر پناهگاههایی برای برگزاری جلسات غیرعلنی مسئولان وجود دارد، چرا شهروندان عادی از این امکانات بهرهمند نیستند و آیا چهار ایستگاه مترو برای ایمنی جمعیت پایتخت کافی است؟ این در حالی است که با وجود این که مسئولان و کارشناسان از همان زمان پایان جنگ ۱۲ روزه پیشبینی میکردند که جنگ دیگری در راه خواهد بود، اما اقدامات مؤثری برای ایجاد یا در نظر گرفتن پناهگاههای بیشتر برای شهروندان در هشت ماه فاصله میان دو جنگ انجام نشد.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: «تهران پناهگاه عمومی ندارد.» این موضوعی غیرقابل کتمان است. بعد از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران، نبود پناهگاه از مواردی بود که اهالی رسانه از مدیران شهری مطالبه کردند. خبرنگاران اما در این زمینه همیشه با پاسخهای کلیشهای روبهرو شدند؛ پاسخهایی که بیشتر به تعویق انداختن یک مسأله حیاتی شبیه بود تا ارائه راهحلی مشخص و عملی. این مطالبه نهتنها از سوی رسانهها بلکه از سوی شهروندانی که جان خود را در معرض تهدیدهای جدی میدیدند نیز بارها مطرح شد، اما موضوع «پناهگاه» هم مانند بسیاری از موارد دیگر از سطح وعده بالاتر نرفت.
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران که بعد از جنگ ۱۲ روزه بارها با سؤالهایی درباره پناهگاه روبهرو شد، تنها اعلام کرد: «در کمیسیون ماده ۵ ملزم میکنیم که ساختمانها با لحاظ شرایط پناهگاه همچون تهویه و سرویس بهداشتی و سایر موارد ضروری ساخته شود. در شرایط بسیار ضروری از ایستگاههای مترو بهعنوان پناهگاه استفاده خواهد شد. پناهگاههای کاملاً امن در برابر سلاحهای شیمیایی در یک ایستگاه پیشبینی شده که نصب تجهیزات آن در حال انجام است.» این اظهارات اما در حالی مطرح شد که بسیاری از کارشناسان حوزه مدیریت بحران، این راهکارها را کافی ندانستند و از آن بهعنوان اقداماتی دیرهنگام یاد کردند.
چمران همچنین به دیده بان ایران گفته بود: «اگر آنها بخواهند بجنگند ما ۱۰۰ درصد آماده جنگ هستیم. همه مردم ما آماده هستند که از کیان و هویت خود دفاع کنند؛ کما این که نمونه آن را در جنگ ۱۲ روزه دیدیم.» این نوع اظهارنظر اما بیش از آن که بر آمادگی زیرساختی پایتخت تأکید کند، بر شعارهای ایدئولوژیک استوار شده است. تجربه جنگهای مدرن حاکی از آن است که این شعارها با نبود زیرساختهای ایمنی نمیتواند از تلفات انسانی جلوگیری کند.
البته پر بیراه نیست اگر بگوییم چمران میدانست که بخشی بسیار ناچیزی از شهر برای مدیران شهری آماده و امن است، چراکه پیش از این اعلام کرده بود در صورت وقوع مجدد جنگ، جلسه شورای شهر در یکی از ایستگاههای امن متروی تهران برگزار خواهد شد. تا امروز نیز بیش از یک جلسه شورای شهر تهران بهصورت غیرعلنی در جریان جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران برگزار شده است.
اعلام تنها ۴ ایستگاه متروی امن بهعنوان پناهگاه برای مردم تهران
از سوی دیگر، پناهگاهها و مکانهای امن محدود و ناچیز از دسترس عموم خارج است. مدیران شهری پیش از جنگ بارها اعلام کردند که برخی از ایستگاههای مترو امن است، اما از افشای نام این ایستگاهها امتناع میکردند، آن هم به بهانه این که دشمن از آنها باخبر نشود. با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران اما ۴ ایستگاه مترو بهعنوان پناهگاه امن تهران معرفی شدند؛ یعنی پناهگاههای عمومی اعلامشده در پایتخت با وسعت ۷۳۰ کیلومتر مربع جمعیت بیش از ۱۱ میلیون نفر، کمتر از تعداد انگشتان یک دست است. این نسبت، بهوضوح نشاندهنده شکاف عمیق میان نیاز واقعی شهر و امکانات موجود است. در بسیاری از کلانشهرهای جهان، شبکهای گسترده از پناهگاههای عمومی با دسترسی آسان و اطلاعرسانی شفاف وجود دارد، اما در تهران چنین زیرساختی توسعه نیافته و حتی در سطح برنامهریزی جدی نیز قرار نگرفته است.
در این شرایط مدیران شهری برای پوشاندن ضعفهای خود اعلام کردند در وضعیت بحرانی شهروندان میتوانند به پارکینگها بروند که حکم پناهگاه را دارد. این پیشنهاد، بهزعم بسیاری از متخصصان، بیشتر یک راهحل موقتی و اضطراری است تا یک سیاستگذاری اصولی. پارکینگها نه از نظر ساختاری برای تحمل فشار انفجار طراحی شدهاند و نه از نظر امکاناتی مانند تهویه، آب، غذا و خدمات بهداشتی میتوانند آماده حضور طولانیمدت شهروندان باشند. علاوه بر تهران، شهرهای دیگر کشور هم از این قاعده مستثنی نیستند و با همین شرایط دستوپنجه نرم میکنند؛ وضعیتی که نشان میدهد مسأله فقدان پناهگاه عمومی، یک بحران ملی است، نه صرفاً معضلی محدود به پایتخت.
تعلل در احداث پناهگاه با خطای محاسباتی مدیران شهری
بنابر گزارش دیده بان ایران؛ در حالی که از زمان پایان جنگ قبلی تا شروع جنگ جدید، مسئولان شهری فرصت حمایت از جان مردم را به بطالت گذراندند و با تصویب قوانینی مهمل مانند «تابآوری شهر تهران»، فرصتها را از دست دادند، تهدیدها بهصورت واقعی و ملموس در حال افزایش بود. مفهوم تابآوری، اگرچه در ادبیات مدیریت شهری مفهومی مهم است، اما بدون وجود زیرساختهای امن به یک شعار بیاثر در زندگی شهروندان تبدیل میشود. شهرهای ایران و تهران در حالی با نبود پناهگاه دستوپنجه نرم میکنند که در چند ماه اخیر، تحلیلگران و سیاسیون بسیاری وقوع این جنگ را پیشبینی کرده بودند؛ پیشبینیهایی که در رسانهها، گزارشهای تخصصی و حتی برخی محافل رسمی مطرح شده بود، اما به نظر میرسد که این تحلیلها در فرآیند تصمیمگیری شهری چندان جدی گرفته نشد. مدیران شهری یا روی نقطهزنی دشمن حساب کردند یا روی رفتار مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه که بهجای استفاده از پناهگاه، مشغول فیلمبرداری از نقاط هدف قرار گرفته بودند. هر دوی این فرضیات، نشاندهنده نوعی خطای محاسباتی در درک رفتار شهروندان و ماهیت جنگ مدرن است.
درست است که در جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران بخشی از شهروندان برای آن که خیابان را از دست ندهند، حضوری پررنگ در خیابانها و میادین داشتند، اما این دلیل محکمی برای مدیران شهری نیست که به وظیفه خود بهخوبی عمل نکردند و هیچ دلیل منطقی برای شانه خالی کردن از مسئولیت احداث پناهگاه عمومی برای شهروندان قابل پذیرش نیست.
آژیرهای هشداری که به کمک مردم تهران نیامد
مسلم است که شهروندان در سراسر کشور از داشتن حداقلها در حوزه ایمنی در وضعیت بحرانی بهویژه در شرایط جنگی محروم هستند. این محرومیت تنها به نبود پناهگاه محدود نمیشود، بلکه شامل نبود آموزشهای عمومی برای مواجهه با بحران، ضعف در سیستمهای هشدار سریع و کمبود تجهیزات امدادی هم میشود. در ماههای بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه، شهرداری تهران اصرار عجیبی برای نصب سازه آژیر هشدار در شهر داشت و بسیاری از اعضای شورای شهر حتی حامیان علیرضا زاکانی، شهردار پایتخت بارها اعلام کردند که نصب این آژیرهای خطر بیهوده است، چراکه مردم پس از به صدا درآمدن احتمالی آژیرها، پناهگاهی ندارند که به آن پناه ببرند.
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران نیز در ماههای اخیر بارها گفت که با وجود تلویزیون و گوشیهای موبایل نیازی به نصب آژیرهای هشدار نیست. اما شهرداری بدون توجه به اظهارنظر اعضای نهاد بالادستی خود یعنی شورای شهر تهران، این آژیرها را نصب کرد که در نهایت نتوانست در جنگ کنونی بهصورت تمام و کمال به کمک مردم شهر تهران بیاید و برخی جنگندهها در پایینترین سطح پرواز اهداف خود را در پایتخت موشکباران کردند و رفتند.
امنیت؛ ابتداییترین حقوق هر شهروند
در شرایطی که بسیاری از کشورها با سرمایهگذاری مستمر در حوزه مدیریت بحران، تلاش کردهاند که تلفات انسانی را در وضعیتهای اینچنینی به حداقل برسانند، در برنامههای مسئولان حوزه مدیریت بحران ایران، چنین موضوعی در اولویت قرار ندارد و با وجود جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با ایران، این اولویتها همچنان در حاشیه قرار دارد. نبود برنامهریزی بلندمدت، فقدان شفافیت در تصمیمگیری و عدم پاسخگویی مسئولان درباره احداث پناهگاه و مکانهای امن در ایران و تهران، صحهای است بر این مدعا.
از سوی دیگر، مسأله عدالت در دسترسی به امنیت مطرح است. اگر پناهگاههایی برای برگزاری جلسات غیرعلنی شورای شهر تهران وجود دارد، این پرسش مطرح میشود که چرا شهروندان عادی نباید بهراحتی از چنین امکاناتی بهرهمند شوند؟ آیا چهار ایستگاه مترو پاسخگوی جمعیت تهران است؟ امنیت، یک کالای لوکس یا امتیاز ویژه برای گروهی خاص نیست، بلکه یکی از ابتداییترین حقوق هر شهروند است.
شکاف عمیق بین تصمیمات مدیران شهری با نیازهای مردم
در نهایت، آنچه امروز بهعنوان یک ضعف جدی در ساختار شهری ایران مطرح است، نتیجه سالها بیتوجهی، اولویتبندی نادرست و فقدان اراده جدی برای اصلاح روند است. آنچه در جنگ ۱۲ روزه آشکار شد، نهتنها آسیبپذیری زیرساختهای شهری، بلکه شکاف عمیق میان نیازهای واقعی مردم با اقدامات انجامشده توسط مسئولان را نشان داد و مدیران شهری بدون توجه به این شکاف، از تیر ۱۴۰۴ که جنگ ۱۲ روزه تمام شد تا جنگ اسفند، با شعارها و وعدههایی که نیاز به برنامهریزی طولانیمدت داشت، وقت ایجاد مکانهای امن بهعنوان پناهگاه را از دست دادند و تهران را به شهری بدون نقشه فرار تبدیل کردند.
منبع: دیدهبان ایران