کیهان: جریانی که آرزوی پایان جنگ به نفع ترامپ را در سر میپروراند به دنبال توافق است/ جریان غرب فدا درک نمیکنند که امنیت یک کالای خریدنی نیست که با دادن امتیاز به دست آید
روزنامه کیهان تحت مدیریت حسین شریعتنمداری نوشت: جریان غربگرا در ایران به جریانی غربفدا تبدیل شده است؛ این گروه دیگر دنبال منافع ایران نیستند و حاضرند همه چیز این کشور را فدای رضایت آمریکا کنند. کار اصلی این گروه فقط ترساندن مردم و خواندن آیه یأس است تا اراده این ملت را برای مقاومت و دفاع از کشور بشکنند. این جریان در این لحظات حسّاس به جای ایستادن در کنار ملت، با ناامید کردن مردم در پی آن است تا با تفسیری وارونه از مفاهیمی چون صلح و امنیت، عملا بسترساز تسلیم مطلق در برابر زیادهخواهیهای آمریکا باشد. این جریان درک نادرستی از مفهوم دفاع مشروع دارند؛ آنها به شکلی غیرمنطقی دفاع از کیان کشور در برابر حمله بیگانگان را معادل جنگطلبی معرفی میکنند و با ایجاد یک دوگانه کاذب میان معیشت و مقاومت سعی دارند این ادراک غلط را به جامعه تزریق کنند که هرگونه پاسخ متقابل به تجاوز دشمن، هزینهای گزاف و غیرضروری است.
به گزارش دیدبان ایران، روزنامه کیهان تحت مدیریت حسین شریعتنمداری نوشت: جریان غربگرا در ایران به جریانی غربفدا تبدیل شده است؛ این گروه دیگر دنبال منافع ایران نیستند و حاضرند همه چیز این کشور را فدای رضایت آمریکا کنند. کار اصلی این گروه فقط ترساندن مردم و خواندن آیه یأس است تا اراده این ملت را برای مقاومت و دفاع از کشور بشکنند. این جریان در این لحظات حسّاس به جای ایستادن در کنار ملت، با ناامید کردن مردم در پی آن است تا با تفسیری وارونه از مفاهیمی چون صلح و امنیت، عملا بسترساز تسلیم مطلق در برابر زیادهخواهیهای آمریکا باشد. این جریان درک نادرستی از مفهوم دفاع مشروع دارند؛ آنها به شکلی غیرمنطقی دفاع از کیان کشور در برابر حمله بیگانگان را معادل جنگطلبی معرفی میکنند و با ایجاد یک دوگانه کاذب میان معیشت و مقاومت سعی دارند این ادراک غلط را به جامعه تزریق کنند که هرگونه پاسخ متقابل به تجاوز دشمن، هزینهای گزاف و غیرضروری است.
پرسش بنیادینی که این جریان از پاسخ به آن طفره میرود این است که وقتی کشوری مورد هجمه نظامی و تروریسم دولتی قرار میگیرد، دقیقا چه گزینهای به جز دفاع، پیش رو دارد؟ نفی دفاع مشروع در کلام این گروه نوعی انتحار ملی است که ریشه در خودکمبینی مفرط و بزرگنمایی از توان دشمن دارد. آنها در تخیلات خود آمریکا و به ویژه دولت ترامپ را قدرتی شکستناپذیر و قَدَرقدرت میپندارند که گویی هیچ کشوری حق ندارد در برابر اراده آنها قد علم کند.
استدلال این جریان بر پایه این فرض غلط بنا شده که مقاومت هزینه دارد اما تسلیم بدون هزینه است، در حالی که تاریخ نشان داده است که هزینه تسلیم به مراتب سنگینتر از هزینه ایستادگی عزتمندانه است. آنها درک نمیکنند که امنیت یک کالای خریدنی نیست که با دادن امتیاز به دست آید و فقط با تولید قدرت و نشان دادن اقتدار به دست میآید.
واکاوی این جریان نشان میدهد که مبارزه با این تفکر به اندازه مبارزه در میدان جنگ اهمیت دارد، زیرا اگر اراده ملی توسط این آیه یأسخوانان سست شود حتی قویترین سلاحها نیز کارگر نخواهند بود. جمهوری اسلامی ایران به خوبی میداند که آمریکا تمام دنیا نیست و مقاومت در برابر یک رژیم تروریستی و غاصب، عین عقلانیت و صلحطلبی واقعی است؛ زیرا صلح بدون قدرت معادل تسلیم است.
جریانی که آرزوی پایان جنگ به نفع ترامپ را در سر میپروراند، در واقع به دنبال پایان استقلال و عزت ایران است؛ اما واقعیتهای میدانی و بیداری ملت نشان داده است که دوران آمریکا گذشته است و این ابهت پوشالی در برابر اراده یک ملت متحد راهی جز فروپاشی ندارد. دادن امتیاز و عقبنشینی باعث جریتر شدن متجاوز میشود؛ حقیقتی که جریان غربفدا یا از درک آن عاجز است و یا آگاهانه در پی کتمان آن است تا قبله آمال خود یعنی آمریکا را از این بیآبرویی مصون بدارد. تکیه به غرب از آمریکای ترامپ گرفته تا اروپایی که در جهان به یک مهره بیاثر تبدیل شده، خطایی بزرگ است. رهبران اروپایی امروز چیزی بیش از یک سیاهیلشکر نیستند که فقط به درد پر کردن کادر عکسهای یادگاری پایان اجلاس بینالمللی میخورند نه رقم زدن معادلات بینالمللی.