بابایی، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر: آمار وقوع حریق در تهران پس از ۱۰ سال رو به کاهش گذاشته است/ اصل ایمنی پایتخت را برپایه «سیاست پیشگیری» قرار دادهایم/ کاهش آمار وقوع حادثه، معیار جدید ارزیابی عملکرد ایستگاههای آتشنشانی تهران
مهدی بابایی، رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران با تأکید بر این که در دوره کنونی مدیریت شهری، اصل ایمنی پایتخت را برپایه «سیاست پیشگیری» قرار دادهایم و فشار اصلی را روی اقدامات پیشگیرانه متمرکز کردهایم، به دیدهبان ایران گفت: در ۱۰ سال گذشته حریقهای داخل ساختمانهای تهران بهطور میانگین سالانه یک درصد افزایش داشت. در برنامه چهارم توسعه شهر پیشبینی کردیم که ابتدا در دو سال ابتدایی رشد حادثه متوقف شود و پس از آن، تعداد حریقها سالانه کمتر از نیم درصد کاهش پیدا کند. رسیدن به این هدف واقعاً سخت و دشوار بود، اما با مجموعه اقدامات انجامشده در حوزه پیشگیری از بروز آتشسوزی، از سال ۱۴۰۳ شاهد کاهش آمار وقوع حریق در تهران هستیم./ به مسئولان ایستگاههای آتشنشانی اعلام کردهایم که شاخص اول ارزیابی عملکرد شما، کاهش آمار وقوع حادثه است، در حالی که قبلاً، مهمترین معیار، رسیدن در کمترین زمان به محل حادثه بود. ما ضمن در نظر گرفتن اولویت کمترین زمان رسیدن به محل حادثه، معیار کاهش میزان وقوع حادثه را نیز در دستور کار قرار دادهایم.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: تهران امروز با مجموعهای از تهدیدهای متنوع، درهمتنیده و عمدتاً پنهان مواجه است؛ تهدیدهایی که برخلاف تصور عمومی، فقط به زلزله بزرگ یا حوادث ناگهانی محدود نمیشوند، بلکه در لایههای مختلف زندگی شهری، از ساختمانهای مسکونی و تجاری گرفته تا زیرساختهای فرسوده، بازار تاریخی و حتی الگوی ایمنی، میتوان آنها را مشاهده کرد. این تهدیدها اگرچه اغلب بیصدا و تدریجی عمل میکنند، اما در صورت فعال شدن، میتوانند به بحرانهایی با ابعاد گسترده تبدیل شوند.
یکی از مهمترین تهدیدهای تهران، مسأله ایمنی حریق است؛ موضوعی که سالهاست با رویکردی واکنشی و عملیاتمحور مدیریت میشود و کمتر به ریشههای پیشگیرانه آن پرداخته شده است. تجربه شهرهای توسعهیافته اما حاکی از آن است که شاخص اصلی ایمنی، نه تعداد ایستگاههای آتشنشانی، بلکه کاهش وقوع حوادث از طریق پیشگیری، الزام قانونی و فرهنگسازی است؛ مسیری که تهران دیرهنگام وارد آن شده است.
در کنار حریق، گازگرفتگی و مسمومیت با مونوکسید کربن، بهویژه در فصول سرد سال، یکی از تهدیدهای تکرارشونده پایتخت است. استفاده گسترده از وسایل گرمایشی غیراستاندارد در بافتهای فرسوده و محلههای قدیمی، نبود تهویه مناسب و ضعف نظارت، هر سال جان دهها شهروند را میگیرد. این در حالی است که این نوع حوادث، کاملاً قابل پیشگیریاند و بیش از آن که به کمبود تجهیزات امدادی مربوط باشند، به ضعف آموزش، پایش هدفمند و مداخلات محلهمحور بازمیگردند.
بازار بزرگ تهران، بهعنوان قلب تاریخی و اقتصادی شهر، یکی دیگر از کانونهای اصلی تهدید در پایتخت است. تراکم بالای فعالیت تجاری، فرسودگی سازهها، شبکههای برق و تأسیسات قدیمی، نبود سیستم گازرسانی ایمن و مقاومت در برابر نوسازی اصولی، این محدوده را به یکی از پرریسکترین نقاط پایتخت تبدیل کرده است و آژیر خطر تکرار تجربه آتشسوزی ساختمان پلاسکو را به صدا درآورده است. ترکیب ناایمنی سازهای، تجهیزات غیراستاندارد و تعلل در تصمیمگیری درباره بازار تهران میتواند به فاجعهای ملی منجر شود.
در حوزه زیرساخت، تهران با چالشهای انباشتهای روبهروست که بخش قابل توجهی از آنها از دید عمومی پنهان هستند. شبکههای برق، آب، فاضلاب و گاز در بسیاری از مناطق با قدمتی چنددهساله فعالیت میکنند و هرگونه نقص در ایمنسازی آنها میتواند پیامدهای زنجیرهای ایجاد کند. حفاریهای غیرمجاز در برخی املاک، توسعههای تجاری زیرزمینی بدون مجوز و عدم رعایت ضوابط فنی نیز از جمله ریسکهایی غیرگسترده اما نیازمند برخورد قاطع و مستمر است.
در کنار تهدیدهای فیزیکی، یکی از جدیترین مخاطرات تهران، الگوی حکمرانی ایمنی است. سالها تمرکز بر واکنش به حادثه بهجای پیشگیری از وقوع آن، باعث شده است هزینههای ایمنی بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کند. با این حال، نشانههایی از تغییر در این مسیر پدیده آمده است. ورود جدیتر به حوزه پیشگیری، الزام مالکان به ایمنسازی، استفاده از ابزارهای قانونی و قضایی و تغییر معیارهای ارزیابی عملکرد از «سرعت واکنش» به «کاهش حادثه»، میتواند نقطه عطفی در مدیریت تهدیدهای شهری باشد. تجربه کاهش روند حریق در سالهای اخیر حاکی از آن است که این مسیر قادر است حتی تهدیدهای مزمن را مهار کند. تهدیدهای تهران نه ناگهانیاند و نه ناشناخته؛ آنچه میتواند آنها را به بحران تبدیل کند، تعلل، انکار یا سادهسازی مسأله است که این روزها در کمیته ایمنی شورای شهر تهران مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.

از لحاظ تعداد ایستگاهها و تجهیزات آتشنشانی بین رتبههای یک تا پنج جهان هستیم
مهدی بابایی، رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران در گفتوگو با خبرنگار دیدهبان ایران به تشریح تغییر روند مقابله با بحرانهای پایتخت پرداخت و توضیح داد: «در دوره کنونی مدیریت شهری، اصل ایمنی پایتخت را برپایه «سیاست پیشگیری» قرار دادهایم. این در حالی است که در دورههای قبلی، به فکر تجهیز سازمان آتشنشانی و توسعه ایستگاهها بودند و تقریباً هم محقق شده است؛ به نحوی که در حال حاضر حدود ۱۳۰ ایستگاه آتشنشانی در تهران داریم؛ یعنی در حقیقت، در هر ناحیه شهر یک ایستگاه آتشنشانی وجود دارد. اکنون از لحاظ تعداد ایستگاههای آتشنشانی، تعداد آتشنشانها و ماشینآلات در تراز جهانی بین رتبههای یکم تا پنجم هستیم.»
او با بیان این که به نظر من، این افتخار نیست، افزود: «چرا کشورهای توسعهیافته این گزینهها را بهعنوان شاخصهای اصلی حوزه ایمنی حریق در نظر نمیگیرند؟ دلیلش این است که تمرکز اصلی را در این کشورها روی اقدامات پیشگیرانه گذاشتهاند، بنابراین تعداد حریقها در این کشورها کمتر است و طبیعتاً ایستگاههای آتشنشانی کمتری نیاز دارند. بهطور مثال، کوالالامپور از نظر مساحت تقریباً نزدیک به تهران است، اما کمتر از نصف تهران ایستگاه آتشنشانی دارد، زیرا بهصورت ویژه روی اقدامات پیشگیرانه متمرکز شدهاند و حریقهای کمتری را تجربه میکنند.»
بابایی با اشاره به این که در حال حاضر نزدیک به ۴ درصد کل بودجه شهرداری تهران در اختیار سازمان قرار دارد، گفت: «این بودجه برای خرید تجهیزات، پرداخت حقوق و مزایای پرسنل و هزینههای جاری آتشنشانی در نظر گرفته شده است. با توجه به افزایش نرخ ارز، این عدد احتمالاً در سالهای آینده رشد میکند و سهم آتشنشانی از کل بودجه بیشتر میشود. اما این مسیر تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ به همین دلیل، ما از ابتدای دوره فشار اصلی را روی اقدامات پیشگیرانه متمرکز کردهایم.»
کاهش تعداد حریقهای تهران بهترین دستاورد اقدامات کمیته ایمنی شورای شهر
رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران خاطرنشان کرد: «نمونه این اولویتبندی هم پرداختن به موضوع ساختمانهای بحرانی، پرخطر و میانخطر بود. در این راستا، پایش و بازدیدهای میدانی افزایش پیدا کرد. از سوی دیگر، تأکید کردیم که صرفاً به اخطار اکتفا نشود و با هر روشی که شده است، نسبت به الزام مالکان برای ایمنسازی اقدام شود. در این مسیر، سازمان آتشنشانی اعلام کرد که بهتنهای از عهده کار برنمیآید، زیرا یک دستگاه عملیاتی است و به کمک شهرداریهای مناطق و نواحی تهران نیاز دارد. به همین دلیل، در شورای شهر تصویب کردیم که نواحی و مناطق ملزم به ورود در حوزه پیشگیری و الزام مالکان به ایمنسازی هستند. از همان ابتدای دوره کنونی مدیریت شهری، این اقدامات آغاز شد.»
بابایی ادامه داد: «با شروع اقدامات پیشگیرانه باورمان نمیشد که بتوانیم ابتدا در کاهش رشد حریق و بعد در کاهش تعداد حریق چنین توفیقی داشته باشیم. در ۱۰ سال گذشته حریقهای داخل ساختمانهای تهران بهطور میانگین سالانه یک درصد افزایش داشت. در برنامه چهارم توسعه شهر پیشبینی کردیم که ابتدا در دو سال ابتدایی رشد حادثه متوقف شود و پس از آن، تعداد حریقها سالانه کمتر از نیم درصد کاهش پیدا کند. این اقدام واقعاً سخت و دشوار است. در ابتدای کار مقاومتهای سازمانی وجود داشت و این موضوع برای بسیاری از افراد باورپذیر نبود. اما با جلسات مستمر، حمایت از همکاران، تغییر مدیریتی در سازمان آتشنشانی و همچنین ورود جدی خود سازمان و شهرداریهای مناطق، اقدامات پیشگیرانه آغاز شد. در کنار این اقدامات، بودجههای فرهنگی و آموزشی در حوزه ایمنی نیز افزایش پیدا کرد.»
او تأکید کرد: «تمام این عوامل و تمهیدات باعث شد که از سال ۱۴۰۳، شاهد کاهش آمار وقوع حریق در تهران باشیم. به نظرم، این بهترین نتیجهای است که کمیته ایمنی شورای شهر تهران توانست با یک سیاستگذاری درست و اجرای بهموقع به کاهش حریقها دست یابد.»
بررسی اولویتهای پیشگیری از وقواع حوادث با رویکرد محلهمحور
بابایی درباره موضوع افزایش گازگرفتگی در شهر تهران در فصل سرما نیز گفت: «این مسأله بسیار جدی است. به همین دلیل، «کمپین مونوکسید کربن» از سالهای گذشته توسط سازمان آتشنشانی اجرا شده است. در ساختمانهای نوساز و مناطق بالای شهر، از سیستمهای گرمایشی مدرنتر مانند پکیج استفاده میشود که معمولاً در بالکن نصب میشوند. بنابراین دغدغه کمتری در خصوص این ساختمانها وجود دارد. از این رو، باید با رویکرد محلهمحور و منطقهمحور روی این موضوع کار میشود؛ یعنی باید در مناطقی که هنوز از وسایل گرمایشی سنتی مثل بخاری گازی استفاده میکنند، اقدامات فرهنگی و آموزشی بیشتری انجام شود.»
رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران تصریح کرد: «به مسئولان ایستگاههای آتشنشانی اعلام کردهایم که شاخص اول ارزیابی عملکرد شما، کاهش آمار وقوع حادثه است، در حالی که قبلاً، مهمترین معیار، رسیدن در کمترین زمان به محل حادثه بود. ما ضمن در نظر گرفتن اولویت کمترین زمان رسیدن به محل حادثه، معیار کاهش میزان وقوع حادثه را نیز در دستور کار قرار دادهایم.»
او در پایان گفت: «برای محلهمحور کردن کاهش میزان وقوع حادثه، خواستهایم که آمار محدوده تحت پوشش ایستگاهها را بررسی و تحلیل کنند تا مشخص شود که اولویت حوادث در آن محدوده و محله چیست؟ باید مشخص میشد که اولویت حوادث، سقوط آسانسور است، یا گازگرفتگی با مونوکسید کربن یا وقوع حریق اداری یا تجاری یا ...؟ در نهایت تأکید کردهایم که براساس همین بررسی اولویتها، اقدامات پیشگیرانه و آموزشی را با کمک آتشنشانان داوطلب انجام دهند تا کارها بهصورت هدفمند پیش برود.»
منبع: دیدهبان ایران