در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران مطرح شد؛

نوروزی، حقوقدان: آسیب قطع اینترنت به صدای ملی داخل ایران/ نگاه ابزاری به مردم؛ توجه به آن‌ها زمانی که منفعت دارند/ مردم در انفجارها نباید از خبر محروم شوند/ مردم به یک تیتر تبدیل شده‌اند

کامبیز نورزی، حقوقدان با تأکید بر این که قطع کردن اینترنت به صدای ملی داخل ایران آسیب بزرگی زده است، به دیده‌بان ایران گفت: «متأسفانه نوعی نگاه ابزاری به مردم وجود دارد؛ یعنی مردم را فقط تا زمان تأمین منافع می‌پسندند، اما به حقوق بنیادین مردم توجهی نمی‌شود. البته در جنگ هستیم و شاید زمان انتقاد نباشد، ولی در تمام این مدت برای نهادهای مدنی و احزاب مشکلات متعدد ایجاد کردند. اجازه اعتراض قانونی هم به مردم داده نشده است و مردم فقط به یک تیتر تبدیل شده‌اند.‌ بسیاری از مردم می‌خواهند که از خبرها مطلع شوند. با رویکردی که صدا و سیما در پیش گرفته است، بیشتر مردم برای دریافت خبرها ناگزیرند سراغ تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور بروند، در حالی که بیشتر این تلویزیون‌ها، مبلغان و مجریان سیاست‌های اسرائیل‌ و آمریکا هستند. تنها وسیله‌ برای ابراز نظر مردم عادی و صاحب‌نظران مستقل «اینترنت» است. با اینترنت، در واقع افکار عمومی دو دستی تقدیم رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور می‌شود.»

نوروزی، حقوقدان: آسیب قطع اینترنت به صدای ملی داخل ایران/ نگاه ابزاری به مردم؛ توجه به آن‌ها زمانی که منفعت دارند/ مردم در انفجارها نباید از خبر محروم شوند/ مردم به یک تیتر تبدیل شده‌اند

دیده‌بان ایران؛ پریسا هاشمی: «اینترنت در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که صدای کشور را منتقل می‌کنند.» این بخشی از اظهارات اخیر فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت است. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که اکثریت جامعه ایران در جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران همچنان مجبورند محدودیت‌های گسترده اینترنتی را تحمل کنند. این جمله کوتاه، شاید در فضای اداری یا امنیتی معنای خاص داشته باشد، اما در سطح افکار عمومی به‌نوعی تبعیض گسترده تعبیر می‌شود که علاوه بر افزایش استرس‌های ناشی از جنگ، کسب‌وکارهای اینترنتی را هم به خطر انداخته و حتی بخش زیادی از این کسب‌وکارها را نابود کرده است. مردم ایران در سه مقطع سال ۱۴۰۴ محدودیت‌های شدید و قطعی اینترنت را تجربه کرده‌اند؛ اولین بار در جریان جنگ ۱۲ روزه این محدودیت‌ها اعمال شد و پس آن در اعتراضات سراسری دی‌ماه. سومین بار هم در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مردم از داشتن حق قانونی اینترنت محروم شدند. در هر سه مقطع، دسترسی به اینترنت به شکل قابل توجهی محدود و مسدود شد و عملاً امکان دسترسی آزاد به اطلاعات، ارتباطات شخصی و حتی فعالیت‌های اقتصادی وابسته به فضای مجازی برای میلیون‌ها ایرانی با اختلال روبه‌رو شد. 

وقتی سخن از «در اختیار قرار دادن اینترنت به افراد خاص» مطرح می‌شود، طبیعی است که ذهن افکار عمومی بار دیگر به سمت «اینترنت طبقاتی» یا همان «اینترنت سفید» سوق پیدا می‌کند. همین چند ماه پیش بود که موجی از واکنش‌ها و انتقادات گسترده در شبکه‌های اجتماعی علیه اینترنت سفید برانگیخته شد. بسیاری از کاربران و فعالان رسانه‌ای و مردم عادی به‌صراحت به این موضوع اعتراض کردند و تنها فرار از پاسخگویی توسط مسئولان را شاهد بودند. زمانی از رفع فیلتر اینترنت برای برخی، برداشت دوگانه شد که مقامات و مسئولان درباره «همراهی مردم» در شرایط بحرانی گفتند و با تشکر مردم را از ابتدایی‌ترین سطح دسترسی به اطلاعات و ارتباطات محروم کردند. به عبارت دیگر، جامعه‌ای که در بزنگاه‌های سیاسی و امنیتی به‌عنوان سرمایه اجتماعی معرفی می‌شود و مورد تقدیر قرار می‌گیرد، گویی در بحبوحه‌های تاریخی شایستگی استفاده از اینترنت را ندارد.

تصمیم محدودیت‌های گسترده و انسداد اینترنت در حالی صورت می‌پذیرد که پیامدهای حائز اهمیتی در فضای رسانه‌ای کشور دارد. انسداد یا محدودسازی شدید اینترنت باعث شده است که میدان رویدادهای مهم، بیش از پیش به دو قطب رسانه‌ای محدود شود؛ از یک سو صدا و سیما و از سوی دیگر رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور. در چنین شرایطی، امکان شکل‌گیری روایت سومی وجود ندارد. روایت سومی که می‌تواند از دل تجربه‌های مستقیم مردم یا تحلیلگران مستقل باشد. نتیجه دوقطبی شدن روایات نیز چیزی جز تشدید دوقطبی‌ شدن گفتمانی، افزایش بی‌اعتمادی و عمیق‌تر شدن شکاف بین حکومت و جامعه نیست.

در همین راستا درباره قطع اینترنت و پیامدهای آن برای جامعه در شرایط جنگی کنونی، دیده‌بان ایران با کامبیز نوروزی، حقوقدان گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

images (38)

قطع اینترنت افکار عمومی را در اختیار رسانه‌های خارج از کشور قرار داده است

کامبیز نوروزی، حقوقدان درباره رفع فیلتر اینترنت فقط برای افرادی که به گفته سخنگوی دولت، صدای کشور را منتقل می‌کنند، به خبرنگار دیده‌بان ایران گفت: «قطع کردن اینترنت به صدای ملی داخل ایران آسیب بزرگی زده است. سیاست قطع اینترنت عملاً افکار عمومی را در اختیار رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور قرار داده است، چراکه سیاست‌های صدا و سیما، حوزه نفوذ این رسانه در جامعه ایران را به‌شدت کاهش داده است. به‌ویژه اکنون که در بحبوحه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران هستیم و تقریباً خبر قابل اعتنایی در صدا و سیما نمی‌بینیم. متأسفانه با وجود این که کل ایران درگیر این موضوع است، هنوز در برنامه‌های صدا و سیما سیاست‌های فرقه‌ای دنبال می‌شود که مخاطب آن جمعیت بسیار اندک هستند.»

قطعی اینترنت افکار عمومی را دو دستی به رسانه‌های خارجی تقدیم می‌کند

او با تأکید بر این که بسیاری از مردم می‌خواهند که از خبرها مطلع شوند، افزود: «علاوه بر آن، مردم می‌خواهند با ابراز مخالفت‌های خود با حمله آمریکا آمریکا و اسرائیل و مطرح کردن دیدگاه‌هایشان، با صداهای ضدایرانی بیرون از کشور مقابله کنند، اما هیچ وسیله‌ای در اختیار ندارند. بیشتر مردم دنبال خبرها هستند و ناگزیرند سراغ تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور بروند در حالی که بیشتر این تلویزیون‌ها، مبلغان و مجریان سیاست‌های اسرائیل‌ و آمریکا هستند. تنها وسیله‌ برای ابراز نظر مردم عادی و صاحب‌نظران مستقل «اینترنت» است. با اینترنت، در واقع افکار عمومی دو دستی تقدیم رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور می‌شود و جامعه به‌شدت تحت تأثیر این رسانه‌ها قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که معتقدم قطع کردن اینترنت عملاً به تأثیرگذاری فضای خبری ساخته‌شده توسط آمریکا و اسرائیل روی افکار عمومی ایرانیان منتهی می‌شود.»

خارج از کشور چه اهمیتی دارد؟

این حقوقدان با بیان این که حاکمیت به‌طور کلی باید اینترنت را بدون فیلتر برای همه مردم باز کند، تأکید کرد: «این که حالا خانم سخنگو گفته‌اند که اینترنت را برای کسانی باز می‌کنیم که صدای ایران در خارج از کشور باشند، حرف بیهوده‌ای است و اصلاً معنا ندارد. چطور می‌خواهند تشخیص بدهند که صدای چه کسی در خارج از کشور شنیده می‌شود یا شنیده نمی‌شود؟ بنابراین این سیاست بسیار بی‌منطق است.»

نوروزی در پاسخ به این سؤال که یعنی هنوز هم سیاست خودی و ناخودی وجود دارد، گفت: «تعبیر خودی و ناخودی جنبه ارزشی و اخلاقی پیدا می‌کند، البته شاید بتوان گفت سیاست تبعیض‌آمیزی در این زمینه وجود دارد. اما مهم این است که این ایده جدید – دادن اینترنت به کسانی که صدای کشور باشند – عاری از معیار منطقی است و ارزشی هم ندارد. ایرانی‌های خارج از کشور آن‌قدر وسایل ارتباطی در اختیار دارند که به‌سادگی از تمام موضوعات مطلع می‌شوند، مهم مردم داخل کشور هستند. مهم شهروندان داخل کشور هستند که با مشکلات کشور دست به گریبانند و با هر صدای انفجار تنشان می‌لرزد. خارج از کشور چه اهمیتی دارد؟ تکلیف افراد خارج از کشور با خودشان معلوم است. البته اطلاع‌رسانی به دولت‌های دیگر و افکار عمومی در سطح جهانی بحث دیگری است که باید تمهیداتی برای آن بیندیشند.»

او با تأکید بر این که خارج از کشور چه اهمیتی دارد، افزود: «مردم داخل کشور هستند که بی‌خبر از همه‌چیز باید تمام سختی‌ها را تحمل کنند و بدون تحمل مردم هیچ کاری پیش نمی‌رود. مسأله اصلی تغذیه خبری و تحلیلی مردم داخل کشور است.»

نگاه ابزاری به مردم؛ مردم به تیتر تبدیل شده‌اند

این حقوقدان در پاسخ به این سؤال که چرا مسئولان همیشه از مردم انتظار دارند که پشتیبان بی‌چون و چرای آن‌ها باشند و به خود حق می‌دهند که مردم را محدود کنند، اظهار داشت: «متأسفانه این یک نگاه ابزاری به مردم است. یعنی مردم را فقط تا زمان تأمین منافع می‌پسندند، اما به حقوق بنیادین مردم توجهی نمی‌شود. البته در جنگ هستیم و شاید زمان انتقاد نباشد، ولی در تمام این مدت برای نهادهای مدنی و احزاب مشکلات متعدد ایجاد کردند. اجازه اعتراض قانونی هم به مردم داده نشده است و مردم فقط به یک تیتر تبدیل شده‌اند. وقتی شاهدیم که فقط اشخاص وابسته به یک جریان سیاسی کوچک خاص در صدا و سیما صحبت می‌کنند و افراد دیگر حضور ندارند، یعنی مردم جایی ندارند و زمانی که مردم نفعی داشته باشند از آن‌ها استفاده می‌شود.»

او با تاکید بر این که مقصود من از گفتن این حرف‌ها انتقاد نیست، افزود: «مقصودم این است که در حال حاضر تمام ایران درگیر مشکلات بسیار سخت و درگیر جنگ ناعادلانه است و ایران باید از خود دفاع کند، نه یک فرقه خاص. اینجاست که باید حقوق مردم کاملاً به‌رسمیت شناخته شود و در دفاع از کشور و سخن گفتن مشارکت داشته باشند و هر سیاست دیگری طبعاً به زیان همه ما خواهد بود.»

رفتارهای مغایر با مفهوم مردم‌مداری

نوروزی در پاسخ به این سؤال که با توجه به همدلی مردم در جنگ ۱۲ روزه، آیا پس از آن برای کاهش شکاف بین مسئولان و مردم تلاشی صورت گرفت، تأکید کرد: «خیر. چند روز پس از آن جنگ، حرف‌هایی به‌صورت شفاهی زده شد، اما بازهم در بر همان پاشنه گذشته چرخید، مردم نادیده گرفته شدند و تغییری در سیاست‌های کشور جهت ارتقای میزان مشارکت عمومی در قدرت ایجاد نشد. حتی در دی‌ماه گذشته رفتاری شد که به‌صورت مطلق مغایر با مفهوم مردم‌مداری در کشور بود. آنچه در روزهای هجدهم و نوزدهم دی اتفاق افتاد، به شکل بسیار گسترده ضد شعارهای مردمی بود و در نهایت هیچ‌کسی به سؤال‌های متعددی که درباره حوادث دی‌ماه مطرح شد، پاسخی نداد.»

منبع: دیده‌بان ایران 

ارسال نظر