چند سال بلاتکلیفی در یکی از کشور های اروپایی

زنی می‌ گوید همسرش دیپلمات وزارت خارجه بوده، در حالی که اورا ممنوع الخروج کرده، نه راه تمدید پاسپورت را باز می کند نه راه طلاق را به او می‌دهد.

چند سال بلاتکلیفی در یکی از کشور های اروپایی

به گزارش سایت دیده بان ایران؛روایت زنی که می‌ گوید همسرش دیپلمات وزارت خارجه بوده، در حالی که اورا ممنوع الخروج کرده، نه راه تمدید پاسپورت را باز می کند نه راه طلاق را به او می‌دهد. 

در ادامه مصاحبه این خانم را می‌خوانید:

خبرنگار: شما در حال حاضر در اروپا هستید و گفته می‌شود اعتبار پاسپورتتان رو به پایان است. مشکل اصلی شما چیست؟

 

زن: من امروز در شرایطی قرار گرفته‌ام که نه امکان ادامه مسیر تحصیلی‌ام را دارم و نه امکان تصمیم‌گیری آزادانه درباره آینده زندگی‌ام. زمانی که برای تحصیل اقدام کردم، این مسیر با اطلاع و تشویق همسرم آغاز شد. اما امروز همان موضوع به یک ابزار فشار علیه خودم تبدیل شده است.

خبرنگار: مشخصاً چه اتفاقی افتاده است؟

زن:

با بروز اختلافات، موضوع ممنوع‌الخروج نمودن من توسط همسرم مطرح شد؛ آن هم در شرایطی که ایشان خودش من را به ادامه تحصیل تشویق کرده بود. بعد از آن، مسئله تمدید پاسپورتم هم به دغدغه ای جدی تبدیل شد. در این چند سال، او توانسته مأموریت‌هایش را انجام دهد و بارها از ایران آزادنه خارج شود، اما من با محدودیت خروج و بلاتکلیفی پاسپورت مواجه بوده‌ام و امکان بازگشت و رفت‌وآمد عادی برایم وجود نداشته است. در نهایت، این وضعیت فروپاشی زندگی مشترک و مفارقت چند ساله شده است.

خبرنگار: آیا برای طلاق اقدام کرده‌اید؟

زن: بله. من درخواست طلاق داده‌ام، اما در مرحله بدوی درخواست من پذیرفته نشد. در حالی که من به دنبال یک راه قانونی برای خروج از این بن‌بست هستم، احساس می‌کنم صدایم شنیده نمی‌شود.

خبرنگار: به نظر خودتان چرا زندگی زناشویی شما به اینجا رسید؟

 

زن: یکی از دلایلش این است که بعضی اختیارات زوج در زمان اختلاف می‌تواند به ابزار فشار تبدیل شود. وقتی محدودیت خروج یا مدارک سفر وارد اختلاف خانوادگی می‌شود، به‌جای حفظ زندگی، فاصله‌ها را بیشتر می‌کند. تجربه من این بود که همین محدودیت‌ها نه‌تنها اختلاف را حل نکرد، بلکه زندگی مشترک ما را سال‌ها در وضعیت جدایی و بلاتکلیفی نگه داشت.

 

خبرنگار: برخی ممکن است بگویند شما می‌توانید از کشور محل اقامت درخواست حمایت کنید. آیا چنین قصدی دارید؟

زن: من نمی‌خواهم پناهنده شوم. خواسته من روشن است؛ می‌خواهم یا امکان تمدید قانونی پاسپورتم فراهم شود تا بتوانم تحصیلم را ادامه دهم، یا تکلیف زندگی مشترک از مسیر قانونی مشخص شود. من دنبال راه‌حل حقوقی هستم، نه ترک مسیر قانونی.

خبرنگار: پیام شما به مسئولان چیست؟

زن: از مسئولان می‌خواهم شرایط من را به عنوان یک شهروند که در یک وضعیت پیچیده گرفتار شده، بررسی کنند. درخواست من حمایت برای حل یک مشکل انسانی و حقوقی است؛ نه بیشتر. من نمی‌خواهم آینده‌ام به دلیل اختلافات خانوادگی و موانع اداری از بین برود.

خبرنگار: اگر همسرتان این مصاحبه را ببیند، چه می‌گویید؟

زن: می‌گویم اختلافات خانوادگی نباید باعث شود یک انسان از حق ادامه تحصیل، داشتن مدارک معتبر و حق ورود وخروج آزادانه از کشورش و تعیین سرنوشت خودش محروم شود. امیدوارم راهی پیدا شود که این مسئله با گفت‌وگو و قانون حل شود.

ارسال نظر