وقتی دو خط موازی بالاخره به هم رسیدند! / منافع ۴۰ میلیون بازنشسته و کارگر ایرانی وجه المصالحه گعده های پول و قدرت

روایت مسائل پیرامونی هلدینگ خلیج فارس هر روز یک وجه تازه و عجیب می یابد، در راهروهای نیمه تاریک اقتصاد سیاسی صنعت پتروشیمی، این روزها، شبح ناپیدای نام هایی خاص هویدا می شود و به چشم برهم زدنی به سایه ای محو بدل شده، باز در بزنگاهی دیگر رو نشان می دهند.

وقتی دو خط موازی بالاخره به هم رسیدند! / منافع ۴۰ میلیون بازنشسته و کارگر ایرانی وجه المصالحه گعده های پول و قدرت

به گزارش سایت دیده بان ایران؛  روایت مسائل پیرامونی هلدینگ خلیج فارس هر روز یک وجه تازه و عجیب می یابد، در راهروهای نیمه تاریک اقتصاد سیاسی صنعت پتروشیمی، این روزها، شبح ناپیدای نام هایی خاص هویدا می شود و به چشم برهم زدنی به سایه ای محو بدل شده، باز در بزنگاهی دیگر رو نشان می دهند.

در یک ماه گذشته که صندلی مدیریت هلدینگ خلیج فارس به موضوع محوری لابی های وقت و بی وقت جناح های سیاسی بدل شده است، تا پنجم مرداد پرحاشیه که در نمایشی از پیش طراحی شده، برای میلیون ها سهامدار و بازنسسته، زیر و رو کشیده شد دونام مشابه و نیز نام یک وزیر اسبق که عمر وزارتش از نصف عمر جمهوری اسلامی بیشتر است، بارها و بارها در اتاق های چانه زنی و لابلای پیغام های تلفنی و حضوری شنیده شده است.

دو ربیعی، یکی از یک طیف سیاسی و دیگری در جناحی کاملا متفاوت، یکی با سابقه ی وزارت و عبادت، دیگری هلدینگ شناس و متروسوار، این بار اما یک وجه مشترک یافته اند. و آن تلاش برای ماندگار ساختن مدیرعاملِ قانوناً معزول در هلدینگ خلیج فارس است.

جعفر و علی، هرچند هردو بدون نسبت ، تنها در نام فامیل مشترک هستند اما هر کدام به یک جریان فکری کاملا متفاوت و در مواردی متضاد وابسته اند، آنها دو خط موازی را شبیهند که در اتفاقی نادر، در یک نقطه، به هم رسیده اند. همان نقطه ای که وزیر پرسابقه ایستاده و بازیگردانی می کند.

بازی گردانی و مدیرعامل تراشی که در نگاه ملت، فقط حفظ یک فرد در یک صندلی خاص است.

این هم از عجایب و شاید از اعجاز آن صندلی است که باعث شده مردانی با سوابق و علقه های متعارض یک جا ، اشتراک منافع یابند.

هرچه ایران ضربه خورده و فرصت رشد و توسعه را از دست داده ناشی از همین اتحادهای شوم است، از همین گعده های سیاسی که برای یک صندلی برای یک منفعت، ملت را می فروشند. اولین خروجی این معامله بر سر منافع ملت این است که آن دو وزیر اسبق، آن شیخ وزیرهای مملکت و آن عبادِ پرماجرا، تتمه ی کارنامه خدمت شان را به باد دادند.

 

ارسال نظر