سایه پاییز بر روان تهران؛ چرا با کاهش نور حال شهر عوض میشود؟
پایتخت با تمام هیاهوی همیشگیاش، وقتی به نیمه دوم سال میرسد، رنگ و بوی دیگری پیدا میکند با سرد شدن هوا و کوتاه شدن روزها، بسیاری از شهروندان تهرانی با نوعی خستگی مفرط و افت انرژی مواجه میشوند؛ تجربهای که روانشناسان آن را «اختلال عاطفی فصلی» مینامند و میگویند با کاهش نور خورشید، سلامت روان ساکنان شهر را هدف قرار میدهد، اختلالی آشنا به نام افسردگی پاییزی.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛ریشه اصلی تغییرات خلق و خو در فصل پاییز را میتوان در تغییرات بیولوژیک بدن جستوجو کرد. با کوتاهتر شدن روزها و کاهش شدت نور خورشید، ساعت زیستی بدن دچار اختلال میشود. این عدم تعادل در نورپردازی طبیعی محیط، مستقیماً بر ترشح هورمونها و تنظیم سیستم عصبی تأثیر میگذارد.
از منظر فیزیولوژیک، کاهش نور خورشید منجر به افت سطح سروتونین در مغز میشود، همان انتقالدهندهای عصبی که مسئول تنظیم خلقوخو، خواب و اشتها است. افت سروتونین، احساس بیحوصلگی، بیانگیزگی و غم عمیق را در فرد ایجاد میکند که از ویژگیهای بارز افسردگی فصلی است.
به گفته برخی از روانپزشکان، همزمان، کاهش نور باعث افزایش ترشح هورمون «ملاتونین» میشود. ملاتونین هورمونی است که بدن را برای خواب آماده میکند. اما وقتی این هورمون در طول روز و تحت تأثیر نور کم نیز بالا بماند، فرد را دچار خوابآلودگی بیش از حد، کندی در حرکات و احساس خستگی مفرط و دائمی میکند.
در افسردگی فصلی معمولاً تمایل به مصرف کربوهیدراتها و شیرینیها افزایش مییابد. این الگوی غذایی، تلاشی ناخودآگاه از سوی بدن برای جبران کمبود انرژی و تحریک سریع سروتونین است. از دیدگاه سلامت عمومی، باید توجه داشت که این وضعیت تنها یک مسئله فردی نیست. تغییرات محیطی و سبک زندگی مدرن، از جمله حبس شدن در فضاهای بسته و کمنور، میتواند شدت این پدیده را در جوامع شهری تشدید کند. شناخت این الگوها، اولین قدم در پیشگیری و مدیریت است.
تشخیص صحیح بسیار حیاتی است، چرا که نباید افسردگی فصلی را با افسردگی مزمن یا سایر اختلالات خلقی اشتباه گرفت. تشخیص دقیق به پزشک اجازه میدهد تا پروتکل درمانی مناسب، از جمله نوردرمانی، اصلاح سبک زندگی یا در موارد شدیدتر، مداخلات دارویی را تجویز کند.
مدیریت این وضعیت نیازمند رویکردی چندجانبه است. افزایش فعالیت بدنی، حتی در فضای بسته، میتواند به تنظیم سطح انتقالدهندههای عصبی کمک کند. همچنین، تلاش برای دریافت حداکثر نور طبیعی در ساعات اولیه روز، از راهکارهای غیردارویی بسیار موثر در بهبود وضعیت خلقوخو است.
از آنجایی که استان تهران پرجمعیتترین کلانشهر ایران و دارای بالاترین تراکم جمعیتی در کشور است و بیش از ۱۴ میلیون نفر در این استان زندگی می کنند با تمام شکوه و فعالیت بیوقفهاش، در فصلهای سرد سال با چالشهای زیستمحیطی روبرو میشود. در حالی که بحث آلودگی هوا و ترافیک همواره در صدر اخبار است، یک تهدید خاموشتر به نام اختلال عاطفی فصلی (SAD) در حال شکلگیری است، اختلالی که با تغییر فصل و کاهش نور خورشید، سلامت روان شهروندان را هدف قرار میدهد.
اگرچه تهران در مقایسه با مناطق شمالیتر در عرض جغرافیایی مناسبی قرار دارد، اما ساختار شهری و شرایط اقلیمی آن، شدت تأثیر نور را کاهش میدهد. با نزدیک شدن به زمستان، ساعات روز کوتاه شده و میزان تابش مستقیم نور خورشید به دلیل پوشش ابر و گرد و غبار کاهش مییابد. این کاهش نور، مستقیماً بر ساعت زیستی ساکنان تهران اثر گذاشته و منجر به اختلال در ترشح سروتونین (هورمون شادی) و افزایش ملاتونین (هورمون خواب) میشود که نتیجه آن، احساس بیانگیزگی و خستگی مفرط است.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد تهران، تراکم بالای ساختمانها و وجود لایهای از آلودگی هوا و ذرات معلق است. ساکنان تهران که بخش عمدهای از زمان خود را در محیطهای بسته خانه یا خودرو در ترافیک میگذرانند، کمتر فرصت دریافت نور طبیعی روز را دارند، این مسئله ریسک ابتلا به افسردگی فصلی را نسبت به شهرهایی با فضای بازتر و نور مستقیمتر، افزایش میدهد.
نور خورشید، تنظیمکننده طبیعی خلقوخوی انسان
دکتر جمال شمس روانپزشک و عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این زمینه با بیان اینکه تغییرات خلقوخو ارتباط مستقیمی با تغییرات فصلی دارد، گفت: با شروع پاییز، کوتاهتر شدن طول روز و کاهش تابش نور خورشید، احتمال ابتلا به اختلال عاطفی فصلی افزایش مییابد.
وی، با اشاره به اینکه تغییر فصل میتواند در برخی افراد منجر به دگرگونیهای خلقی شود، اظهار داشت: افسردگی فصلی اختلالی است که در آن فرد در سایر فصول سال شرایطی عادی دارد، اما با تغییر فصل، دچار اضطراب و افسردگی میشود.
این متخصص روانپزشکی با تأکید بر نقش کلیدی نور در تنظیمات بیولوژیک بدن توضیح داد: تابش نور خورشید و ساعت بیولوژیک بدن، تنظیمکننده ترشح هورمونهاست و مستقیماً خواب و خلقوخو را تحت تأثیر قرار میدهد. افرادی که با تغییر فصل دچار افسردگی میشوند، هرچه نور بیشتری دریافت کنند، سریعتر از تنگی خلق رهایی مییابند.
دکتر شمس با اشاره به آمارهای موجود خاطرنشان کرد: حدود ۱۱ درصد از عموم مردم با شروع فصل پاییز و سرد شدن هوا دچار کاهش خلق میشوند.
تفاوت نشانههای افسردگی پاییز با شیدایی بهار
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به اینکه اختلال عاطفی فصلی افراد را به شکلهای متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد، افزود: احتمال تغییر خلق در فصل بهار نیز وجود دارد، اما بروز افسردگی در فصل پاییز به مراتب شایعتر است.
وی در خصوص تظاهرات متفاوت خلقی در بهار توضیح داد: در برخی افراد، فصل بهار میتواند آغازگر حالت شیدایی یا مانیا باشد. این اختلال با تظاهراتی همچون نشاطزدگی، تحریکپذیری، فعالیت بیش از حد، خوشبینی افراطی، بیقراری حرکتی، اشکال در تمرکز و برنامهریزیهای بلندپروازانه همراه است.
دکتر شمس تأکید کرد: در مبتلایان به اختلال دوقطبی، علائم مانیا اغلب با شروع فصل بهار و علائم افسردگی با شروع فصل پاییز عود میکند.
اهمیت تشخیص و درمان بهموقع
این متخصص روانپزشکی با بیان اینکه علائم افسردگی فصلی از جمله کاهش انرژی، تغییرات در خواب، میل جنسی و اشتها شباهت زیادی به افسردگی دائم دارد. درباره فاکتورهای سنی این اختلال گفت: اگرچه افسردگی فصلی میتواند در هر سنی رخ دهد، اما بیشترین سن بروز افسردگی بین ۳۰ تا ۴۰ سال و سن بروز اختلال دوقطبی یا شیدایی معمولاً بین ۲۰ تا ۲۵ سالگی گزارش شده است.
شمس با تأکید بر اهمیت مداخلههای پزشکی، اظهار داشت: درمان این اختلال شامل نوردرمانی، داروهای ضد افسردگی و روشهای روانشناختی است. وی به بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی هشدار داد که باید حتماً وضعیت خود را پیش از دریافت هرگونه درمان (بهویژه نوردرمانی) به پزشک اطلاع دهند، چرا که درمانهای خودسرانه یا بدون ملاحظات تخصصی میتواند عوارض ناخواستهای به همراه داشته باشد.
این عضو هیئت علمی تأکید کرد: تشخیص و درمان بهموقع پیش از شدت گرفتن علائم، تا حد زیادی از بروز مشکلات بعدی و مزمن شدن بیماری جلوگیری خواهد کرد.
در نهایت، پاییز میتواند فصل بازنگری و آرامش باشد، به شرط آنکه یاد بگیریم چگونه با تغییرات درونی خود همگام شویم. مراقبت از سلامت روان در این فصل، دقیقاً به اندازه مراقبت از سلامت جسم در برابر سرماخوردگیها اهمیت دارد و نباید از آن غافل شد.


