پرویز سروری، نایبرئیس شورای شهر تهران: جنگ آینده با آمریکا، کوتاهمدت نخواهد بود/ در صورت درگیری، تمام پایگاههای آمریکا را مورد حمله قرار میدهیم/ در جنگ منطقهای، دوستان ما در منطقه فعال میشوند/قدرت ایران باعث شد که آمریکا دوباره پای میز مذاکره بیاید
پرویز سروری، نایبرئیس شورای شهر تهران با تأکید بر این که قدرت ایران باعث شد که آمریکا دوباره پای میز مذاکره بیاید، به دیدهبان ایران گفت: اساساً نبودن یک نظام بیدستوپا بهتر است. منطق طرف مقابل این است که قابلیتهای ما را بگیرند، در این صورت، دیگر نیازی به فشار وجود ندارد، چراکه نظام بهصورت طبیعی دچار فروپاشی میشود. اگر در حوزه فناوری موشکی، از جمله موشکهای هایپرسونیک، به حرف آنها گوش میکردیم، امروز اساساً ایرانی باقی نمانده بود که بخواهیم درباره آن بحث کنیم./ نقطه ضعف آمریکاییها، به تعبیر خودشان، همین نیروهای نیابتی ایران است. اگر این نیروهای نیابتی ظرفیت و توانایی ندارند، پس چرا آمریکاییها عقبنشینی میکنند؟ وقتی آقا میخواهند تهدید جدی کنند، میفرمایند که «جنگ آینده، جنگی منطقهای خواهد بود.» آنها دقیقاً متوجه مفهوم این حرف هستند. «جنگ منطقهای» یعنی میتواند اتفاقاتی در تنگهها رخ دهد. جنگ منطقهای یعنی فعال شدن دوستان ما در منطقه در برابر مداخلات آنها. عقبنشینی آمریکاییها نشان میدهد که این تصور که ظرفیتهای دوستان منطقهای ما بهشدت تضعیف شده است، صحیح نیست
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر آغاز شده؛ مذاکراتی که اینبار هم در مسقط (پایتخت عمان) و بهصورت غیرمستقیم کلید خورده است. تا کنون تنها یک جلسه از این گفتوگوها برگزار شده است و پس از آن، هیأتهای مذاکرهکننده دو طرف برای ارائه گزارش، بررسی جزئیات و کسب تکلیف به پایتختهای خود بازگشتهاند. در این توقف کوتاه اما فضای سیاسی تهران بار دیگر درگیر بحثی قدیمی اما حلنشده شده است؛ «مذاکره یا عدم مذاکره؟» از نگاه بخشی از حاکمیت، مذاکرات همچنان تنها گزینه ممکن برای مدیریت منازعه با واشنگتن به شمار میرود. با این حال، تجربه نهچندان دور جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل آنهم درست در میانه دور قبلی مذاکرات، سایه سنگینی بر نگاه تصمیمگیران انداخته است.
همان تجربه، اکنون به عاملی برای شکلگیری نوعی دوگانگی جدی در میان مسئولان کشور تبدیل شده است. در یک سوی این دوگانه، مسئولانی قرار دارند که همچنان به دیپلماسی باور دارند. از نگاه آنان، هرچند آمریکا بازیگری غیرقابل اعتماد است و سابقه خروج یکجانبه از توافقها را در کارنامه خود دارد، اما مذاکره، ولو محدود و غیرمستقیم، میتواند ابزار کاهش فشار باشد. این طیف معتقد است که تداوم تحریمها، بنبست اقتصادی و فشارهای اجتماعی، هزینهای بهمراتب سنگینتر از نشستن پشت میز مذاکره دارد؛ حتی اگر نتیجه مذاکرات، قطعی، سریع یا چشمگیر نباشد.
درباره مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا، تفاوت نگاههای کارشناسان و مسئولان کشور نسبت به مذاکرات و علت شکلگیری فضای مذاکراتی بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده در عین تشدید تهدیدهای نظامی آمریکا، دیدهبان ایران با پرویز سروری، چهره سیاسی اصولگرا و نایبرئیس شورای شهر تهران گفتوگو کرده است.
مشروح گفت وگوی پرویز سروری، عضو شورای شهرتهران با سایت دیده بان ایران را در ادامه میخوانید.

با گرفتن قابلیتهای ما، به دنبال فروپاشی نظام هستند
پرویز سروری، نایبرئیس شورای شهر تهران درباره احتمال حمله آمریکا به جمهموری اسلامی ایران و بروز جنگ به دیده بان ایران گفت: «به نظر من، اساساً نبودن یک نظام بیدستوپا بهتر است. منطق طرف مقابل این است که قابلیتهای ما را بگیرند، در این صورت، دیگر نیازی به فشار وجود ندارد، چراکه نظام بهصورت طبیعی دچار فروپاشی میشود. اگر در حوزه فناوری موشکی، از جمله موشکهای هایپرسونیک، به حرف آنها گوش میکردیم و موشکها را به بردهای ۶۰ یا ۸۰ کیلومتر محدود میکردیم، امروز اساساً ایرانی باقی نمانده بود که بخواهیم درباره آن بحث کنیم.»
آمریکا میخواهد فناوری هستهای ایران را محدود کند
او با اشاره به موضوع هستهای، افزود: «ایران کشوری است که میخواهد در نظام بینالملل حرفی برای گفتن داشته باشد. آمریکایی که دارای منابع نفتی است و سلاح هستهای نیز در اختیار دارد، همچنان از همه ظرفیتهای انرژی هستهای استفاده میکند. در حالی که ایران، با وجود نیازهای جدی در حوزههای تخصصی مانند کشاورزی، پزشکی و سایر عرصهها، تحت فشار قرار میگیرد تا از این ظرفیتها محروم بماند. به اعتقاد من، دنیای آینده، دنیای فناوریهای هستهای است و نفت نیز در آینده دیگر به شکل کنونی نقشآفرینی نمیکند و کشورها منابع خود را صرف خامفروشی نمیکنند، بلکه به سمت مولدسازی میروند. هدف دشمن این است که ایران همچنان در مدار خامفروشی باقی بماند و از استفاده از ظرفیتهای هستهای محروم شود تا کشوری عقبمانده باشد که طبیعتاً حرفی برای گفتن نخواهد داشت.»
منطق دنیای امروز، زور و قدرت است
سروری تأکید کرد: «همانطور که توان موشکی کشور موجب نجات ایران و ایجاد بازدارندگی شد، ظرفیتهای هستهای و فناوریهای پیشرفته در حوزههای مختلف علمی و تکنولوژیک نیز میتوانند برای کشور بازدارندگی ایجاد کنند. اساساً منطق دنیای امروز، منطق زور و قدرت است. هر کشوری که قدرت داشته باشد، باقی میماند و هر کشوری که قدرت نداشته باشد، محکوم به زوال است. آنها میخواهند ظرفیتهای ما را بگیرند و به دنبال اخذ تمام مؤلفههای قدرت ایران هستند و تلاش میکنند هرجا که یک مؤلفه قدرت در حکمرانی ایران میتواند اثرگذار باشد را از بین ببرند. در غیر این صورت، واقعاً چه ضرورتی دارد که درباره هستهای یا موضوعات دیگر، مذاکره کنند؟
نایبرئیس شورای شهر تهران ادامه داد: «آمریکا که از قارهای دیگر به منطقه ما آمده است و در تقریباً تمام کشورهای عربی پایگاه نظامی دارد، با چه حقی به ایران میگوید نباید نفوذ منطقهای داشته باشد؟ معتقدیم آمریکا نهتنها در منطقه خود، بلکه در سراسر جهان در حال مداخله است. چرا باید استاندارد دوگانه وجود داشته باشد؟ ایران را به این محکوم میکنند که قدرت منطقهای نباشد؟ اگر ایران قدرت منطقهای خود را در چارچوب درست آن اعمال کند، باعث تعامل، هماهنگی منطقهای و ایجاد ظرفیتهای جدید برای کشور و منطقه میشود. نفوذ منطقهای صرفاً به معنای قدرت نظامی نیست، بلکه در تمام ابعاد و ظرفیتها است. آنها احساس میکنند که در این میدان از ایران عقب افتادهاند و ایران بعد از ۴۷ سال و با وجود تحریم، فشار و اغتشاشاتی که ایجاد کردهاند، همچنان با قدرت در حال حرکت رو به جلو است؛ از پرتاب ماهواره در جنگ با اسرائیل گرفته تا نمایش دیگر توانمندیها. این نمایش قدرت برای آنها غیرقابل تحمل است.»
قدرت ایران آمریکا را پای میز مذاکره نشاند
سروری همچنین گفت: «آمریکا میگوید که ما یک نماینده در منطقه داریم به نام اسرائیل و هیچ کشوری نباید قدرت داشته باشد و همه باید مطیع و فرمانبردار نماینده ما باشند. ایران این منطق را نمیپذیرد و به همین دلیل، تلاش میکنند از طریق محدودیتهای مختلف، ایران را تحت فشار قرار دهند. با این حال، در همین مذاکرات اخیر، در نهایت این ایران بود که محل مذاکره را تعیین کرد و منطق خود را مبنی بر مذاکرات صرفاً هستهای تحمیل کرد. این نشان داد که قدرت، عامل تعیینکننده است، وگرنه چرا کشورهایی مانند ونزوئلا نتوانستند از خود دفاع کنند؟ چون قدرت نداشتند. اگر قدرت داشتند، آن اتفاقات رخ نمیداد. اگر آمریکاییها حتی احتمال بدهند که میتوانند در هر مقطعی در ایران به پیروزی برسند، تردید نکنید که مذاکره و همه موضوعات جانبی را رها میکنند. این قدرت ایران است که آنها را مجبور میکند دوباره پای میز مذاکره بیایند. البته متأسفانه ما سابقه خوبی از آمریکاییها در مذاکرات نداریم.»
یمن بهشدت روی جمهوری اسلامی حساسیت دارد
سروری در پاسخ به این سؤال که برخی تحلیلگران میگویند که نیروهای نیابتی ایران کاملاً تضعیف شدهاند، به دیده بان ایران گفت: «ما در منطق خارجی خود این لفظ «نیروهای نیابتی» را نپذیرفتیم. به عنوان مثال، یمن بهطور مستقل عمل میکند. سیاستهای خارجی ما با سیاستهای یمن یکسان نیست و یمنیها برای موضوع غزه، تنگه باب المندب را بستند، در حالی که ما هرگز تنگه هرمز را نبستیم. اگر تعاملات مشترکی وجود داشت، باید تنگه هرمز را میبستیم. این نشان میدهد که آنها کشورهایی مستقل هستند، اما بهشدت نسبت به جمهوری اسلامی حساسیت دارند و آینده خود را در تعامل با ایران میبینند. این موضوع با مفهوم نیابت تفاوت اساسی دارد.»
او تأکید کرد: «حتی حزبالله و حشد الشعبی نیز گروهها و ظرفیتهایی هستند که منطق ما را در جهان پذیرفتهاند، اما بهطور مستقل عمل میکنند. به نظر من، هر زمان نظامهای استکباری از موضع قدرت وارد شدهاند، این رویکرد در تاریخ همواره نشانه افول آنها بوده است؛ یعنی احساس میکنند نمیتوانند با نمایش دنیا را فریب دهند. امروز میبینیم که آمریکاییها با تمام توان و با استفاده از زور با جهان سخن میگویند، اما این وضعیت دوام نخواهد داشت و حتماً در آینده تحولات دیگری رخ خواهد داد.»
آمریکاییها میدانند جنگ آینده کوتاهمدت نیست
نایبرئیس شورای شهر تهران افزود: «نقطه ضعف آمریکاییها، به تعبیر خودشان، همین نیروهای نیابتی ایران است. اگر این نیروهای نیابتی ظرفیت و توانایی ندارند، پس چرا آمریکاییها عقبنشینی میکنند؟ وقتی آقا میخواهند تهدید جدی کنند، میفرمایند که «جنگ آینده، جنگی منطقهای خواهد بود.» آنها دقیقاً متوجه مفهوم این حرف هستند. «جنگ منطقهای» یعنی میتواند اتفاقاتی در تنگهها رخ دهد. جنگ منطقهای یعنی فعال شدن دوستان ما در منطقه در برابر مداخلات آنها. عقبنشینی آمریکاییها نشان میدهد که این تصور که ظرفیتهای دوستان منطقهای ما بهشدت تضعیف شده است، صحیح نیست.
او تأکید کرد: آمریکاییها میدانند که در صورت درگیری، منطقه میتواند به آتش کشیده شود و ما تمام پایگاههای آمریکا را مورد حمله قرار میدهیم. آمریکاییها منطق ایران را فهمیدهاند و درک کردهاند که جنگ آینده، جنگی کوتاهمدت نیست. به همین دلیل، متوجه شدهاند که هزینه جنگ بسیار بالاست. به نظر من، آنها این مسأله را بهخوبی فهم کردهاند و به همین دلیل، فعلاً دستوپای خود را جمع کرده و از منطقه خارج شدهاند.»

فعلاً نبردی با آمریکا نداریم
سروری در پاسخ به این سؤال که پس شما معتقدید که جنگ میشود، به دیده بان ایران گفت: «اتفاقا برعکس. من معتقدم که بالاخره یک نبردی با آنها داریم اما الان نه. از منظر کسانی که اطلاعات نظامی دارند، اساساً آرایش فعلی آمریکاییها، آرایش جنگی نیست، بلکه آرایش فریب است. آمریکا بزرگترین ناو خود را در دسترس ظرفیتهای موشکی ایران قرار داده است؛ کدام احمقی چنین کاری میکند؟ این نشان میدهد که میخواهند فضای داخل ایران را ملتهب و ارز را دچار نوسان کنند و سیاست کلی آمریکا، تداوم اغتشاشات در ایران است و قادر به جنگ با ایران نیستند، اتفاق جنگ ۱۲ روزه دیگر به همان شکل دیگر تکرار نخواهد شد و اگر درگیریای شکل بگیرد، بهگونهای دیگر خواهد بود. به همین دلیل، من احتمال وقوع جنگ در چند روز آتی را بسیار پایین میدانم. البته نمیگویم در آینده جنگ میشود یا نمیشود.»
در حال حاضر وقت جریانبازی و حزببازی نیست
سروری در پاسخ به این سؤال که آمریکاییها چقدر در ایران موفق بودند، تأکید کرد: «نقش رسانهها بسیار ضعیف بوده است. وقتی فردی که خود را انقلابی میداند، ظرفیتهای داخلی را تحریک میکند و میگوید مساجد را خودشان آتش زدهاند، این به معنای شعلهور کردن اغتشاشات و تحریک اجتماعی است. اگر ما فهم درستی از مفهوم استقلال داشته باشیم، باید بدانیم که الان زمان حزببازی و جریانبازی نیست، موضوع تمامیت و موجودیت ایران است. قاعده سیاست میگوید کشوری که آلترناتیو ندارد، اگر حکومت مستقرش تغییر کند، دچار تجزیه میشود. این یک منطق سریع، روشن و صریح است. هم آمریکاییها و هم اروپاییها بارها گفتهاند که ایران هیچ آلترناتیوی ندارد. اینگونه نیست که فردی مانند امام خمینی ناگهان همه چیز را در دست بگیرد. در یک جلسه بعد از جنگ ۱۲ روزه که اپوزیسیون در اروپا برگزار کرد، برای تقویت اغتشاشات چند پرچم بالا بردند و باهم درگیر شدند.»
اگر جمهوری اسلامی برود، ایران میرود
او افزود: «هیچکس امروز نمیتواند ادعا کند که ایران آلترناتیو دارد. مقامات آمریکایی بارها گفتهاند که مشکل اصلی ایران، این است که هیچ آلترناتیوی ندارد. اگر آلترناتیو ندارد، این روشنفکران داخلی که اقدام به تحریک اجتماعی میکنند، فکر نمیکنند که اگر حکمرانی موجود تضعیف شود، فقط جمهوری اسلامی از بین نمیرود، بلکه ایران از بین میرود؛ یعنی ایران دچار تجزیه میشود. اگر حداقل عقل سیاسی داشته باشیم، همه امروز باید پای ایران بایستیم. همه گروهها و جریانها باید همان کاری را انجام دهند که در جنگ ۱۲روزه کردند.»
روشنفکری در ایران، بیمار متولد شد
نایبرئیس شورای شهر تهران تاکید کرد: «متأسفانه روشنفکری در ایران، بهصورت بیمار متولد شد و همچنان بهصورت بیمار سیر میکند. عموماً نگاههای جناحی باعث شده است منافع ملی کشور تضعیف شود. در هیچکجای دنیا اجازه نمیدهند که نخبگان، روشنفکران و ظرفیتهای سیاسی در شرایط جنگی چنین رفتارهایی داشته باشند. من بارها گفتهام که اشکال ما این است که صراحتاً اعلام نمیکنیم که در وضعیت جنگی هستیم. جنگ شوخی ندارد. در شرایط جنگی اجازه داده نمیشود که چنین حرفهایی زده شود یا چنین اقداماتی صورت بگیرد. باید برخورد قاطع صورت گیرد، زیرا بحث هویت و استقلال کشور در میان است. برداشت من این است که امروز دنیای استکبار به دنبال تداوم اغتشاشات در ایران است تا ظرفیتهای داخلی را درگیر کند. این درگیری داخلی باعث تضعیف کشور میشود و ذهن مدیران و مسئولان معطوف به اختلافات میشود. به نظر من، در این شرایط رسانهها میتوانند نقش مهمی در ایجاد همدلی و وفاق ایفا کنند.»
فضا در حال خارج شدن از دست پزشکیان است
او در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: «من در جایی گفتم که یکی از افتخارات آقای پزشکیان این است که توانست تا حدی فضای دوقطبی بیجهت در کشور را تضعیف کند. این فضا را از بین نبرد، اما گفت که میتوانیم با وجود اختلافات، برای منافع کشور دور هم بنشینیم و همدلی کنیم. این اتفاق مثبتی بود، اما متأسفانه برخی در داخل در حال تضعیف این فضا هستند و به نظر من این روند کمکم دارد از کنترل آقای پزشکیان هم خارج میشود. این مسأله، ضربه به همان چیزی است که رهبری از ما مطالبه میکنند؛ یعنی انسجام داخلی، انسجام ملی و تفاهم ملی. امروز همه ما باید صادقانه نگاههای گروهی و حزبی را کنار بگذاریم و منافع ملی کشور را محور وفاق ملی قرار دهیم تا از وضعیت جنگی خارج شویم.»
در دور اول مذاکرات، ایران پیروز شد
سروری در پایان در پاسخ به این سؤال که در نهایت، ترامپ از تهدیدها و تصمیمات خود عقب میکشد، یا ایران از مواضع خود عقبنشینی میکند، گفت: «در جریان مذاکرات، هر شرطی که ما مطرح کردیم، محقق شد و هر شرطی که آمریکاییها داشتند، عملی نشد. با این حال، آمریکاییها بهخوبی بلدند از رسانه استفاده کنند و تهدید را به فرصت تبدیل کنند. در حالی که ما متأسفانه چنین هنری در حوزه رسانه نداریم و عموماً فرصتها را به تهدید تبدیل میکنیم. وگرنه موضوع کاملاً روشن است و حتی خود اروپاییها هم غالباً اعلام کردند که در دور اول مذاکرات، ایران پیروز شد؛ یعنی ایران توانست محل مذاکره را مشخص کند، ایران مسأله هستهای را به عنوان موضوع اصلی مورد مذاکره قرار داد و ایران مذاکره مستقیم را نپذیرفت. هر خواستهای که ما داشتیم، در دور اول مذاکرات محقق شد، بنابراین آمریکاییها در این دور از مذاکرات شکست خوردند.»
منبع: دیدهبان ایران