فلورا سام: ضرغامی سعی میکرد به کارگردان های زن میدان دهد/ در تلویزیون شاید پنج کارگردان خانم هم نداشته باشیم
بهعنوان تنها خانم کارگردان و نویسنده تلویزیونی که البته در کارهایم مولف هم بودهام، کملطفیهای بسیاری دیدم. در هر صورت مشخص است که کارهای من نگاه متفاوتی از مردان دارد و شاید به همین دلیل است که نمیخواهند کار کنم یا شاید این نوع نگاه را دوست ندارند.
به گزارش دیده بان ایران؛ نام «فلورا سام» همیشه در کنار «مجید اوجی» دیده و شنیده میشد و این دو در اغلب کارهای موفق و پرمخاطبشان در کنارهم و همراه یکدیگر بودند. «سام» کارگردان و اوجی تهیهکننده سینما و تلویزیون بود. از همکاریهای مشترک این دو میتوان به سریالهای «بیقرار»، «رازونیاز»، «رازپنهان»، «باغ سرهنگ» اشاره کرد. این شبها سریال «مرضیه» از شبکه دو سیما پخش میشود. سریالی که آخرین همکاری اوجی با همسرش را در قاب تصویر ماندگار کرد.«فارس»، به بهانه پخش مجدد این سریال و سالگرد درگذشت «مجید اوجی» با «فلورا سام» همسرش گفتوگویی انجام داده که در ادامه میخوانید.
خانم «سام» در این یکسال اخیر و بعداز ساخت «مرضیه» مشغول کار دیگری نشدید؟
نه، شرایطش پیش نیامد.
حتی نگارش؟
در این شرایطی که همه بیشتر در خانه هستیم برای خودم طرحهایی مینویسم اما سفارشی ندارم که طبق آن بخواهم بنویسم.
بعداز فوت آقای «اوجی» نخواستید کاری انجام دهید؟
هرچند که کارکردن آنهم الان و در این شرایط برای من نوعی دارو است، با اینکه یک کار تصویب شده هم دارم اما شرایط برای تولیدش مهیا نبوده است.
سال گذشته سریال «مرضیه» پخش شد و در همان سال تعدادی مخاطب داشت و امسال که دوباره از شبکه دو پخش میشود، نیز عدهای دیگر مخاطبش شدهاند و مخاطبان جدیدی پیدا کرده است. فکر میکنید دلیل این موفقیت چه بوده است؟
خیلی خوشحالم از اینکه سریال «مرضیه» مخاطبان خود را دارد و خیلیها هم دوباره میبینند و عدهای بازپخش آن را تماشا میکنند و اینها را از پیامهایی که برایم میفرستند میگویم.
برای انتخاب بازیگر نقش «مرضیه» چقدر هماهنگی شخصیت با نقش «مرضیه» برایتان اهمیت داشت؟
انتخاب بازیگران بسیار مهم است و یکی از چالشهای مهم در شروع هر کاری برای من انتخاب بازیگر بوده است. بازیگرهایی که در کنارشان هم حس خوبی داشته باشید و هم اینکه کارشان را بلد باشند. من همیشه در تمام کارهایم برای انتخاب بازیگران و حتی عوامل پشت صحنه این دو نکته را در نظر میگیرم. زمانیکه میخواستم کار را شروع کنم «ماهچهره خلیلی» در لندن بود و ما از قبل تجربه مشترکی در یک فیلم سینمایی داشتیم که تجربه شیرینی بود. با او تماس گرفتم و گفتم که میدانم ایران نیستی اما یک کاری میخواهم بسازم که دوست دارم تو هم در آن بازی کنی و این را هم میدانستم که زیاد سریال بازی نمیکند و بیشتر در سریالهای الف ویژه بازی میکند. در ادامه با همان رویخوش همیشگیاش تشکر کرد و گفت که فیلمنامه را برایش بفرستم. پنج قسمت فیلمنامه که آماده بود را برایش فرستادم و خواند و گفت که کار را دوست داشته و همان زمان گفت که دنبال بلیت هستم که به ایران بیایم. در نهایت اینکه بعد چند روز «ماهچهره» به ایران آمد و در کنار او شخصیتهای دیگر هم انتخاب شده و قرارداد بستند و همه اینها ظرف مدت کوتاهی انجام شد.
بهطور معمول افرادی که در کارهای مناسبتی آنهم مناسبتی مثل محرم که بسیاری به آن ارادت خاصی دارند، به نحوی حضور دارند، از حال و هوای این کارها میگویند. حالوهوای کارهای مناسبتی آنهم ماه محرم برای شما هم رنگوبویی دیگر داشت؟
تولید این کار خیلی برای خودم عجیب و غریب بود. انگار یک نیرویی داشت این کار را پیش میبرد. زمانیکه کار را شروع کردم گفتم که قول نمیدهم بتوانیم تا ماه محرم به پخش برسیم اما در زمان بسیار کوتاهی توانستیم کار را به پخش برسانیم و تا جایی که در توانمان بود از کیفیت کم نکردیم و در همه زمینهها حساسیتهای خودمان را هم داشتیم.
از حسوحال خودتان حین نگارش و تولید این سریال بگویید. شما چند ماه زمان برای تصویربرداری تخمین زده بودید و ظرف چند روز ضبط انجام شد و به تولید رسیدید؟
در اردیبهشت سال گذشته از شبکه دو با آقای اوجی تماس گرفتند و گفتند ما یک سریال محرمی میخواهیم. همسرم گفته بود طرح یا متنی دارید؟ و آنها گفته بودند نه، ما فقط آقای اوجی را داریم. خلاصه اینکه «مجید» به خانه آمد و ماجرا را برای من تعریف کرد. از طرفی دخترم پا به ماه بود و «مجید» هم حال جسمی خوبی نداشت و باید بههر دو رسیدگی میکردم. به همین خاطر به همسرم گفتم من واقعا نمیتوانم متن بنویسم و از «مجید» خواستم که به دوستان بگوید متن را بدهند تا کمی جلوتر باشیم. اما «مجید» آنقدر کارش را دوست داشت، وقتی میگفتند یک کاری بساز، از صدبار شیمیدرمانی برای روحیهاش بهتر بود و روحیهاش خیلی خوب و سرپا میشد و من هم دیدم که چه بهتر از این برای این آدم؟ به «مجید» قول دادم کار را بسازم اما همان زمان هم گفتم من میدانم تا متن را بنویسم و تصویب شود و مراحل اداریاش انجام شود به محرم امسال نمیرسد. اما شما فکر کنید متن را نوشتم و در یک جلسه تصویب شد و گفتند نگارش را آغاز کنید و به کمک تعدادی از دوستانم نگارش شروع شد. خیلی از قسمتهای سریال را وقتی شبها بعداز شیمیدرمانی کنار «مجید» در بیمارستان میماندم، در لپتاپ مینوشتم. دخترم فرزندش را بهدنیا آورد و از طرفی مراقبت از «مجید» را هم به عهده داشتم و وقتی وارد تولید شدیم حال جسمی «مجید» هم بدتر شد. یادم است روزهایی که باید ساعت 7 صبح سرصحنه حاضر میشدم، از 4 صبح بیدار میشدم و نهار و صبحانه «مجید» را آماده میکردم بعد میرفتم. نکته مهم اینجاست که در تمام این مدت اصلا احساس خستگی نمیکردم و در طول همان سه ماه از نگارش تا پایان تصویربرداری شبی سه ساعت بیشتر نمیخوابیدم و انگار نیرویی بود که مرا راه میبرد. حتی چندبار لوکیشن پیدا نمیکردیم و زمانمان هم کم بود، اما در دقیقه آخر بهترین مکان برایمان پیدا میشد.
در مورد انتخاب بازیگران هم به همین صورت بود؟
برای انتخاب بازیگران که واقعا عجیب بود. همان اول واقعا نمیدانستم به کدام بازیگر بگویم تا متن را بخواند و قبول کند. در مورد «ماهچهره» که سه روزه خود را به ایران رساند و در مورد بقیه بازیگران هم همینطور. خانم خیراندیش، آقای ارجمند، بازغی، صدیق و... همه به من لطف داشتند و برای حضور در این کار که برای محرم بود با دل و جان آمدند و بهخاطر مناسبت محرم هر روز حس و حال خاصی در فضای پشت صحنه حاکم بود و همین به جلوی دوربین هم منتقل شد.
هنوز هم از برکتهای این سریال در زندگیتان جاری است؟
بهنظرم یکی از برکتهایش همین پخش مجدد آن است، چه یاد خوبی شد از «ماهچهره» و مطمئنم خیلی از بینندگان که این سریال را تماشا میکنند، برای شادی روح او و آقای اوجی فاتحه میخوانند و چه برکتی بزرگتر و بالاتر از این؟
«مرضیه» اولین سریال مناسبتی ماه محرم شما بود؟
برای من بله، اما آقای اوجی سریال «سفرسبز» را برای محرم چند سال پیش داشتند.
با توجه به اینکه شما خانم هستید و علاوه بر کارگردانی، نویسندگی اغلب کارهایتان را به عهده دارید، شرایط برای کارگردانی خانمها مهیاست؟
اینکه چقدر دعوت به کار بشوم و چقدر به من اجازه کارگردانی داده شود؛ متفاوت است.
در تلویزیون شاید پنج کارگردان خانم هم نداشته باشیم.
نمیخواستم این را بگویم اما بهعنوان تنها خانم کارگردان و نویسنده تلویزیونی که البته در کارهایم مولف هم بودهام، کملطفیهای بسیاری دیدم. در هر صورت مشخص است که کارهای من نگاه متفاوتی از مردان دارد و شاید به همین دلیل است که نمیخواهند کار کنم یا شاید این نوع نگاه را دوست ندارند.
خوبی سریالهایی که یک خانم کارگردانی آنها را به عهده دارد، همین زنانگی موجود در کارهاست.
همیشه این را گفتهام خانمهایی که روح زنانه دارند و نویسنده و کارگردان هستند، نتیجه کارهایشان کاملا متفاوت است. در خیلی از کارها میبینیم که آقایان کارگردان هستند و نقش اصلی را یک خانم به عهده دارد، اما وقتی ما بهعنوان یک خانم کار را میبینیم متوجه این میشویم که حسی که در کار هست اشتباه است و نباید به این صورت رفتار کند و در خیلی از موارد بهنظرم بهخاطر نوع نگاهی که به خانمها و خانواده دارند، به بنیان خانواده ضربه میزنند. من نیز همیشه در کارهایی که میسازم سعی کردم تا روح زنانگی را درست بیان کنم. به همین خاطر است وقتی الان سریال را میبینید، حس «مرضیه» درست است، حسش در از دستدادن همسرش، بزرگکردن فرزندش و... برای نشاندادن همه اینها با افراد بسیاری مشورت کردم. صرفا نمیخواستم قصهای بسازم که مردم را هیجانزده کنم، بلکه در کنار قصه میخواستم مسائل ریز روانشناسی و رفتار مادر با فرزند بعد از چنین اتفاقی را درست بیان کنم. حتی درباره اینکه دختر «مرضیه» بعداز مرگ پدرش، پدر را میدید هم از چند روانشناس پرسیدم و براساس نکتههای روانشناسی رفتارهای «مرضیه» را جلو بردم.
اگر به کارگردانهای خانم میدان داده شود، کارهای بهتری هم خواهند ساخت.
بله، یادم است در دوران ریاست آقای ضرغامی خیلی سعی کردند تا به خانمهای کارگردان میدان داده شود و آن زمان خانم شهره لرستانی و مرضیه برومند از این افراد بودند. نمیدانم چرا این ارتباط قطع شده و وقتی به من که در این سالها تعداد بسیاری سریال برای تلویزیون ساختم بیاعتنایی میشود، دیگر جایی برای مابقی دوستان باقی نمیماند و انگار عدهای محدود مدام در حال ساختن و تولید هستند. الان مدتی است افرادی که شاخص بودند دیگر در تلویزیون کار نمیکنند و این جای تعجب دارد./ آرمان