پژوهش جدید: راستدستی یا چپدستی، به سیمکشی مغز ربطی ندارد
پژوهشی جدید نشان میدهد برتری دست، برخلاف باور عمومی، ریشه در ساختار ذاتی مغز ندارد و نتیجهی سالها تمرین و تکرار است.
به گزارش سایت دیدبان ایران، اگر راستدست هستید، احتمالاً همیشه فکر میکردید این ویژگی ذاتی و از پیش تعیینشده در مغز شماست. اما پژوهش تازهای نشان میدهد برتری دست ما، بیش از آنکه ریشه در ساختار مغز داشته باشد، نتیجه سالها تمرین و تکرار است.
ی از متخصصان مغز و اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس و دانشگاه جانز هاپکینز برای آزمودن این نظریه که آیا برتری دست واقعاً در مغز ما «سیمکشی» شده یا نه، آزمایش هوشمندانهای طراحی کردند: از افراد خواستند که با آرنج خود بنویسند!
نوشته دست راست بسیار بهتر از دست چپ خواهد بود. اما آیا علت آن است که نیمکره چپ مغز (که کنترلکننده سمت راست بدن است) ذاتاً برای حرکات ظریفتر طراحی شده؟ یا اینکه سالها تمرین با دست راست، آن را ماهرتر کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران به فکر حرکتی نو افتادند: اگر کار جدید و تمریننشدهای را به هر دو طرف بدن بسپاریم، آیا باز هم سمت غالب برتری خواهد داشت؟ بهترین گزینه، نوشتن با آرنج بود که تقریباً هیچکس در طول عمرش انجام نداده است.
بهگزارش ساینسآلرت، پژوهشگران از افراد راستدست خواستند حرف «A» و عدد «8» را با دست غالب و غیرغالب خود بنویسند. همانطور که انتظار میرفت، نوشته دست راست بسیار بهتر از دست چپ بود. اما مرحله بعدی، جالب بود. آنها خودکاری را به آرنج افراد بستند (بهطوری که نوک خودکار به سمت پایین باشد) و از آنها خواستند دوباره همان حرف و عدد را با آرنج راست و چپ بنویسند.
نتیجه، شگفتانگیز بود. کیفیت نوشته هر دو آرنج راست و چپ به یک اندازه بد و ضعیف بود! هیچکدام برتری ذاتی بر دیگری نداشتند. این نتیجه نشان میدهد وقتی کار جدید و بدونسابقهای را به هر دو طرف بدن محول میکنیم، مغز ما به طور ذاتی به یک سمت تمایل ندارد.
پس چرا دست راست ما بهتر مینویسد؟ پژوهشگران برای پاسخ به این سوال، مرحلهی دوم آزمایش را طراحی کردند. آنها به نیمی از افراد، تمرین نوشتن با آرنج راست و به نیمی دیگر، تمرین با آرنج چپ دادند. نتیجهی این بخش، گویاتر بود: هر دو گروه با تمرین، کیفیت نوشتار خود را به طور قابلتوجهی بهبود بخشیدند. آرنجی که تمرین کرده بود، پیشرفت چشمگیری داشت، درست مثل دستی که سالها تمرین کرده است.
یافتهها به وضوح نشان میدهد برتری دست، ناشی از «سیمکشی» مغزی نیست، بلکه نتیجه مستقیم سالها تمرین مکرر است. مغز ما یک نیمکره «ذاتاً بهتر» برای حرکات ظریف ندارد. در عوض، ما ازطریق تکرار، مسیرهای عصبی را در مغز خود تقویت میکنیم و به تدریج در آن مهارت پیدا میکنیم.
این اصل فقط دربارهی نوشتن نیست. وقتی راکت تنیس را برمیداریم یا با قاشق غذا میخوریم، از سالها تمرین و هماهنگی که با اندام غالب خود داشتهایم، بهره میبریم. پس اگر راستدست هستید یا چپدست، بدانید که این هویت، نتیجه تصمیمهای آگاهانه مغز شما از ابتدا نبوده است، بلکه حاصل هزاران ساعت تمرین و استفاده مکرر در طول زندگی است.