مخاطرات ورود هوش مصنوعی به کلاسهای درس
ورود هوش مصنوعی به مدارس که با وعده شخصیسازی آموزش و افزایش بهرهوری معلمان آغاز شد، اکنون سبب ظهور نشانههای متفاوتی در دل همان کلاسهای درس شده است.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛ گزارش اخیر وبگاه خبری وال استریت ژورنال از تجربه دانشآموزان و معلمان نشان میدهد مسئله اصلی از کیفیت پاسخهای یک چتبات فراتر رفته است. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که وقتی ابزار تولید پاسخ پیش از شکلگیری مهارت حل مسئله در اختیار دانشآموز قرار میگیرد، چه بخشی از فرایند یادگیری به ماشین واگذار میشود؟
از بازار آموزش تا جذب کاربران آینده
اهمیت مدارس برای شرکتهای هوش مصنوعی را باید در اقتصاد مقیاس این صنعت جستوجو کرد. توسعه مدلهای پیشرفته و زیرساخت محاسباتی آنها مستلزم سرمایهگذاری عظیمی است که بازگشت آن به گسترش مستمر استفاده وابسته است. مدرسه در چنین الگویی یک بازار استثنایی ایجاد میکند. کاربر در سنین پایین با یک زیستبوم فناورانه آشنا میشود و ابزار به بخشی از عادت روزمره او برای نوشتن، جستوجو، مطالعه و حل مسئله تبدیل میشود.
این منطق در مورد گوگل سابقهای طولانیتر از موج کنونی هوش مصنوعی دارد. اسناد داخلی این شرکت در سال ۲۰۱۸ از بهکارگیری گسترده لپتاپهای کروم بوک و خدمات آموزشی گوگل بهعنوان بستری برای ایجاد زنجیره تأمین کاربران آینده یاد میکردند. اکنون جمینای همان مزیت توزیع را در عصر هوش مصنوعی بازتولید کرده است. گوگل در سال ۲۰۲۶ ابزارهای جمینای را بیش از پیش با سرویس کلاس درس (Classroom)، کروم بوک و سایر اجزای محیط آموزشی خود یکپارچه کرده و قابلیتهایی برای مطالعه، آمادگی آزمون و یادگیری شخصیسازیشده عرضه نموده است.
مسئلهای به نام برونسپاری شناختی
به باور متخصصان، هزینه این تحول در نقطهای آشکار میشود که هوش مصنوعی از ابزار کمکآموزشی به جانشین فرایند شناختی تبدیل شود. وبگاه خبری وال استریت ژورنال تجربه دانشآموزی در پنسیلوانیا را روایت میکند که پس از یک سال استفاده از جمینای احساس میکند توانایی تفکرش کاهش یافته و هنگام آزمونی که امکان استفاده از هوش مصنوعی در آن وجود نداشت با دشواری مواجه شد. کارنامه او نیز از نمرات معمول در محدوده «B» به مردودی در آزمون نهایی ریاضی پایه هشتم رسیده است. از سوی دیگر، یک معلم تاریخ هنر در شهر میامی نیز گزارش کرده است که پس از در دسترس قرار گرفتن جمینای برای دانشآموزان، گروهی از آنها عملاً بخش قابل توجهی از فرایند مطالعه را به هوش مصنوعی سپردهاند.
پژوهش آزمایشگاه رسانه مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT Media Lab) به این نگرانی یک لایه تجربی مهم نگاه میکند. بر همین اساس، در مطالعهای درباره نگارش مقاله با کمک مدلهای زبانی، ۵۴ نفر در سه وضعیت استفاده از مدلهای زبانی بزرگ، موتور جستوجو و فعالیت بدون ابزار مقایسه شدند. دادههای مغزی الکتروانسفالوگرافی (EEG) در این آزمایش نشان دادند گروه بدون ابزار قویترین و گستردهترین اتصال عصبی و گروه استفادهکننده از هوش مصنوعی ضعیفترین اتصال را دارند. کاربران مدل زبانی همچنین احساس مالکیت کمتری نسبت به نوشته خود نشان دادند و در یادآوری محتوایی که خود تحویل داده بودند ضعیفتر عمل کردند. پژوهشگران این پدیده را در چارچوب انباشت «بدهی شناختی» بررسی کردهاند.
متخصصان تأکید دارند که این یافته لزوماً به معنای اثبات کاهش عمومی توان شناختی بر اثر هر نوع استفاده از هوش مصنوعی نیست. دامنه مطالعه محدود است و موضوع آن نیز مشخصاً نگارش با کمک مدل زبانی بوده است. اهمیت یافته در مکانیسمی است که این آزمون علمی آشکار میکند. بر همین مبنا، طراحی نحوه استفاده از هوش مصنوعی میتواند تعیین کند فناوری ظرفیت شناختی دانشآموز را فعال میکند یا بخشی از فعالیت شناختی لازم برای یادگیری را پیشاپیش انجام میدهد.
مناقشه اصلی حضور هوش مصنوعی در مدرسه نیست
همین تمایز مسیر سیاستگذاری فناوری را تغییر میدهد. پژوهشهای جدید مؤسسه فناوری ماساچوست میان چتبات آزاد، دستیار آموزشی مبتنی بر راهنمایی و سرنخ بدون ارائه پاسخ نهایی و سامانههای تدریس تطبیقی تمایز قائل شدهاند. مسئله در نتیجه به معماری تعامل دانشآموز و ماشین بازمیگردد. در این شرایط، چتباتی که پاسخ نهایی تولید میکند اثر آموزشی متفاوتی با سامانهای دارد که دانشآموز را وادار به طی کردن زنجیره استدلال میکند.
گوگل نیز در برابر این نگرانیها مجموعهای از سازوکارهای حفاظتی ایجاد کرده است. سرویس «Gemini for Education» اکنون برای دانشآموزان سنین مختلف قابل دسترسی است و مدیران مدارس امکان فعال یا غیرفعال کردن دسترسی به این فناوری را دارند. این شرکت از فیلترهای متناسب با سن، آموزش سواد هوش مصنوعی، ابزار بررسی مجدد پاسخ و حفاظت سازمانی از دادهها استفاده میکند و اعلام نموده است که دادههای کاربران پلن «Workspace for Education» بدون اجازه برای آموزش مدلهای زیربنایی به کار نمیرود.
مدرسه، میدان تعیین رابطه نسل آینده با هوش مصنوعی
نقطه حساس سیاست عمومی در نتیجه جایی میان ممنوعیت و پذیرش بیقیدوشرط قرار ندارد. به باور بسیاری از سیاستگذاران حوزه فناوری، معیار باید حفظ «اصطکاک شناختی» لازم برای یادگیری باشد. مدرسهای که ابزار هوش مصنوعی را پیش از تعیین مواردی از جمله این که دانشآموز در چه مرحلهای باید مستقلاً بخواند، استدلال کند، به خاطر بسپارد و مسئله حل کند، وارد فرایند آموزشی مینماید، ممکن است بهرهوری کوتاهمدت را با شکلگیری ظرفیت شناختی اشتباه بگیرد.
رقابت کنونی شرکتهای فناوری برای ورود به مدارس از این منظر یک رقابت تجاری معمولی نیست. در عصر هوش مصنوعی، شرکتی که به لایه واسط میان دانشآموز و دانش تبدیل شود، امکان اثرگذاری بر عادتهای شناختی نسل آینده را نیز به دست میآورد. مسئله راهبردی آموزش از همین نقطه آغاز میشود. چه کسی معماری رابطه دانشآموز با هوش مصنوعی را طراحی میکند و این معماری برای تقویت یادگیری ساخته شده است یا برای افزایش وابستگی به ابزار؟