امیرعابدینی:جای دنیامالی وزارت ورزش نبود/ مردم نمیفهمند در وزارت ورزش و فدراسیونها چه خبر است/ دنیامالی اکنون کارنامه ای ندارد که من بخواهم از آن تعریف کنم
امیر عابدینی مدیرعامل پیشین پرسپولیس در رابطه با عملکرد دنیامالی و دلایل مجلس درباره استیضاح وزیر ورزش به دیدهبان ایران گفت: من اگر بخواهم به کارنامه آقای وزیر نمره بدهم، فقط نمیآیم بپردازم به بحث بازسازی ورزشگاه آزادی. بلکه در ابعاد مختلف باید مدیریت ایشان بررسی و تجزیه تحلیل شود. یکی هم بازسازی آزادی. عابدینی ادامه داد: استادیوم آزادی مظهر فوتبال ایران بوده، مظهر ورزش ایران بوده. المپیک آسیایی در آن برگزار شده. به آن مینازیم. یکی از بزرگترین استادیومهای آسیا بوده که با پول ملت ایران ساخته شده. برای نگهداری چه کردیم؟ سالها و ادوار گذشته همینطور. یک موقعی هم به سراغ بازسازی یا تعمیر و مرمت و نگهداری آمدیم که دیر شده. یک مقداری از بازسازی شروع شده بود. بخش عمدهای از آن باقی مانده بود که باید نوسازی میشد. یعنی تخریب شود بعد روی آن بنایی بنا بکنی که نوسازی معنی پیدا کند. ولی متاسفم بگویم که همه بدهکاریم. رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران افزود: در دوره مددیریت دنیامالی وزارت ورزش کار اجرایی موثری انجام نداد. به عقیده من اصلا جای ایشان وزارت ورزش نیست و باید جای دیگری میرفت. ایشان ارتباطی درستی با ورزش ندارند. و لی او را گذاشتند وزارت ورزش؛ دنیامالی اکنون کارنامه ای ندارد که من بخواهم از آن تعریف کنم.
دیدهبان ایران، انتقادات از عملکرد وزارت ورزش و جوانان اوج گرفته و حتی برخی از نمایندگان طرح استیضاح وزیر ورزش و جوانان را پیگیری میکنند. بیشترین انتقاد به وزیر ورزش طولانی شدن بیش از حد بازسازی ورزشگاه آزادی، مشکلات مدیریتی، بحث های مربوط فساد مالی برخی مدیران، عملکرد مدیریتی است.
امیر عابدینی مدیرعامل پیشین پرسپولیس در رابطه با عملکرد دنیامالی و دلایل مجلس درباره استیضاح وزیر ورزش به دیدهبان ایران گفت: من اگر بخواهم به کارنامه آقای وزیر نمره بدهم، فقط نمیآیم بپردازم به بحث بازسازی ورزشگاه آزادی. بلکه در ابعاد مختلف باید مدیریت ایشان بررسی و تجزیه تحلیل شود. یکی هم بازسازی آزادی.
عابدینی ادامه داد: استادیوم آزادی مظهر فوتبال ایران بوده، مظهر ورزش ایران بوده. المپیک آسیایی در آن برگزار شده. به آن مینازیم. یکی از بزرگترین استادیومهای آسیا بوده که با پول ملت ایران ساخته شده. برای نگهداری چه کردیم؟ سالها و ادوار گذشته همینطور. یک موقعی هم به سراغ بازسازی یا تعمیر و مرمت و نگهداری آمدیم که دیر شده. یک مقداری از بازسازی شروع شده بود. بخش عمدهای از آن باقی مانده بود که باید نوسازی میشد. یعنی تخریب شود بعد روی آن بنایی بنا بکنی که نوسازی معنی پیدا کند. ولی متاسفم بگویم که همه بدهکاریم. یک روزی آقای هاشمیتبا سال ۷۳، در دفترش بودم. در استودیوم آزادی بالا دفتر ایشان بود. به من نشان داد، گفت: «فلانی، ببین، اینجا دارد فرسودگی پیدا میکند.» گفتم: «آقای مهندس، به چند تا کارشناس باید بگویید، مشاورهای بزرگی را باید بگیریم، یک بررسی را تجزیه و تحلیل بکنند. وضعیت از نظر استراکچر اگر خدای ناکرده دچار فرسودگی شده باشد یک بخشی از آن پایین میآید و خطرناک است. ایشان هم گفت من دستورش را دادم و قرار است پیگیری شود. این چه زمانی بود؟ سال 73! الان چه سالی است؟
رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران افزود: در دوره مددیریت دنیامالی وزارت ورزش کار اجرایی موثری انجام نداد. به عقیده من اصلا جای ایشان وزارت ورزش نیست و باید جای دیگری میرفت. ایشان ارتباطی درستی با ورزش ندارند. و لی او را گذاشتند وزارت ورزش؛ دنیامالی اکنون کارنامه ای ندارد که من بخواهم از آن تعریف کنم.

عابدینی با انتقاد از شرکت توسعه و تجهیز به دیده بان ایران گفت: متاسفانه معلوم شد ما یک تشکیلاتی داریم به اسم تشکیلات تجهیز و نگهداری. این تشکیلات فقط اسم است. به محض اینکه میآید در بوته آزمایش میبینید نمیتواند که استادیوم را بازسازی بکند یا نوسازی بکند. این است که من به همه نمره منفی میدهم. دوستانی که در ادوار مختلف آمدند در وزارت ورزش یا سازمان تربیت بدنی بودند، خیلی کارها کردند و خیلی کارها را نکردند. خیلی کارها را انجام دادند که ضرورتی نداشت.
این مدیر ورزشی-سیاسی کشورمان در بخش دیگری از اظهارات خود به انتقادات از وزارت ورزش در حوزه انتخابات فدراسیونهای ورزشی پرداخت و گفت: حالا باید برسیم به اینکه ایشان در شرایط مختلف اداری و سیستماتیک چیکار کرده؟ یکی از دعواهایی که داریم نهادهای مختلف برای برگزاری انتخاباتها درست انتخاب میشوند؟ آیا مجامع درست انتخاب میشوند؟ ایا این مجامع رئیس فدراسیون را به درستی انتخاب میکنند؟ آیا برخی فدراسیونها حاکمیت پیدا کردند در ورزش یا شرایط به گونهای دیگر است؟
عابدینی ادامه داد: من اعتقاد دارم که کارنامه ورزش را باید مستقل از کارنامه دولت ببینیم. در ورزش یک سری بحثهای تخصصی داریم. یک سری شاخص هم داریم. اینها بیانگر این است که من به موفقیت نزدیک شدم یا نشدم. میانگینها حرف میزنند. نظارتها و هدایتها حرف میزنند. سالمسازیها و شفافسازیها حرف میزنند. ما هنوز نتوانستیم قراردادهای خیلی از فدراسیونها را شفافسازی کنیم. مردم در مورد اتفاقاتی که در فدراسیونها رخ میدهد گنگ هستند. نمیدانند چه اتفاقی افتاده؟ چرا این شکلی باید باشد که مردم متوجه نشوند چه خبر است؟ این مردم را نگران میکند. جاهای دیگر هم همین است. وقتی شما سر از مالیات درنمیآورید و هیچکس هم نمیآید بگوید مالیات چجوری است، مردم فقط دردش را لمس میکنند. آنوقت آیا شما از اقتصاد و دارایی راضی میشوید؟ از سیستم مالیاتی رضایت پیدا میکنید؟ از سیستم وام راضی میشوید؟ یک روز میشنوید یک وام کلان و نجومی یک آدمی گرفته در حالی که کلی آدم بزرگ و کوچپک مدتهاست منتظر صد تومان، دویست تومان، سیصد تومان وام بودند. اینها دردهای عمومی میشود. در ورزش هم این دردها هست. حالا چکار بکنیم؟ باید مقایسه کنیم. یعنی بگوییم آقا ما در المپیک آسیایی اینقدر مدال داشتیم، حالا در دوره ایشان رسیدیم به این تعداد مدال. در جام جهانی رفتیم موفق شدیم، صعود کردیم به مرحله بعد. در دوره ایشان هم صعود کردیم یا نه؟ در دوره ایشان فقط صعود کردیم، در دوره قبل نکردیم؟ پس این میشود یک نکته مثبت. یا در کشتیها این تعداد مدال داشتیم، حالا بیشترشان را داریم یا نداریم؟ در والیبال چه کردیم؟ یعنی آیتم به آیتم بررسی کنیم و ببینیم چکار کردیم؟ اگر خود آقای دنیامالی از کارش راضی است بیاید کارنامهاش را شفافسازی کند، برود در برنامههای صدا و سیما و کارنامهاش را اعلام کند. من اعتقاد دارم جامعه ورزش، جامعه فرهنگی، جامعه کارشناسی راضی نیستند.
عابدینی در پاسخ به این سوال که آیا در رد صلاحیتها، تأیید صلاحیتها، مجامع نظارتی و... این احساس را دارد که آقای وزیر و تیمشان خیلی محافظهکارانه ورود میکنند و از نهادهای غیر ورزشی هم توصیه میپذیرند، به دیده بان ایران گفت: من دنبال این نکته میگشتم و شما خیلی ظریف مطرح کردی که چرا کارشناسی جواب نمیدهد؟ برای اینکه غیرکارشناسی مدیریت میشود. انگار یک راننده که گواهینامه ندارد را میگذاریم پشت تریلی. میگویند چون فلان آدم را میشناسد میتواند! چون با فلان شخص ارتباط دارد میتواند. آقا بعضی از دستگاهها دخالت میکنند که اگر حق دخالت دارند، در بخش کارشناسی ندارند.
عابدینی با اشاره به شرایط تیم ملی در جام جهانی اخیر گفت: در جام جهانی چه اتفاقی برای ما افتاد؟ رفتیم و آمدیم و به جای اینکه ما در آمریکا جا میگرفتیم، در مکزیک جا گرفتیم. این را هیچکس بررسی نکرد که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا چهار تا آدم باسواد با گروه ایران نبودند توی مجمع؟ یعنی یک اتفاقات عجیب غریبی میافتد برای اینکه میگویند صرفاً این آقا برود. چرا؟ چون برادر این آقا در فلان جا مورد تأیید است. خب، خودش چی؟ در چهارچوب موازین صحت و سلامت جواب داده؟ کارشناسی جواب داده؟ آیا این خراش روی روحیه مردم نمیزند؟ گاهی آدمهایی را انتخاب میکنیم که روح لطیف جامعه را میخراشد. نکنیم! به خدا. به مردم پناه بیاورید بعد از خدا. نه به بازار! نه به گروههای خاص! به مردم پناه بیاورید. مردم این مملکت را دوست دارند. برای یک قهرمان من دیدم گریه مردم را.
عابینی گفت: دنیا برای رفتن روی سکو هزینه میکند. ما هم هزینه میکنیم به اندازه بضاعتمان. آنوقت ما فکر میکنیم که هیچجا هویت این آدمهایی که میروند روی سکوها نباید مطرح باشد. خب آن شخص هم هویتی دارد. یک شخصیتی دارد. وقتی میرود روی سکو میخواهد بگوید من هم رفتهام. میگوییم تو نرفتی! سیستم رفته! ما به همه چیز ضربه میزنیم. در نهایت این را بگویم من وزیر ورزش را رد نمیکنم. حداکثر میتوانم به او 9 یا 10 بدهم.
امیر عابدینی در پایان گفت: برای پایان این گفتوگو چند تا جمله بگویم که در دلم مانده بود. ما خدا وکیلی یکی از مظلومترین دولتها را داریم. همه ازش توقع داریم آن هم در این شرایط جنگی. آدمهای پرمدعایی داریم که فکر میکنند فقط خودشان میفهمند. دنیا آمده چکار کرده؟ به ما زور میگوید ما هم میخواهیم بایستیم. ولی آقا باید با معانی و مفاهیم کار را کنیم. اگر خرد حاکم باشد آن هم خرد جمعی میشود کاری کرد. با شعار نمیشود. جامعه رسیده به یک جایی که این باور را دارد که خردمندان میتوانند ما را از مسائل بغرنج آزاد کنند و نجات بدهند. به خدا دولتی که الان دارد کار میکند خیلی. مظلوم است. اما همه جا دست و بالشان را بستیم. طلبکار هم هستیم ازش. آن وقت یک آدمی که هیچ جای این انقلاب من ندیدم که نقش داشته باشد، جز میکروفون فقط حرف میزند. آخر چقدر سهمخواهی؟ شما چقدر ادعا دارید؟ به خدا این نجابت نیست که میآیید به یک آدمی که معمم است فحاشی میکنید. به رئیس جمهور قبلی بیاحترامی میکنید. آدم دردش میگیرد. حالا این بنده خدا که الان سالم هست و در قید حیات. یعنی این آدم سالم نبوده مدیریت میکرده؟ چه میکنید با این ملت؟ هر چهار سال یک بار میگویید رأی بدهید. خب ملت به همین آدمها رای میدهند. چارچوب را شما تعیین میکنید که بیایید به این افراد رای بدهید. وقتی فقط به این افراد میتوانم رای بدهم، همان افرادی که خودتان انتخاب کردید و فردا میخواهید به همینها فحش بدهید پس تکلیف ما چیست؟
منبع: سایت دیده بان ایران