کد خبر: 117979
A
مجید رضاییان در سومین ورکشاپ «مدرسه روزنامه نگاری و مطالعات رسانه» تشریح کرد

مجید رضاییان استاد دانشگاه و مدیر «مدرسه روزنامه نگاری و مطالعات رسانه» موسسه فرهنگی بهاران در نشستی با عنوان«تکنیک های سردبیری_آنچه یک سردبیر باید بداند» ضمن اشاره به مهم ترین مهارت های یک سردبیر، به ارایه چهارده ویژگی سردبیر و نه تکنیک که هر سردبیری باید آن را فرا بگیرد، می پردازد.

به گزارش دیده بان ایران؛ رضاییان در ابتدا تکنیک های سردبیری را از از دو منظر «تئوریک -ژورنالیسم» و دیگری از منظر «تجربه زیسته» بیان می کند و می گوید:در ابتدا یک بحث مفهومی درباره کار سردبیری خواهیم داشت.بحث دوم «ارکان چهار گانه سردبیری»، بحث سوم «پرسشی درباره آن ارکان»، بحث چهارم «نسبت سردبیری با گونه های روزنامه نگاری»، بحث پنجم «تأثیر مکتب های جدید روزنامه نگاری»، بحث ششم «ویژگی های سردبیر» و بحث آخر «تکنیک های سردبیری» است.

تعریف مفهومی سردبیر؛ از تایید کردن تا بررسی واقعیت

این استاد دانشگاه می گوید:در ابتدا به مفهوم سردبیر از منظر «پرفسور پولادیر» از دانشگاه دوک اشاره می کنم. او برای مفهوم سردبیری به دو واژه «تایید کردن» و «بررسی واقعیت» اشاره می کند و می گوید آیا می توان این دو مفهوم را برای سردبیر با یکدیگر به کار برد؟ و پاسخ می دهد که باید این دو مفهوم را از یکدیگر متمایز کرد.

رضاییان با تشریح درباره مفهوم «سردبیر» می گوید: پولادیر معتقد است کار سردبیری یعنی تایید یک روش ویرایشی از سوی سردبیران که بررسی واقعیت از جمله آن است. با استناد به تعریف این استاد، می خواهم یک «تجربه زیسته» خود را هم به آن اضافه کنم. به نظرم کاری که سردبیران در کشور انجام می دهند، این است که تایید را قبل و بعد از بررسی واقعیت انجام می دهند. کار سردبیران به نوعی تایید واقعیتی است که بررسی شده است. به همین خاطر از نظر من تایید در سردبیری یک فرایند و پروسه است و کار او به صورت مرحله ای نیست.

این بنیان گذار «روزنامه نگاری تحلیلی»،در ادامه به دسته بندی «ارکان سردبیری» می پردازد و می گوید:«ارکان سردبیری» به چهار دسته تقسیم می شود. از جمله این ارکان؛ «بینش، دانش، مهارت و شخصیت» است. همه این ارکان مکمل یکدیگرند و اگر سردبیری فاقد هر کدام از این ارکان باشد، کارش با نقص مواجه می شود.

او با اشاره به بحث سوم درباره سردبیری به «تجربه زیسته» خود اشاره می کند و می گوید: در طول حرفه کاریم همواره این سوال برایم مطرح بوده که اگر «بینش و شخصیت» را در یک طرفه ترازو و «مهارت و دانش» را در طرفه دیگر در نظر بگیریم کدام طرف بر دیگری غلبه دارد؟«تحربه زیسته» به من آموخت که بینش بر دانش ترجیح دارد.

رضاییان مثال می زند: سردبیران بزرگ در شرایط بحران هم جریان سازی می کنند و در این شرایط رسانه را در مسیر درست خود قرار می دهند. در چنین شرایطی قطعا بینش آن سردبیر بسیار تاثیر گذار تر از دانش اوست.

تاثیر پذیری سردبیر از ژانرها و مکتب های روزنامه نگاری

مولف کتاب «تیتر نویسی» با تشریح درباره مسأله چهارم به «ژانر های روزنامه نگاری» اشاره می کند و توضیح می دهد: «ژانر خبری»، «ژانر تشریحی»، «ژانر توسعه»، «ژانر تحقیقی» و «ژانر تحلیلی» از مهم ترین ژانرهای روزنامه نگاری است . حال این سوال مطرح می شود که آیا سردبیری تابع این ژانرهاست؟ یا نیست؟به همان نسبت که رسانه ها متاثر از ژانرهای روزنامه نگاری هستند، قطعا سردبیران هم متاثر از آن هستند. در اینجا می خواهم به اثرات «تاثیرپذیری سردبیر از ژانر روزنامه نگاری تحلیلی» اشاره کنم.

او توضیح می دهد: در «ژانر روزنامه نگاری تحلیلی» ما به دنبال تعقیب خبری هستیم. یعنی به دنبال پاسخ به دو عنصر داینامیک خبر که «چگونگی و چرایی» هستیم. اگر سردبیری در رسانه خود به دنبال این دو عنصر باشد آن خبر برای مخاطبان از جذابیت بسیار بیشتری برخوردار خواهد بود.امروزه سردبیران موفق از ژانر «روزنامه نگاری تحلیلی» متاثرند و به دنبال پاسخ «چرایی و چگونگی» یک رویداد، سوژه و خبر برای مخاطبان خود هستند.

این استاد دانشگاه در ادامه بیان می کند:سوال بعدی این است که آیا «نهاد سردبیری» از «رسانه ها و انواع روزنامه نگاری» تاثیر پذیرفته است یا نه؟ به نظرم، با گذشت زمان، نه تنها این تاثیر پذیری کمتر نشده، بلکه بیشتر شده است. مثلا آیا عملکرد سردبیر در روزنامه یا وبسایت های ورزشی در گذشته با حال حاضر یکی است؟ در گذشته لایف استایل ها و حاشیه ها و به نوعی روزنامه نگاری زرد در این گونه روزنامه ها بسیار اهمیت داشت، اما امروزه شاهدیم با بالا رفتن سواد سردبیران رسانه های ورزشی اتفاقات زیادی برای این رسانه ها رخ داده است و این به معنای تاثیر پذیری آنها از انواع روزنامه نگاری است. پس هم «ژانر و نوع» بر سردبیری تاثیر گذاشته است.

رضاییان با توضیح درباره «تاثیر پذیری سردبیران از مکتب های جدید روزنامه نگاری» تحلیل می کند: پرسش مهم بعدی این است که آیا «مکتب های روزنامه نگاری نوظهور» بر سردبیران تاثیر گذار بوده است؟. ما هر از چند گاهی شاهد بروز «مکتب های روزنامه نگاری» چون «روزنامه‌نگاری سازنده»، «روزنامه نگاری راه حل گرا» و «روزنامه نگاری انتقاد گرا» بودیم.

او می گوید:در «مکتب روزنامه نگاری سازنده» که در این دو سال اخیر به واسطه کرونا به وجود آمد ، سردبیران به دنبال «بهداشت روانی مخاطب» بودند به این معنا که با توجه به بار روانی ایجاد شده در جامعه، از رسانه ها خواستند که فقط دنبال خبر رسانی نباشند بلکه بر آموزش و سرگرمی تمرکز بیشتری داشته باشند.

او بیان می کند:به همین خاطر به نظرم «مکتب های روزنامه نگاری» بیشتر از اینکه باعث تغییراتی در سردبیران شوند، بیشتر بر آنها تاثیر گذار بودند. به عقیده من سردبیران از «ژانر های روزنامه نگاری» تاثیر می پذیرند و تغییر می کنند ولی از «مکتب های روزنامه نگاری» تاثیر می پذیرند ولی تغییر نمی کنند.

الزام مسلط بودن سردبیران به ادبیات ثانویه

این پیشکسوت مطبوعاتی در ادامه به «چهارده ویژگی سردبیری» اشاره می کند و توضیح می دهد: یکی از ویژگی های سردبیر «مرتبط بودن تحصیلات» اوست. نکته بعدی «تسلط و شناخت بر ادبیات پایه و ثانویه» است. شناخت و تسلط بر ادبیات پایه برای یک روزنامه نگار کافی است اما سردبیران حتما باید به «ادبیات ثانویه» هم تسلط داشته باشند. یکی از تعاریفی که بنده در کتابم برای تعریف روزنامه نگاری ذکر کردم این بوده که «روزنامه نگاری ادبیات ادبیات است». به این معنا که یک ادبیات برگرفته از ادبیات پایه است.

او ادامه می دهد: سردبیران باید مسلط به «شش فرم ادبیات» باشند؛ «خبر»، «گزارش خبری»، «گزارش»، «تنظیم مصاحبه»، «یادداشت نویسی»، «مقاله و نقد نویسی» .در هر کدام از این فرم ها سردبیران باید توانایی ساختن یک «ادبیات ثانویه» را داشته باشد.بارها این نکته را گفته ام که «تیتر زنی»قله یک سردبیر است. در واقع قدرت «تیتر زنی» از مهم ترین ویژگی های یک سردبیر است. از دیگر ویژگی های سردبیری «تسلط به حوزه های مختلف» است. چرا که این سردبیر است که متن را ویرایش و به دنبال بررسی واقعیت، و به دنبال انتخاب تیتر و انتخاب یک‌جای مناسب برای آن مطلب در رسانه است. به همین خاطر تسلط در اینجا اهمیت مضاعف دارد.

رضاییان در ادامه به بیان «ویژگی های سردبیری» می پردازد و می گوید: «تناسب تولید با هزینه های رسانه» ، «تناسب سیاست ژورنالیزم با سیاست رسانه»، «قدرت تصمیم گیری بالا»،«داشتن مهارت درباره همه فرم های روزنامه نگاری»، «داشتن قدرت نظم و مدیریت»، «خوش برخورد بودن»، «خوش پوش بودن،توجه داشتن به لباس »،«نگاه اقتصادی و داشتن هماهنگی با بخش درآمدزایی رسانه» ، «دفاع از امنیت روزنامه نگاران»، «داشتن قدرت تحلیل درباره رویدادهای اکنون» و «داشتن قدرت پیش بینی درباره رویدادهای فردا» از «ویژگی های سردبیر» است.

او تاکید می کند: سردبیرانی که «قدرت پیش بینی» دارند، موفق تر از سردبیرانی هستند که قدرت تحلیل دارند، اما قدرت پیش بینی شان پایین تر است.

معرفی تکنیک های سردبیری؛ از «تکنیک شوک تا تکنیک پوششی»
رضاییان به معرفی «تکنیک های سردبیری» می پردازد  و بیان می کند: «تکنیک شوک» به این اشاره دارد که روزنامه نگاران و سردبیران چگونه می توانند در ذهن مخاطب شوک ایجاد کنند. «تکنیک سوژه وارونه»هم تکنیک دیگری است. چرا باید «سوژه وارونه» انتخاب کنیم؟ سردبیر موفق، کسی است که دنبال سوژه «آسیب های اجتماعی» است. به عبارتی در شرایط کنونی با توجه به آسیب های گسترده ای که ایجاد شده، «سوژه وارونه» مانند گزارش «گور خواب ها» است. یعنی شما از آسیب های اجتماعی به سوژه ای خلاف انتظار و جریان موجود می رسید. در همه عرصه ها «سوژه وارونه» وجود دارد. به عبارتی «سوژه وارونه» در سردبیری به من و شما می آموزد تا مخاطب را با یک فضای جدید، اتفاق جدید، نگاه جدید و… آگاه کنیم.

او در توضیح «تکنیک پوششی» می گوید: این تکنیک یعنی در چه زمانی روزنامه نگار متکی به سردبیر خود رویدادی را پوشش می دهد. اگرچه در ایران این تکنیک کاربرد دارد ولی«درستِ ناقص»است. «سوژه های پوششی» تکنیک هم دارند و سردبیران از پوشش استفاده می کنند. در «تکنیک پوشش» سردبیران به سراغ رویداد و عوامل مرتبط با رویداد می روند.

رضاییان در توضیح تکنیک «join service» می گوید:تکنیک«join service» دقیقا در مقابل بحران است و سردبیران از آن استفاده می کنند. «join service» به چه معنا است؟ پیش آماده که به عنوان سردبیر در یک رویداد با بحران مواجه می شوید، این بحران را چگونه باید مدیریت کرد و «join service» چه اتفاقی را رقم می زند؟ سردبیر از طریق سرویس مشترک به نتیجه می رسد. دبیر سرویس مشترک، معاون سردبیر است. معاون سردبیر در اتاق تحریریه می نشیند برای آن رویداد به دلیل اینکه به مسائلی در حوزه های دیگر پرداخته می شود، از این تکنیک استفاده می کند.

او در ادامه به معرفی تکنیک دیگری به نام«تکنیک سرنخ» می پردازد و می گوید: ممکن است بگویید که «تکنیک سرنخ» فقط برای روزنامه نگاری تحقیقی است، ولی باید بگویم که این تکنیک در روزنامه نگاری غیرتحقیقی هم برای «پوشش دادن»، «جریان سازی» و «جلوگیری از کتمان رویدادی» بکار می رود. «تکنیک سرنخ» به ما می آموزد که به سراغ «اطلاعات کتمان» شده برویم.

این استاد دانشگاه به سردبیران توصیه می کند: اگر قرار باشد که مزیت افزوده برای رسانه خود ایجاد کنید، باید به رقیبتان نگاه کنید. نگاه به رقیب و ارزیابی از او، تحلیل از آنچه انجام می دهد و … شما را عقب نمی اندازد. سردبیران سرمقاله نویس های خوب و بسیار باسوادی هستند. وقتی سرمقاله می نویسند در حال بیان موضع رسانه هستند. وقتی روزنامه نگاری شده«وی گفت وی افزود»، دیگر مزیت افزوده نمی ماند و نگاه به رقیب هم حذف می شود.  پس سردبیر حرفه ای به این رویکرد نیازی ندارد. سردبیران حرفه ای کسانی هستند که در ادامه کارشان مزیت افزوده رسانه خود را حفظ کنند.

او در ادامه به تکنیک دیگری برای سردبیران اشاره می کند و می گوید: تکنیک بعدی «درخشان ظاهر شدن» است، این تکنیک برای سردبیرانی است که گاهی اوقات آس رو می کنند. من این را مستقیما یک تکنیک تلقی کردم.

این پژوهشگر حوزه ژورنالیسم ادامه می دهد: «editing camping» تکنیک دیگری است. به این معنا که شما به عنوان یک سردبیر سوژه ای را شروع، تعقیب و بعد رها می کنید ولی سردبیر دیگر آن را رها نمی کند. سردبیری که سوژه را دنبال می کند، موفق تر است. تفاوت رسانه های حرفه ای با نیمه حرفه ای، تفاوت سردبیران حرفه ای با سردبیران کمتر حرفه ای مثل تفاوت ۱۸ با ۱۹ است. سردبیر حرفه ای کمپین را رها نمی کند و بر روی همان سوژه سوار شده و همواره اطلاعات جدید می آورد. او همچنین دو عنصر داینامیک را آنقدر دنبال می کند که بتواند جریان سازی کند. بنابراین تنها جریان سازی کافی نیست. مهم این است آن جریانی که ایجاد کرده اید را استمرار دهید.

رضاییان با ذکر مثالی به این سوال پاسخ می دهد که سردبیر چه زمانی وظیفه دارد از «تکنیک شوک» استفاده کند؟ او توضیح می دهد: یونان اعلام کرد که می خواهیم از اتحادیه اروپا خارج شویم. سردبیران هم برای رسیدن به این هدف از «تکنیک شوک» استفاده کردند و به جامعه شوک دادند. در این راستا گزارش های اقتصادی شفافی به جامعه ارائه دادند. بنابراین سردبیر باید شوک ایجاد کند و دست از سر 《وی گفت وی افزود》 بردارد.ما فکر می کنیم سردبیری با سانسور، نگفتن اطلاعات و نگاه امنیتی در رسانه ها پیش می رود، این درحالی است که سردبیری با تکنیک شوک پیش می رود.

بیرون کشیدن سوژه ها از دل واقعیت کار سردبیران جریان ساز است

رضاییان ضمن تاکید بر اینکه در «جریان سازی» باید یک نکته را مدنظر قرار داد، توضیح می دهد: باید یادمان باشد سردبیرانی که «جریان سازی» می کنند، سردبیرانی هستند که سوژه را به خوبی می شناسند. ما یک سوژه شناسی داریم و یک سوژه یابی داریم. روزنامه نگاری یک پایش objectivity و پای دیگرش Subjectivity است و هیچگاه پای خود را از «عینیت» بیرون نمی گذارد. بنابراین جریان سازها کسانی هستند که سوژه ها را خیلی خوب انتخاب می کنند.

او ادامه می دهد: سردبیران جریان ساز کسانی هستند که سوژه ها را از دل «عینیت» و «واقعیت» بیرون کشیده اند و نیاز مخاطب و افکار عمومی را درست تشخیص دادند. بنابراین «جریان سازی» کار ساده ای نیست. گاهی اوقات با موانعی مواجه می شوید. سردبیرانی که «جریان سازی» می کنند، ریسک شغلی بالاتر و امنیت شغلی پایین تری دارند. می دانید که مکتب آمریکایی می گوید: من همیشه از آزادی بیان دفاع می کنم ولی وقتی قرار شد بین این دو یکی را انتخاب کنم، بقاء رسانه مهم است. در مکتب فرانسوی اگر بین این دو قرار گرفتی و باید یکی را انتخاب کنی، آزاد بیان را انتخاب و بقاء رسانه را رها می کند. سردبیرانی که سراغ این تکنیک می روند، فکر این را هم می کنند.

 

این نشست سومین ورکشاپ مدرسه «روزنامه نگاری و مطالعات رسانه» موسسه فرهنگی بهاران بود که به صورت لایو برگزار شد. همچنین کلاس های این مدرسه تقریبا از نیمه اول آبان ماه- به دو شکل حضوری و آنلاین- برگزار خواهد شد. فیلم کامل این نشست ها را می توانید در سایت موسسه فرهنگی بهاران مشاهده کنید

منبع : شفقنا

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر