نوجوانان در معرض آسیبهای اجتماعی، قربانیان چرخه خشونت خانوادگی
یک جامعهشناس و پژوهشگر حوزه خانواده با تأکید بر اینکه رفتارهای پرخطر و آسیبهای دوره نوجوانی نه ناشی از «ذات نوجوان»، بلکه محصول تعامل ویژگیهای رشدی این سن با ساختارهای اجتماعی پیرامونی است، نسبت به پیامدهای مخرب تعارضات خانوادگی، ضعف حمایتهای نهادی و نقش تعیینکننده گروه همسالان در ورود نوجوانان به چرخه بزهکاری هشدار داد.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛عالیه شکربیگی، درباره تحلیل عوامل مؤثر بر رفتارهای پرخطر نوجوانان اظهار کرد: مساله اصلی نه به ذات دوره نوجوانی، بلکه به چگونگی برهمکنش میان ویژگیهای این مرحله سنی و ساختار اجتماعی و خانوادگی پیرامون آن بازمیگردد، بر اساس دیدگاه سازمان جهانی بهداشت (WHO)، نوجوانی مقطعی حیاتی و تعیینکننده در شکلگیری عادات اجتماعی و هیجانی فرد به شمار میرود.
وی افزود: این نهاد بینالمللی تصریح میکند که عواملی همچون فقر، خشونت، فشارهای اجتماعی - اقتصادی، بحرانهای خانوادگی، فشار گروه همسالان و فقدان نظامهای حمایتی کارآمد، آسیبپذیری این گروه سنی را به اوج میرساند.
نوجوانی؛ برزخ میان کودکی و بزرگسالی
این پژوهشگر مسائل خانواده با تبیین شرایط روانی و اجتماعی نوجوانان خاطرنشان کرد: نوجوان در موقعیتی بین کودکی و بزرگسالی معلق است؛ از یکسو از مدار نظارت و کنترل مستقیم خانواده فاصله میگیرد و از سوی دیگر هنوز به استقلال اجتماعی و اقتصادی دست نیافته است. در این برهه، عطش دستیابی به استقلال اوج میگیرد، هویت فردی در آستانه تکوین قرار میگیرد، گرایش به تجربهجویی و رفتارهای پرخطر افزایش مییابد و نیاز به تعلق اجتماعی بیش از هر زمان دیگری پررنگ میشود.
این استاد دانشگاه افزود: چنانچه نهادهای پایه نظیر خانواده، مدرسه و کلانساختار جامعه نتوانند بسترهای سالمی برای پاسخ به نیازهایی چون هویتیابی، تعلق عاطفی، تجربه هیجان و احساس موفقیت فراهم کنند، این خلأ حیاتی توسط گروه همسالان ناسالم، شبکههای اجتماعی و گروههای کژرو یا منحرف پر خواهد شد.
نیاز به تعلق و پذیرش هنجارهای آسیبزا در گروه همسالان
شکربیگی گروه همسالان را یکی از نیرومندترین اهرمهای اثرگذار اجتماعی بر رفتار نوجوانان دانست و خاطرنشان کرد: نیاز مبرم به احساس تعلق سبب میشود نوجوان حتی هنجارهای ضداجتماعی گروه را بپذیرد، حتی اگر این رفتارها با چارچوبها و ارزشهای مورد تأکید خانه و مدرسه در تعارض آشکار باشند. نوجوان برای طرد نشدن از گروه، رفتارهای نابهنجار و ریسکپذیر را عادیسازی کرده و در رفتارهای آسیبزا مشارکت می کند، روندی که بسترساز پیامدهایی نظیر سوءمصرف مواد، رفتارهای خشونتآمیز، ارتکاب بزه و ترک تحصیل میشود.
وی با توجه به مدلهای سازمان جهانی بهداشت در تبیین خشونت نوجوانان گفت: بر اساس پژوهشهای این سازمان، سه مؤلفه اصلی یعنی ارتباط با همسالان بزهکار ، گسست یا ضعف در پیوند والد - فرزند و افت سطح نظارت والدین، قویترین پیشبینیکنندهها و عوامل خطر بروز خشونت در این دوران شناخته میشوند.
نقش ضربهگیر خانواده و چرخه بازتولید آسیب از طریق خشونت خانگی
این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی با اشاره به کارکرد حفاظتی کانون خانواده ادامه داد: اگر خانواده از توانمندی، انسجام عاطفی و الگوی ارتباطی سالم برخوردار باشد، توانایی خنثیسازی بخش عمدهای از فشارهای بیرونی و اجتماعی را دارد. اما در خانوادههایی که دستبهگریبان تعارضات شدید زناشویی، خشونت، اعتیاد والدین، طلاقهای پرتنش، نظارت ناکارآمد، فقر و تنگنای معیشتی، گسست عاطفی و شیوههای فرزندپروری خشن یا بیثبات هستند، خطر سقوط نوجوان به گرداب آسیبها به مراتب افزایش مییابد.
شکربیگی که سالها در حوزه خشونتهای خانوادگی پژوهش انجام داده است افزود: خشونت خانوادگی یک چرخه فزاینده و بازتولیدکننده آسیب است؛ کودکی که در بستر خشونت رشد میکند، نخست دچار آسیبهای عمیق روانی - اجتماعی میشود، این آسیبها سپس به افت عملکرد تحصیلی و در نهایت ترک مدرسه میانجامد و در ادامه، زمینه پیوند با گروههای بزهکار را فراهم می کند تا چرخه آسیب در بستر جامعه تکرار شود.
منبع:ایرنا