بازار تهران زیر فشار گرانی و جنگ/ مسابقه قیمتها و جنگندهها در اوج گرفتن/ حرف بازار یک چیز است؛ مردم توان خرید ندارند/ دولت از فراوانی میگوید و بازار از گرانی
براساس گزارش خبرنگار دیدهبان ایران؛ از بازار قزلقلعه که در روزهای نخست جنگ کنونی شاهد بازدید مسئولان برای نمایش «وفور کالا» بود تا راستههای اصلی بازار تهران در مولوی و میدان محمدیه، فاصله تنها چند کیلومتر است، اما روایتها از «وضعیت گرانی» در این دو نقطه، تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند. در جایی که مسئولان حضور داشتند، تلاش شد روایتی ساخته شود که هیچ مشکلی در بازار کالاهای اساسی و مواد غذایی در روزهای جنگی وجود ندارد، ولی بررسیهای میدانی ما در دل بازار تهران، حاکی از آن است که بنکداران از افزایش شدید قیمتها در روزهای اخیر میگویند و مردمی که دیگر قدرت خرید ندارند. البته مهمتر از مسأله گرانی، هشدارهایی است که بنکداران درباره احتمال بروز اختلال در شبکه توزیع و باربری میدهند؛ هشداری که میتواند در روزهای آینده، بخشهایی از کشور را با مشکل توزیع مواد غذایی مواجه کند.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: پس از آغاز جنگ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران، شائبه کمبود کالاهای اساسی در حوزه غذا و حتی دارو در کشور بیش از پیش قوت گرفت و حتی پیش از آغاز این جنگ، بسیاری از فعالان حوزه دارو بارها درباره مشکل در نظام تأمین و ذخیره دارویی و شیرخشک در کشور هشدار داده بودند. اما حالا و با شروع جنگ، آنطور که مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو به دیدهبان ایران میگوید، بهطور ناگهانی این مشکلات حل شده و مشکلی در تأمین دارو و شیرخشک در کشور وجود ندارد و ذخایر موجود پاسخگوی نیازهای مردم است.
در این شرایط در روزهای اخیر، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت و عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران از بازار میوه و ترهبار جلال آلاحمد (معروف به قزلقلعه) بازدید کردند. این بازار که در روزهای عادی یکی از شلوغترین بازارهای میوه و ترهبار پایتخت بهشمار میرود، اما طبق عکس و فیلمهای منتشرشده از این بازدید، برخلاف روزهای معمول، جمعیت محدودی در آن حضور داشتند. درباره علت این کاهش جمعیت گمانهزنیهای متفاوتی مطرح شد؛ برخی آن را ناشی از سفر رفتن بخشی از شهروندان یا ماندن مردم در خانه در روزهای جنگی دانستند. در مقابل، گروهی نیز احتمال دادند که حضور مسئولان و اعمال برخی محدودیتها در زمان بازدید، باعث کاهش جمعیت حاضر در بازار قزلقلعه شده است.
این بازدید اما روی دیگری هم داشت؛ «تلاش دو سخنگو برای ارائه تصویری از فراوانی کالاها در بازار.» این تصویر به جهت آن بود که دولت صحه بگذارد بر این که در حوزه تأمین مواد غذایی و کالاهای اساسی، هیچگونه کمبودی وجود ندارد و کشور در آینده هم با چالشی در این زمینه روبهرو نخواهد شد. برخی از رسانهها هم به تبعیت و پیروی از دولت، گزارشهایی منتشر کردند مبنی بر این که ذخیره غذایی کشورهای همسایه تا چند روز دیگر تمام میشود، اما ایران دچار فراوانی است و در تمام کشور مشکلی وجود ندارد و نخواهد داشت. شاید تمام این تلاشها برای کاهش اضطراب و استرس ناشی از جنگ باشد، اما سؤال اصلی این است که آیا این شرایط ادامهدار خواهد بود؟ روایت بازار مواد غذایی تهران که از مولوی شروع میشود و تا انبار نفت و میدان محمدیه (اعدام سابق) و اطراف آن ادامه دارد، از گرانی حکایت دارد و احتمال بروز کمبودها در روزهای آینده.
این روزها بیشتر مغازههای بنکداران مواد غذایی در تهران باز هستند و صاحبان این کسبوکار میگویند که بهخاطر مردم بازار را باز نگه داشتهاند. آنها هر روز صبح تقریبا ساعت ۹ به سر کار میآیند و تا ساعت ۱۳ یا ۱۴ فعالیت میکنند. خبرنگار دیدهبان ایران از نزدیک با برخی از این بنکداران و همچنین کارگران فعال در بازار تهران و اقشار دیگر مردم گفتوگو کرده است تا روایت آنها را از وضعیت بازار مواد غذایی و کالاهای اساسی در روزهای جنگی بشنود.
قیمت بعضی از کالاها در یک هفته دو برابر شده است
آقا مجتبی یکی از بنکداران مواد غذایی است که به خبرنگار دیدهبان ایران میگوید: «ما برحسب وظیفه اجتماعی مغازهها را باز نگه داشتهایم. ما کنار مردم ماندهایم و برای کمتر شدن استرس آنها در جنگ، هر کاری از دستمان بربیاید، انجام میدهیم. ولی بزرگترین مشکل این است که مردم توان خرید ندارند. در همین مدت جنگ، قیمت بعضی از کالاها دو برابر و شاید هم بیشتر شده است.»
او البته تأکید میکند: «کالاهای اساسی مشمول این سرعت افزایش قیمت نشدهاند، اما قیمت آنها هم بعد از جنگ خیلی بالا رفته است. بهعنوان مثال، اخیراً قیمت روغن ۱۰ درصد افزایش یافته است. تکفروشی روغن یک میلیون و کارتنی دانهای ۹۰۰ هزار تومان شده است.»
این بنکدار مواد غذایی معتقد است که روغن طی چهار ماه گذشته حدود ۴۰۰ درصد توسط دولت گران شده است و در تشریح نقش دولت در گرانی روغن و دیگر کالاهای اساسی مانند برنج میگوید: «بازار روغن و برنج انحصاری است که باعث به وجود آمدن چرخهای اشتباه در عرضه کالاهای اساسی و افزایش قیمت آنها شده است. روغن بهصورت مستقیم به بازار عرضه نمیشود، بلکه توزیع آن را برعهده فروشگاههای زنجیرهای قرار دادهاند. این فروشگاهها اما تمام روغنها را به مردم نمیفروشند، بلکه بخشی از آن را در بازار آزاد میفروشند و بازار هم روغنها را به مغازهها میفروشد. مغازهدارها تمایل دارند که از بازار این اقلام را تهیه کنند، چراکه شرکتهای پخش با افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی قیمت، کالاهای اساسی را به دست مغازهداران میرسانند. متأسفانه این چرخه اشتباه به یک روال عادی تبدیل شده است.»
به اسم کالاهای اساسی، کالاهای دیگر وارد کردند
آقا محمد که بیشتر برنج میفروشد نیز به خبرنگار ما میگوید: «کمبود مواد غذایی وجود دارد و این کمبود بیشتر در بازار برنج محسوس است. قیمت بهترین برنج وارداتی پاکستانی در تمام دنیا یک دلار است. اگر با ارز آزاد نه ارز ترجیحی هم حساب کنیم، با هزینههای جانبی نهایتاً قیمت یک کیلو برنج پاکستانی ۱۶۵ تا ۱۷۰ هزار تومان میشود. در حالی که این روزها برنج پاکستانی در بازار کیلویی ۲۳۰ هزار تومان فروخته میشود و در مغازهها با قیمت ۲۶۰ هزار تومان به دست مصرفکننده میرسد.»
او از تلاش بنکداران برای باز شدن راه تهلنجیها و کولبریهای مرزی برای ورود کالاهای اساسی خبر میدهد و تأکید میکند: «بعد از مدتها تلاش بالاخره راه واردات با این دو روش حدود چهار ماه پیش باز شد، اما بهجز کالاهای اساسی به اندازه کافی، چایی، لوستر، کفش و هر چیز دیگری وارد شد. کالاهای اساسی بهویژه برنج و روغن که باید در اولویت قرار میگرفت، در حجم بسیار کمی به صورت تهلنجی و کولبری مرزی وارد کشور شد. اما همین حجم کم واردات هم بهسرعت در بازار عرضه شد تا مردم در جنگ با مشکل روبهرو نشوند. از آنجایی که واردات کالاهای اساسی کمتر از نیاز بود، این بخش از واردات هم تمام شده است.»
این بنکدار درباره افزایش قیمت کالاهای اساسی نیز میگوید: «یک کارتن ۲۴تایی از یک برند خاص چای که تا چند وقت پیش ۱۳ میلیون تومان بود، در روز شنبه هفته جاری ۲۰ میلیون تومان شد و دوشنبه هم به ۲۵ میلیون تومان رسید. این افزایش قیمت نهتنها مختص روغن، برنج یا چای بلکه مربوط به تقریباً تمام مواد غذایی است. قیمت یک قلم تخمه کدو که یک ماه پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان بود، الان بیش از ۶۵۰ هزار تومان شده است.»
حذف ارز ترجیحی قیمتها را ۳ برابر کرد
آقا رضا دیگر بنکدار بازار مواد غذایی نیز به خبرنگار دیدهبان ایران میگوید: «مصرف روغن کشور در روغن سالی ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تن است. ۸۰۰ هزار تن از این میزان، تولید داخل است و ۲ میلیون آن وارد و فرآوری میشود که مشمول ارز آزاد شده و به همین دلیل، قیمت آن افزایش یافته است.»
او به اعلام گران شدن مرغ و تخممرغ توسط دولت نیز اشاره میکند و میافزاید: «با حذف ارز ترجیحی و واردات مواد غذایی با ارز آزاد، قیمت همه کالاها سه برابر شده است. قیمت یک بستنی چوبی ۲۰۰ هزار تومان شده، در حالی که سال گذشته قیمت آن ۲۰ هزار تومان بود.»
باربریها یا تعطیل هستند یا کار نمیکنند
آقا مرتضی دیگر بنکدار اما از یک مشکل بزرگ در بازار مواد غذایی تهران خبر میدهد که میتواند در آیندهای نزدیک کشور را با معضلاتی جدی مواجه کند.
او درباره مشکلات موجود برای باربریها به خبرنگار ما میگوید: «باربریها در هفته اول جنگ تا دوشنبه (۱۸ اسفند) تعطیل بود. اما آنها پس از باز شدن هم نمیتوانند به شکل قبل فعالیت کنند، زیرا باید کامیونها پر شوند تا به سوی مقصد حرکت کنند و برای چند کارتن حرکت نمیکنند. به نظر میرسد هر ارسال به شهرستان تقریباً ۳ تا ۴ روز طول میکشد.»
این بنکدار مواد غذایی تأکید دارد: «این مشکل میتواند بازار مواد غذایی شهرستانها را در آینده نهچندان دور با خطر روبهرو کند.»
کارگران روزمزد: دستوپا میزنیم تا زنده بمانیم
بازاریها که دیماه شروعکننده اعتراضات بودند، تنها از گرانی و کاهش قدرت خرید خبر میدهند. همان مشکلی که آنها را به خیابان آورده بود، هنوز هم پابرجاست و آنها که قدرت خرید خود را از دست دادهاند، جلوی بازاریان رژه میروند تا دخل آنها هم مانند جیب بخش کثیری از جامعه خالی بماند.
آقا هاشم یکی از کارگران روزمزد بازار در زمره همان قشری از جامعه است که علاوه بر جنگ، مشکلات معیشتی را هم متحمل میشود. او به خبرنگار دیدهبان ایران میگوید که گوشت کیلویی ۲ میلیون تومانی برایش آرزو شده است: «همه کارگران روزمزد مثل من هستند. هر روزی که کار نکنیم، دو روز عقب میافتیم و باید دو روز کار کنیم تا به صفر برسیم. آنقدر شرایط مالیمان بعد از این جنگ بد شده است که فقط دستوپا میزنیم که زنده بمانیم. هزینههای خانه، بچهها و کرایه خانه کمرمان را خم کرده است. خدا نکند که یکی از در خانه مریض شود، نه پول دکتر را داریم، نه داروهای گران.»
افزایش قیمت تخممرغ به محض یک میلیون تومان شدن کالابرگ
این مشکلات اما مخصوص کارگران نیست. فرزانه خانم یکی از فرهنگیهایی است که در مرکز تهران زندگی میکند و با مشکلات بسیاری نیز دست به گریبان است. او به خبرنگار ما میگوید: «روند افزایش قیمتها به یکی از دغدغههای اصلی شهروندان تبدیل شده است. برنج و روغن دولتی بهراحتی در دسترس نیست و مجبوریم از بازار آزاد با قیمتهای بالاتر خریداری کنیم. به محض آن که گفتند کالابرگ یک میلیون تومانی میدهند، قیمت هر شانه تخممرغ به ۴۰۰ هزار تومان رسید و حالا که جنگ شده، به ۶۰۰ هزار تومان هم رسیده است. شویندهها هم خیلی گران شدهاند. شویندههایی که تا یکی، دو ماه پیش حدود ۳۰۰ هزار تومان میخریدیم را مجبوریم ۶۵۰ تا ۷۰۰ هزار تومان بخریم.»
اضطراب از ساعت کاری نانواییها در شرایط جنگی
آقا محسن که در غرب تهران زندگی میکند هم به خبرنگار دیدهبان ایران میگوید: «بعد از این که جنگ شروع شد، قیمتها هم افزایش پیدا کرد. روز اول جنگ یک بوکس آب معدنی را ۳۰۰ هزار تومان خریدم، اما همان مغازه حالا آن را کمتر میدهد. سیبزمینی را هم در بازار میوه و ترهبار کیلویی ۵۰ تومان خریدم. برادرم که به شمال (نشتارود) سفر کرده است، میگوید که قیمت سیبزمینی آنجا ۲۰۰ هزار تومان است.»
او که از ساعت پخت نان گلایه دارد، تأکید میکند: «شاید به دلیل ماه رمضان، ساعت پخت نانواییها تغییر کرده است، اما در این شرایط جنگی استرس ایجاد میکند. نانواییها صبح از ۷ تا ۱۰ و بعدازظهر از ۱۷ تا نهایتاً ساعت ۲۰ پخت میکنند. اما محلهای به اسم «شهرک چشمه» نزدیک خانهمان هست که مثل محله آقای احمدینژاد در آن فراوانی وجود دارد. از روز اول جنگ تا همین حالا نانوایی، قصابی، کافه و حتی آکواریومفروشی آنجا هم باز بود. اما در دهکده المپیک که ما زندگی میکنیم، هفته اول بهندرت مغازههایی مثل الکتریکی و... باز بود و هنوز هم خیلی از مغازهها باز نیستند. در پونک هم خیلی از مغازهها بسته هستند.»
قدرت خرید مردم کاهش یافته است
آقا محمد یکی از مغازهدارهای مرکز شهر هم میگوید که مغازه من چیزی کم ندارد. همه کالاها را دارم. در این مدت لبنیات هم به موقع برایم آمده، اما بازار خیلی کساد است: «این کسادی بازار چند دلیل دارد. یکی از دلایل آن، این است که تهران خلوت شده و بسیاری تهران را ترک کردهاند و به شهرستانهایی رفتهاند که بمب و موشک کمتر به آنجا میرسد. دلیل دیگر هم شاید این است که مردم از خانه بیرون نمیآیند و هرچه در خانه دارند را مصرف میکنند. یعنی جنگ باعث شده است که رفتوآمد مردم و خریدهایشان کمتر شود. اما مهمترین دلیل این است که قیمت کالاها خیلی افزایش یافته و بیشتر مردم توان خرید ندارند.»
او در پایان میگوید: «خدا میداند که مردم چطور میتوانند که با این حقوقها، این گرانی را تحمل کنند. البته نزدیک عید هم هست، احتمالاً همه دارند صرفهجویی میکنند تا اگر عید یکی در خانهشان را زد، شرمنده سفره مهمان نشوند.»
منبع: دیدهبان ایران