تلاشهای پنهان برای تصاحب بزرگ‌ترین هلدینگ بورسی/ آیا خلیج فارس محل جلوس مدیران عبوری می شود؟!

در اقتصاد ایران، گاهی برخی مدیران بیش از آنکه با کارنامه حرفه‌ای خود شناخته شوند، با عطش دائمی برای جابه‌جایی میان صندلی‌های بزرگ شناخته می‌شوند. این نوع مدیران که هنوز حاشیه‌های انتصاب قبلی آنها از حافظه بازار پاک نشده، به سرعت سودای تصاحب کرسی‌های بزرگ‌تر را در سر می‌پرورانند. طی رزوهای اخیر در برخی محافل سیاسی و اقتصادی نام یکی از همین مدیران پرحاشیه بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است.

تلاشهای پنهان برای تصاحب بزرگ‌ترین هلدینگ بورسی/ آیا خلیج فارس محل جلوس مدیران عبوری می شود؟!

به گزارش سایت دیده بان ایران، این نوع مدیران که هنوز حاشیه‌های انتصاب قبلی آنها از حافظه بازار پاک نشده، به سرعت سودای تصاحب کرسی‌های بزرگ‌تر را در سر می‌پرورانند.

طی رزوهای اخیر در برخی محافل سیاسی و اقتصادی نام یکی از همین مدیران پرحاشیه بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است.

شنیده‌ها از محافل نفتی و اقتصادی حکایت از آن دارد که وی در ماه‌های اخیر تلاش گسترده‌ای را برای نشستن بر صندلی مدیرعاملی هلدینگ خلیج فارس آغاز کرده؛ شرکتی که نه‌تنها بزرگ‌ترین هلدینگ پتروشیمی کشور، بلکه ارزشمندترین شرکت بازار سرمایه ایران نیز محسوب می‌شود.

این تحرکات در شرایطی صورت می‌گیرد که هنوز پرونده جنجالی انتصابات مدیر مذکور در هلدینگ های قبلی و ابهامات مربوط به صلاحیت حرفه‌ای او از ذهن فعالان بازار سرمایه پاک نشده است.

سایه یک پرونده قدیمی بر یک جاه‌طلبی جدید

شهریور ۱۴۰۲ زمانی که این فرد بر صندلی مدیرعاملی یکی از هلدینگ های بزرگ انرژی نشست، از همان ابتدا انتصاب او با پرسش‌های جدی همراه شد. مطابق الزامات بازار سرمایه، مدیران شرکت‌های بزرگ بورسی باید فرآیند احراز صلاحیت حرفه‌ای را طی کنند. اما نام او خیلی زود در کانون حواشی مربوط به همین فرآیند قرار گرفت.

در آن زمان گزارش‌های متعددی در رسانه‌های تخصصی بازار سرمایه منتشر شد که از مشکلات وی در آزمون صلاحیت حرفه‌ای مدیران بورسی خبر می‌داد. موضوعی که باعث شد انتصاب او به یکی از پرحاشیه‌ترین انتصابات اقتصادی کشور تبدیل شود. در نهایت نیز سازمان بورس پس از کش‌وقوس‌های فراوان صلاحیت او را تأیید کرد، اما اصل ماجرا هرگز از حافظه فعالان بازار پاک نشد.

اکنون نیز کارشناسان یک سؤال ساده اما مهم را مطرح می‌کنند: مدیری که برای تصدی یک هلدینگ بورسی با چنین حواشی و اما و اگرهایی مواجه بوده، چگونه امروز خود را گزینه مدیریت بزرگ‌ترین بنگاه بورسی ایران می‌داند؟

سندروم «صندلی بعدی»

بررسی سوابق مدیریتی فرد مذکور نشان می‌دهد تقریباً هیچ‌گاه دوره‌ای طولانی در یک جایگاه مدیریتی باقی نمانده است. از شهرداری تا هلدینگ های انرژی مختلف ، همواره زمزمه حضور او در موقعیت‌های جدید و بزرگ‌تر شنیده شده است.

منتقدان این رفتار را نوعی «سندروم صندلی بعدی» توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که در آن مدیر پیش از آنکه فرصت ارزیابی عملکردش در مسئولیت فعلی فراهم شود، نگاهش به کرسی بعدی دوخته شده است.

حالا نیز خبرهای غیررسمی از رایزنی‌های گسترده این فرد برای ورود به ساختمان کریمخان و تکیه بر صندلی مدیرعاملی هلدینگ خلیج فارس حکایت دارد.

خلیج فارس؛ جای آزمون و خطا نیست

ماجرا اما صرفاً یک جابه‌جایی مدیریتی معمولی نیست. هلدینگ خلیج فارس یک شرکت عادی نیست که بتوان آن را میدان آزمون مدیران بلندپرواز دانست.

این مجموعه سهم قابل توجهی از صادرات غیرنفتی کشور، بخش بزرگی از صنعت پتروشیمی ایران و ده‌ها شرکت زیرمجموعه را در اختیار دارد. هر تصمیم مدیریتی در این هلدینگ می‌تواند بر بازار سرمایه، تجارت خارجی و حتی درآمدهای ارزی کشور اثرگذار باشد.

به همین دلیل است که هرگونه تغییر مدیریتی در این مجموعه همواره زیر ذره‌بین سهامداران، فعالان بازار سرمایه و نهادهای نظارتی قرار می‌گیرد.

آیا حاشیه‌ها تکرار می‌شوند؟

آنچه بیش از همه نگرانی‌ها را افزایش داده، نه صرفاً نام مدیر مذکور، بلکه بازگشت همان پرسش‌هایی است که در زمان انتصاب های فبلی او مطرح بود؛ پرسش‌هایی درباره معیارهای انتخاب مدیران، سازوکار احراز صلاحیت و میزان توجه به تخصص و کارنامه حرفه‌ای در برابر روابط و لابی‌های سیاسی.

بابد توجه داشت فعلاً هیچ تصمیم رسمی درباره تغییر مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس اعلام نشده است، اما صرف مطرح شدن نام یک فرد پر حاشیه کافی بوده تا دوباره این پرسش در محافل اقتصادی مطرح شود که آیا بزرگ‌ترین شرکت بورسی ایران قرار است به مقصد بعدی جاه‌طلبی مدیری تبدیل شود که هنوز سایه حواشی گذشته‌اش از روی کارنامه او کنار نرفته است؟

 

ارسال نظر