اصلاحات ساختاری در برابر تقویت بازار سرمایه/۷۸ همت واگذاری در برابر ۵۸ همت تحصیل
طبق آخرین آمارهای ارائه شده ارزش گذاری و صرفه اقتصادی معامله و منافع حاصل برای سهامداران از طریق واگذاریهای اخیر زمینه ساز ابهاماتی در بخشهای مختلف شده است.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛ در حالی که حجتاله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار اعلام کرده بود که «الحمدالله بازار سرمایه ایران از نظر بازده بازار، بالندگی بازار، آرامش حاکم در بازار و تعادلی که در بازار حاکم است؛ سال خوبی را پشت سر میگذارد.»
او ادامه داد: «در دوران پس از بازگشایی بازار سهام در اواخر اردیبهشت، تلاش همه فعالان موجب شد بازار خوبی رقم بخورد. در این دوره با صبر و متانت و آرامش، هم حجم معاملات، هم تعداد معاملات و همینطور تعداد فعالان بازار افزایش پیدا کرد.»
۷۸ همت واگذاری در برابر ۵۸ همت تحصیل
گفتنی است شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی نفت در حالی بخشی از سهام شرکت گروه پتروشیمی واگذار و در مقابل سهام شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس (فارس) را تحصیل کرده است که بررسی ارقام و اطلاعات موجود، پرسشهایی درباره مبنای ارزشگذاری، صرفه اقتصادی معامله و منافع حاصل برای سهامداران ایجاد میکند.
بر اساس اطلاعات موجود، گروه اهداف پیش از این معامله مالک ۸۶ درصد سهام تابان فردا بوده و با واگذاری ۱۳.۵ درصد از سهام این شرکت به گروه نفت و گاز پارسیان، معادل حدود ۴۰ میلیارد سهم، میزان مالکیت خود را به حدود ۷۲.۵ درصد کاهش داده است. در مقابل، اهداف ۳.۷۱ درصد از سهام (فارس)، معادل حدود ۴۶.۴ میلیارد سهم را از گروه نفت و گاز پارسیان دریافت کرده و مالکیت خود در (فارس) را از ۱۲.۰۱ درصد به ۱۵.۷۲ درصد افزایش داده است. همچنین، مجموع مالکیت گروه اهداف در «فارس» از ۳۲.۳۹ درصد به ۳۶.۱ درصد افزایش خواهد یافت.
اهداف در قبال این اختلاف قابل توجه، چه منفعتی به دست آورده است؟
بررسی ارزش تقریبی سهام مبادلهشده، نخستین ابهام این معامله را آشکار میکند. ارزش حدودی ۱۳.۵ درصد سهام تابان فردا که توسط اهداف واگذار شده، حدود ۷۸ همت و ارزش تقریبی ۳.۷۱ درصد سهام «فارس» که دریافت شده، حدود ۵۸ همت برآورد میشود.
به بیان ساده، دارایی با ارزش تقریبی ۷۸ همت واگذار و دارایی با ارزش تقریبی ۵۸ همت دریافت شده است؛ یعنی حدود ۲۰ همت اختلاف ارزش اقتصادی میان دو طرف معامله.
از منظر سود نقدی، حتی مزیت محسوسی وجود ندارد موضوع زمانی قابل تأملتر میشود که سود نقدی دو شرکت مقایسه شود.
آخرین سود تقسیمی هر سهم حدود ۶۱ تومان و سود تقسیمی هر سهم «فارس» حدود ۶۰ تومان بوده است. این در حالی است که تابان فردا در نخستین سال پذیرهنویسی، ۷۰ درصد سود خود را بهصورت نقدی تقسیم کرده، در حالی که این نسبت در «فارس» حدود ۴۰ درصد بوده است.
بنابراین، با وجود افزایش سهم اهداف در «فارس»، این جابهجایی از منظر سود نقدی نیز مزیت محسوسی برای اهداف ایجاد نمیکند و بر مبنای آخرین سودهای تقسیمی، حتی جریان نقدی حاصل از سهام دریافتی تفاوت معناداری با سهام واگذارشده ندارد.
سؤال این است که ارزش اقتصادی جایگاه مدیریتی مورد انتظار چقدر تعیین شده و آیا این منفعت، با توجه به اختلاف حدود ۲۰ همتی ارزش دو دارایی، میتواند توجیهکننده معامله باشد؟
به عبارت دیگر، اگر هدف اصلی معامله دستیابی به یک جایگاه مدیریتی در «فارس» بوده، لازم است مشخص شود این هدف با چه محاسبات اقتصادی و چه مستنداتی، ارزشمندتر از حفظ دارایی واگذارشده تشخیص داده شده است.
موضوع زمانی قابل تأملتر میشود که بر اساس اطلاعات موجود، اهداف در ارتباط با این معامله حدود ۱۰ همت نیز بهعنوان تضمین در اختیار شرکت سرمایهگذاری نفت و گاز پارسیان قرار داده است.
در صورت صحت این موضوع، لازم است مشخص شود این مبلغ دقیقاً بابت چه تعهدی ارائه شده، شرایط استرداد یا ضبط آن چیست، در صورت نهایی نشدن یا عدم اجرای تعهدات چه سرنوشتی خواهد داشت و آثار آن در ارزیابی اقتصادی معامله چگونه لحاظ شده است.
با توجه به ابعاد مالی این معامله و تأثیر آن بر ترکیب سرمایهگذاریهای اهداف، انتظار میرود مبنای ارزشگذاری دو بلوک سهام، ارزش مورد توافق طرفین، گزارشهای کارشناسی، شرایط واگذاری و تحصیل، جزئیات تضمین ۱۰ همتی و منافع اقتصادی و مدیریتی مورد انتظار، بهصورت شفاف برای سهامداران تشریح شود.
با این حال، حسب بررسی اطلاعات منتشرشده، تاکنون جزئیات کامل و روشنی از مبنای این جابهجایی و منطق اقتصادی آن در اطلاعیههای عمومی ارائه نشده است.
این در حالی است که تصمیم مورد بحث مستقیماً با داراییهای یک شرکت سرمایهگذاری و در نهایت منافع طیف گستردهای از سهامداران و ذینفعان آن ارتباط دارد.
پاسخ روشن و مستند به این پرسشها، میتواند مشخص کند که این جابهجایی داراییها تا چه اندازه با منافع اقتصادی سهامداران اهداف انطباق داشته است.
همچنین، با توجه به ابعاد مالی معامله و ابهامات مطرحشده درباره مبنای ارزشگذاری، شرایط معامله، تضمین ۱۰ همتی و عدم انتشار اطلاعیههای عمومی در این خصوص، انتظار میرود سازمان بورس و اوراق بهادار و دیوان محاسبات کشور، هر یک در حدود صلاحیت و وظایف قانونی خود، موضوع را مورد بررسی و رسیدگی قرار دهند تا میزان رعایت حقوق و منافع سهامداران و جمعیت قابل توجه بازنشستگان صندوق نفت بهطور شفاف مشخص شود.
او با اشاره به اینکه ارتقای سطح کارایی و شفافیت، لازمه بازار است، توضیح داد: «در دوره اخیر اتفاقهایی در بازار رخ داده، هم ریزساختارها و هم نحوه گزارشگری و مقررات و ضوابط به گونهای تغییر کرده که میزان شفافیت را ارتقا داده، شفافیتی که در نهایت به تقویت اعتماد میانجامد.»
رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، دومین مولفه مرتبط با موضوع حرکت را حرکت به سمت تشکیل سرمایه بیشتر عنوان کرد و گفت: «هنر ما در بازار سرمایه این است که بتوانیم دست به دست هم بدهیم تا در کشور تشکیل سرمایه با سرعت و عمق بیشتری رخ بدهد تا شاهد رشد مطلوب در اقتصاد باشیم.»
او ادامه داد: «متأسفانه آمارها از رشد نامطلوب حکایت میکنند. بخشی از آن هم طبیعی است، برای اینکه ما درگیر ۲ جنگ تمامعیار بودهایم و هنوز در شرایط جنگی هستیم. طبیعتاً در چنین شرایطی همین که اقتصاد بتواند تابآوری بالای خودش را اثبات کند، خداوند را شکر میکنیم که به ما این قوت و توان را داد که بتوانیم تابآوری ایران عزیز را به اثبات برسانیم.»
صیدی تأکید کرد: «به هر صورت بازار سرمایه باید بخش واقعی اقتصاد را تأمین مالی کند. بازار سرمایه فقط جای خرید و فروش سهام نیست، بلکه جای تأمین سرمایه برای تحقق رشد اقتصادی و رفاه شهروندان است.»
او در ادامه تشریح مفهوم حرکت در بازار سرمایه توضیح داد: «در نهایت حرکت بازار سرمایه به سمت بازده مطلوبتر اهمیت پیدا میکند، نواختن زنگ بورس نمادی از حرکت به سمت بازدهی مطلوبتر است، بازدهی که فعالان بازار به دنبال آن هستند.»
رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار گفت: «برای اینکه این ۳ هدف مزبور در بازار سرمایه محقق شود باید همراه با صدای نمادین زنگ بورس در این مسیر قدمهای بزرگی برداریم.»
صیدی با اشاره به عملکرد شرکتهای پذیرفتهشده در بورس و فرابورس در نیمه نخست سال ادامه داد: «شرکتهای پذیرفتهشده در بازار سرمایه در ۶ ماه گذشته روند بهنسبت موفقی را طی کردند. حتی شرکتهایی که در جنگ خسارت دیده بودند، توانستند با برنامهریزی، بازسازی و بازآفرینی، اعتماد را به سهامداران بازگردانند، چنانکه این شرکتها در حال بازگشتن به همان ظرفیتهای قبلی هستند. حتی برخی شرکتها از تهدیدها فرصت ساختهاند و دنبال نوسازی بعضی از خطوط تولیدشان رفتهاند و بازسازی با تکنولوژی جدید را در دستور کار خود قرار دادهاند.»
او مهمترین کاری را که شرکتهای پذیرفتهشده در بورس باید انجام دهند، تلاش برای عملکرد بهتر در نیمه دوم سال عنوان کرد و گفت: «مهمترین کاری که شرکتهای پذیرفتهشده در بورس باید انجام دهند، تلاش برای خلق نیمه دومی بهتر از نیمه نخست سال است. پوشش بودجه و رسیدن به ارقام پیشبینی از جمله این تلاشها خواهد بود، در عین حال باید برای اعمال حاکمیت شرکتی قویتر بپردازند، موضوعی که به عملکرد بالاتر و مطلوبتر منجر میشود. توجه به این ۲ موضوع را از شرکتهای فعال در بورس و فرابورس انتظار داریم.»