فارین پالسی: گفتمان رهبر ایران از «خویشتنداری تاکتیکی» به «مقابله کربلایی» تغییر کرده
فارن پالسی نوشت: واشنگتن شاید آغازگر جنگ علیه ایران باشد اما نمیتواند ابعاد تشدید درگیری را کنترل کند.
به گزارش سایت دیدهبان ایران، در شرایطی که ایران و آمریکا خود را برای سومین دور از گفتوگوهای غیرمستقیم در ژنو آماده میکنند، «علی هاشم» محقق مرکز مطالعات اسلامی و غرب آسیا در دانشگاه لندن و روزنامهنگار متخصص در امور غرب آسیا در مجله «فارن پالسی» نسبت به محاسبات نادرست واشنگتن در قبال تهران هشدار میدهد.
در این نوشتار آمده است: در حالی که دولت ترامپ با اتکا به تشدید فشار نظامی و اقتصادی به دنبال امتیازگیری حداکثری است، شواهد میدانی و بیانات رهبری ایران نشاندهنده تغییر رویکرد تهران از «خویشتنداری تاکتیکی» به سمت «مقابله» با الهام از مکتب عاشورا است.
علی هاشم معتقد است، آمریکا خطر جنگ نامحدود با کشوری که این روزها پهپادهای موسوم به «شاهد» آن به الگویی برای ارتشهای جهان تبدیل شده، دستکم گرفته و غافل از این است که آغاز یک جنگ محدود ممکن است ساده باشد، اما مهار پیامدهای آن فراتر از کنترل واشنگتن خواهد بود.
این گزارش با اشاره به پیشرفت ایران در زمینه تسلیحات به ویژه پهپادها و برجسته ساختن پهپاد شاهد به عنوان یکی از شاهکارهای جنگافزاری ایران تحلیلی عمیق از تحول راهبرد نظامی ایران ارائه میدهد. بر این اساس راهبرد جنگی جدید علیه ایران که واشنگتن نسبت به آن دچار اشتباه محاسباتی است متمرکز بر «استقامت» است تا «کنترل». استراتژی ایران در نبردهایش با رژیم صهیونیستی امتحان خود را پس داده است. به عنوان نمونه، در عملیات وعده صادق در فروردین ۱۴۰۳، ایران با استفاده از ترکیب پهپادها و موشکها، توانست لایههای پدافندی رژیم صهیونیستی را در هم بشکند و راه را برای موشکهای بزرگتر باز کند .
در ادامه این گزارش آمده است: بحران کنونی شبیه هفتههای منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ است؛ زمانی که رژیم صهیونیستی در ضمن مذاکرات هستهای ایران و آمریکا جنگ جدیدی را علیه ایران آغاز کرد. در آن زمان راهبرد ایران در مذاکرات ساده بود: تسلیحات هستهای صفر قابل قبول است اما غنی سازی صفر نه. اما در مقابل آمریکا با این فرض ادعایی مخالف که "غنیسازی صفر تنها مسیر قابل قبول برای تضمین عدم تسلیحات هستهای است" به سمت میز مذاکرات قدم برداشت. اختلاف آنها صرفا یک موضوع مرتبط با تعریفات فنی و ایدئولوژیک نبود. هر کدام از طرفین تعریفی متفاوت از ثبات داشتند. از آن زمان تا کنون وضعیت تغییر چندانی نکرده است. ایران باز هم تحت یک فشار نظامی فزاینده مذاکره میکند.
به نوشته فارن پالسی، واشنگتن چنانچه فرض میکند با دست زدن به «حمله محدود» میتواند ایران را وادار به دادن امتیازات بدون شروع یک جنگ بزرگتر کند در اشتباه است، چون «جنگها مقید به طرحها نیستند؛ آنها تنها زمانی که هر ۲ طرف بخواهند که محدود باشد، محدود خواهند بود. در حال حاضر به نظر میرسد دیگر این نفع مشترک در کار نیست.
این روزنامه با هشدار به تصمیمگیرندگان در واشنگتن نسبت به تلاش برای اخذ امتیاز از تهران با افزایش فشار نظامی به عنوان اهرمی برای دیپلماسی تاکید میکند، تفاوت عمیقی در «ادبیات راهبردی» ۲ طرف وجود دارد.
علی هاشم با اشاره به تغییر گفتمان رهبر ایران میگوید: ایشان اخیرا با فاصله گرفتن از «خویشتنداری تاکتیکی» ادبیات «مقابله از منظر کربلا» را به کار بردهاند. در مکتب سیاسی شیعیان «کربلا» صرفا یک نماد نیست، بلکه یک «کد اخلاقی و سیاسی است که مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ارجح میداند. این دیدگاه منطق "پاسخ متناسب" و دیپلماسی اجباری آمریکا را کاملا به چالش میکشد. به همین دلیل، یک حمله محدود آمریکا نه به عنوان سیگنال قدرت، بلکه به عنوان "تعرض" تلقی میشود که برای حفظ مشروعیت، نیازمند پاسخی قاطع است.
فارن پالسی در پایان با استناد به تفکرات «کارل فون کلاوزویتس» نظریهپرداز نظامی نتیجهگیری میکند: «همه چیز در جنگ ساده است، اما سادهترین چیزها دشوار است.» آنچه بر روی نقشههای راهبردی در پنتاگون به عنوان «حملهای محدود و هشدار دهنده» طراحی میشود، در میدان واقعیت سیاسی و ایدئولوژیک غرب آسیا، به سرعت مرزهای خود را از دست میدهد. سوال اصلی این نیست که آیا تشدید تنش رخ خواهد داد، بلکه این است که این آتش از کجا آغاز میشود و تا کجا شعله خواهد کشید؟