چرا هنرمندان «ارشاد» را به «صداوسیما» ترجیح میدهند؟
رگولاتوری یا همان تنظیمگری، مفهومی بهظاهر ساده در تعریف اما به غایت پیچیده در اجرا و اعمال است. مفهومی که در فرآیند فعالیتهای فرهنگی و هنری طی سالهای اخیر نسبتی مستقیم با مدیریت کلان و سیاستگذاری به منظور راهبری داشته و اتفاقا در مرور تاریخ تحولات فرهنگی دهههای گذشته میتوان مصادیق موفقی از آن را هم زیر ذرهبین برد و به آن ارجاع داد اما آنچه بهویژه در یک دهه گذشته منجر به قلب این مفهوم و تلختر از آن، دلزدگی طیف قابلتوجهی از فعالان و هنرمندان حوزه شبکه نمایش خانگی شده، سوءاستفاده از این واژه بهمنظور پوشش برای تمام کژتابیها و کژکارکردیهای نهاد ناظری بهنام «ساترا» است.
به گزارش سایت دیده بان ایران؛ فرزاد محبی- رگولاتوری یا همان تنظیمگری، مفهومی بهظاهر ساده در تعریف اما به غایت پیچیده در اجرا و اعمال است. مفهومی که در فرآیند فعالیتهای فرهنگی و هنری طی سالهای اخیر نسبتی مستقیم با مدیریت کلان و سیاستگذاری به منظور راهبری داشته و اتفاقا در مرور تاریخ تحولات فرهنگی دهههای گذشته میتوان مصادیق موفقی از آن را هم زیر ذرهبین برد و به آن ارجاع داد اما آنچه بهویژه در یک دهه گذشته منجر به قلب این مفهوم و تلختر از آن، دلزدگی طیف قابلتوجهی از فعالان و هنرمندان حوزه شبکه نمایش خانگی شده، سوءاستفاده از این واژه بهمنظور پوشش برای تمام کژتابیها و کژکارکردیهای نهاد ناظری بهنام «ساترا» است.
سازمان ساترا با رویایی بزرگ در تصاحب فضای مجازی، در عمل معاونتی در صداوسیما یا بازوی اعمال قدرت صداوسیما در این میدان محسوب میشود و با مدعای تنظیمگری، منجر به بروز اختلالات متعدد در فرآیند طبیعی و زیست حرفهای پلتفرمهای خانگی شده است و سالهاست نتوانسته یک شبهه ساده را پاسخ دهد: بازیکن میدان نمیتواند ناظر و داور باشد!
مصادیق متعدد رویکرد عجیب ساترا، ماجرای بارها تکرارشده شکایت از یک اثر به قوه قضاییه است. شکایتی که در تازهترین نمونه منجر به صدور حکم توقیف برای مجموعه «شفرونی» از سوی مرجع قضایی شد و پس از تنها ۳ قسمت از فصل دوم، روند پخش هفتگی آن را متوقف کرده است.
در چندماه گذشته و با همین فرمان، سریال «بدنام» و «کوری» را متوقف کرد و قبلتر «سووشون» و «بامداد خمار»، «اکنون» و... و جالب اینکه در انتهای این مسیر و برمبنای اعمال قانون توسط همان مرجع قضایی، برنامهها به مسیر طبیعی پخش بازگشت و همه تکاپوی بهظاهر تنظیمگرانه ساترا را تبدیل به شکستی تمام عیار کرد!
از سوی دیگر در تمام دهههای گذشته پس از انقلاب، وزارت ارشاد اصلیترین نهاد تنظیمگر در حوزه فرهنگ و هنر، مأموریت قانونی تنظیمگری خود را در قالب تعامل و گفتوگو با هنرمندان و دغدغهمندان این عرصه پیش برده و بعید است حتی به تعداد انگشتان یک دست هم مسیر دادگستری و بازداشت و توقیف را پیش گرفته باشد؛ آنهم در طول 47 سال گذشته با انبوهی از تولیدات متنوع فرهنگی – هنری. اما حالا با پدیدهای غریب مواجهیم که نه تنها عملکردش ماهیت قانونی ندارد که در اعمال آن هم تنها نمودش تا به امروز «شکایت از هنرمند و پخشکننده» بوده است!
اگر قرار است ساترا نقش تنظیمگر را ایفا کند، انتظار طبیعی ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری برای فعالان این حوزه است، نه افزایش تردید و تزلزل درباره سرنوشت آثار و تولیدات و حتی سرمایه بخش خصوصی. این مسئله، اساساً جایگاه تنظیمگری را زیر سؤال میبرد، این مسیر تا کجای ناکجاآبادی که صداوسیما برای شبکه خانگی در ذهن خود ساخته قرار است ادامه پیدا کند؟
آیا واقعا عرصه فرهنگ، فضای دعوا و شکایت و دادگاه است یا ساترای صداوسیما راهی جز این برای تنظیمگری بلد نیست؟