نئاندرتالها چگونه از «غارنشینهای کمهوش» به خویشاوندان پیچیده انسان تبدیل شدند؟
وقتی نخستین بقایای نئاندرتالها در قرن نوزدهم کشف شد، بسیاری از دانشمندان تصور میکردند با موجودی ابتدایی، خشن و کمهوش روبهرو شدهاند که در غارها زندگی میکرد، ابزارهای ساده میساخت و فاصلهی زیادی با انسان امروزی داشت.
به گزارش سایت دیده بان ایران؛ وقتی نخستین بقایای نئاندرتالها در قرن نوزدهم کشف شد، بسیاری از دانشمندان تصور میکردند با موجودی ابتدایی، خشن و کمهوش روبهرو شدهاند که در غارها زندگی میکرد، ابزارهای ساده میساخت و فاصلهی زیادی با انسان امروزی داشت.
تصویر بسیار ابتدایی از نئاندرتالها برای بیش از یک قرن باقی ماند و حتی به فرهنگ عمومی راه پیدا کرد. واژهی «نئاندرتال» در بسیاری از زبانها به نمادی برای فرد خشن یا بیفرهنگ تبدیل شد. اما پژوهشهای چند دههی اخیر نشان دادهاند که این برداشت بیشتر از آنکه واقعیت زندگی نئاندرتالها را نشان دهد، حاصل پیشفرضهای علمی و فرهنگی دوران کشف آنها بوده است.
امروز میدانیم نئاندرتالها خویشاوندان نزدیک انسان خردمند بودند که توانایی ساخت ابزارهای پیچیده، استفاده از آتش، شکار گروهی و احتمالاً رفتارهای نمادین داشتند. شواهد ژنتیکی نیز نشان میدهد آنها کاملاً از ما جدا نبودند و هزاران سال در کنار انسانهای امروزی زندگی کردند و حتی با آنها آمیزش داشتند.
در سال ۱۸۵۶، کارگران معدن در درهی نئاندر در نزدیکی دوسلدورف آلمان، بقایای اسکلتی را پیدا کردند که بعدها به یکی از مهمترین کشفیات تاریخ انسانشناسی تبدیل شد. جمجمهی این موجود با انسان امروزی تفاوتهایی داشت؛ استخوانهای ضخیمتر، پیشانی کوتاهتر و برجستگی مشخصی بالای چشمها از ویژگیهای آن بود.