دبیرکل خانه پرستار : از ماشینخوابی پرستاران تا حضور دوشیفته در بیمارستان برای تأمین غذا/ سیاستهای وزارت بهداشت، پرستاران را مجبور به مهاجرت میکند/ ۶۰ هزار پرستار خانهنشین هستند/وزارت بهداشت اجازه انتشار تحقیقات انجامشده درباره فوت پرستاران را نمی دهد
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران در تشریح بحرانهای موجود در جامعه پرستاری کشورمان، به دیدهبان ایران گفت: حقوق پرستاران در بیمارستانهای دولتی حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان است. در بیمارستانهای خصوصی هم پرستاران در همین حدود حقوق میگیرند، کمی کمتر یا بیشتر. اکثر پرستاران ترجیح میدهند که مهاجرت کنند و این راهی است که وزارت بهداشت جلوی پای پرستاران نخبه، کاربلد و باتجربه گذاشته است.
دیدهبان ایران؛ پریسا هاشمی: - «ما که تصمیم گرفتیم دو شیفت در بیمارستان بمانیم تا غذای بیمارستان را بخوریم. دیدید روغن چقدر گران شده؟»
«چه راهی پیدا کردید. بذار صحبت کنم، شاید ما هم این کار را بکنیم.»
«آخه غذای بیمارستان که خیلی بد شده. چطور میخواهید فقط غذای بیمارستان را بخورید؟»
«بهتر از این است که نتوانیم غذا بخوریم. اگر غذا درست کنیم، پول اجاره خانه را چه کار کنیم؟ حالا اعتراض میکنیم شاید کیفیتش بهتر شد.»
این مکالمه پرستارانی است که آن سوی کانتر ایستادهاند؛ پرستارانی که داروها را بین بیماران تقسیم میکنند، یا در حال ثبت پروندهها هستند و باید واقعیتهای تلخ را زندگی کنند که دیگر قابل انکار نیست. مکالمهای ساده، اما پرمعنا که وقتی برای کاری به یک بیمارستان دولتی مراجعه کرده بویم، میشنویم؛ تصویری زنده از فشارهای اقتصادی و دشواریهای روزمره پرستاران، فشارهایی که به زندگی آنها نفوذ کرده است و گاهی گرفتن تصمیمهای عجیب و غریب را اجتنابناپذیر میکند.
بسیاری از پرستاران تنها راه مقابله با کمبود شدید درآمد و گرانی و تورم را ماندن دو شیفت برای استفاده از غذای بیمارستان میبینند. این تصمیم، نه انتخاب سبکسرانه است و نه شوخی؛ بلکه واکنشی است به شرایطی که زندگی روزمرهشان را تهدید میکند. وقتی یکی از آنها میگوید: «بهتر از این است که نتوانیم غذا بخوریم»، صدای یک واقعیت بزرگ و تلخ به گوش میرسد؛ صدایی که میلیونها انسان در شرایط مشابه، هر روز با آن روبهرو هستند.
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران، این وضعیت را تنها «نوک کوه یخ مشکلات پرستاران» میداند. اما همین نوک کوه یخ هم گویای عمق بحرانی است که بر نظام سلامت سایه انداخته است. پرستاران از یکسو با فشار کاری طاقتفرسا، مسئولیت مستقیم جان بیماران را برعهده دارند و از سوی دیگر، باید با واقعیت اقتصادی و اجتماعی سختی کنار بیایند که حتی تأمین سادهترین نیازهای زندگی را برای آنها دشوار کرده است. البته بحران معیشتی پرستاران، تنها محدود به مشکلات آنها برای تهیه مواد غذایی نیست، بلکه پرستاران با اجارههای سنگین، دوری از خانواده برای کسب درآمد و فروپاشی روحی نیز دست به گریبانند. در چنین شرایطی، اعتراض به کیفیت غذای بیمارستان یا تصمیم به ماندن در بیمارستان برای خوردن همین غذا، تنها راهکار موقت برای مدیریت یکی از شرایط خارج از کنترل آنهاست.
بحران معیشتی پرستاران، پیامدهایی فراتر از زندگی شخصی آنها دارد. خستگی شغلی، فشار روانی و محدودیتهای مالی میتواند بر کیفیت خدمات درمانی تأثیر مستقیم بگذارد. پرستارانی که خود در معرض سختیهای اقتصادی هستند، چگونه میتوانند بهترین مراقبت را به بیماران ارائه دهند؟ شاید به همین دلیل است که شریفی مقدم تأکید میکند که «اصلاح شرایط معیشتی و حمایت جدی از پرستاران، نه تنها به نفع آنهاست، بلکه تضمینی برای حفظ کیفیت خدمات درمانی و سلامت جامعه است.» زندگی پرستاران، بازتابی از وضعیت کل نظام سلامت و حتی جامعه است؛ هرگاه فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر آنها افزایش یابد، کیفیت خدمات و مراقبتهای پزشکی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
تصاویر و روایتهایی که از این مکالمهها برمیآید، نشان میدهد که بسیاری از پرستاران، روزهای خود را با تصمیمات دشوار میگذرانند؛ تصمیماتی که شاید از بیرون عجیب به نظر برسد، اما برای آنها ضرورت زندگی است. این روایت، تصویر زندهای است از تلاش برای بقا در میان فشارهای اقتصادی و اجتماعی، از کسانی که جان بیماران را به دوش میکشند، اما گاهی حتی برای تأمین غذای خود ناتوانند.
در نهایت، مکالمه کوتاه این پرستاران، تلنگری است به جامعه و مسئولان؛ وقتی کسانی که ستون فقرات نظام سلامت هستند، مجبور به چنین تصمیماتی میشوند، معنای واقعی بحران معیشتی و فشار کاری روشن میشود. داستان «دو شیفت در بیمارستان ماندن برای خوردن غذا» بیشتر از این که یک تجربه فردی باشد، روایت یک واقعیت اجتماعی است که نیازمند توجه، حمایت و اصلاحات فوری است. این فروپاشیهاست که حالا به صدای متحد تبدیل شده است و در قالب اعتراضات به گوش مسئولان میرسد. شاید برای اصلاح دیر شده باشد، اما شرایط اقتصادی و معیشتی آنقدر بحرانی است که حتی سازمان برنامه و بودجه هم نتوانسته است راهکار رفع آن را در بودجه ۱۴۰۵ لحاظ کند. افزایش اندک حقوقها در سال آینده، شاید در شرایط تحریم و بحران بینالمللی برای دولت دشوار باشد، اما حتما در آیندهای نزدیک به فروپاشی واقعی و کامل اجتماعی منجر میشود؛ چراکه مشکل فقط دو شیفت ماندن پرستاران در بیمارستان نیست و این شرایط به جامعه پرستاران خلاصه نمیشود.

مهاجرت، راهی که وزارت بهداشت جلوی پای پرستاران گذاشته است
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار دیدهبان ایران، معضلات پرستاران را تشریح کرد و دو شیفت ماندن آنها در بیمارستان برای تأمین غذا را نوک کوه یخ مشکلات آنها دانست.
او در این باره تأکید کرد: «وضعیت از چیزی که دیده میشود، خیلی بدتر است. پرستاری یک شغل سخت و حساس است که سلامت مردم را در دست دارد، اما آنهایی در بیمارستانها باقی ماندهاند، عده بسیار کمی از جامعه پرستاری هستند. ۲۰ سال است فریاد میزنیم که «پرستاری با دیگر مشاغل فرق میکند.» در حال حاضر حقوق پرستاران در بیمارستانهای دولتی حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان است. در بیمارستانهای خصوصی هم پرستاران در همین حدود حقوق میگیرند، کمی کمتر یا بیشتر. اکثر پرستاران ترجیح میدهند که مهاجرت کنند. یعنی پرستارانی که وابستگی و تعلقات خانوادگی کمتری دارند، با همسران و فرزندانشان مهاجرت میکنند، چون میدانند شرایط بهتری در خارج از کشور دارند. راهی که وزارت بهداشت جلوی پای پرستارهای نخبه، کاربلد و باتجربه گذاشته، این است که برای زندگی بهتر، یا مهاجرت کنند یا تغییر شغل دهند.»
پرستاران به شغل مراقبت پوست در آرایشگاهها روی آوردهاند
شریفی مقدم با بیان این که تعداد زیادی از پرستاران تغییر شغل دادهاند، افزود: «پرستاران در تحصیلات خود دوره مراقبت پوست هم گذراندهاند، به همین دلیل، برخی از آنها به آرایشگاهها میروند و حقوقی را که یک پرستار در طول یک ماه بهدست میآورد، در سه، چهارروز کسب میکند. البته پرستارانی که تغییر شغل دادهاند، در حوزههای مختلف مثل تجهیزات پزشکی، بیمه، مالیات و جاهای دیگر نیز مشغول بهکار شدهاند. با این حال، گروه سوم پرستاران که اکثریت جامعه پرستاری را تشکیل میدهند، خانهنشین هستند.»
در حال حاضر ۶۰ هزار پرستار خانهنشین داریم
دبیرکل خانه پرستار ایران با بیان این که در حال حاضر حدود ۶۰ هزار پرستار خانهنشین داریم، گفت: «این بخش از جامعه پرستاری میدانند که استهلاک سرکار آمدنشان، بیشتر از خانهنشینی است. زیرا حقوق ۲۰ میلیون تومانی، هزینههای جاری، رفتوآمد، اجاره خانه و اگر فرزند داشته باشند، مدرسه یا مهد کودک را تأمین نمیکند.»
شریفی مقدم با اشاره به این که اما گروهی از پرستاران ناچارند با همین حقوق بخور و نمیر زندگی خود را بگذرانند، خاطرنشان کرد: «برخی از پرستاران هستند که زن و شوهر دو شیفت کار میکنند و فرزندشان بیشتر وقت خود را در خانه پدربزرگ و مادربزرگ میگذراند. پرستارانی که در بیمارستانها ماندهاند، نتوانستهاند مهاجرت کنند، تغییر شغل دهند و بضاعت مالی خانواده، اجازه خانهنشینی به آنها نداده است، بنابراین ناچار و بالاجبار با همین حقوقها سر میکنند و محتاج ۲۰ میلیون تومان در ماه هستند. اگر هر دو (زن و شوهر) ۶۰ میلیون درآمد داشته باشند، در تهران باید ۳۰ تا ۴۰ میلیون اجاره خانه بدهند و در هزینههای معیشتی با مشکلات بسیاری روبهرو هستند.»
پرستاران برای استخدام رسمی اقدام نمیکنند
او به موضوع مهم دیگری در خصوص جامعه پرستاری اشاره کرد و گفت: «بعد از پنج سال، برای استخدام ۱۲ هزار پرستار در کشور فراخوان زدند که بیشترین نیازشان در تهران بود. اما ظرفیت دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران، هیچکدام از نصف بیشتر نشد. دانشگاه علوم پزشکی ایران ۱۴۰۰ پرستار میخواست، اما فقط حدود ۷۰۰ نفر ثبتنام کردند. یعنی پرستاران برای آزمون شرکت نکردند. در حالی که هر ارگان دیگری آزمون بگذارد و نیاز به ۱۴۰۰ نیرو داشته باشد، ۱۴۰هزار نفر شرکت میکنند. بیشتر کسانی که در آزمون استخدامی ثبتنام کردند، شهرستانی بودند، چون بیمارستانهای شهرستانها ظرفیت بیشتری داشتند.»
ماهانه ۳۰ شب شیفت پرستاری در بیمارستان
دبیرکل خانه پرستار ایران با بیان این که پرستاران در شهرستانها هم شرایط بغرنجی دارند، گفت: «یکی از پرستاران شهرستان میگفت که دو شیفت کار میکند و در بین این دو شیفت به او اضافه کار هم میدهند. یعنی در تمام روزهای یک ماه، سه شیفت کار میکند. او ۳۰ شب سرکار است تا خرج اجاره خانه نداشته باشد و غذا را در بیمارستان بخورد و در بیمارستان حمام کند. این پرستار میگفت که «اگر میخواستم به پانسیون بروم، باید یک شیفت حقوقم را هزینه میکردم، به همین دلیل ۳۰ شب شیفت میگیرم و ساعتهای بین شیفت را در پرایدم میخوابم. حقوقم ماهی ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان است که هزینه پدر و مادرم را با آن میدهم.»»
مشکلات معیشتی پرستاران به افزایش مرگ و میر بیماران منتهی میشود
شریفی مقدم با تأکید بر این که وضعیت بحران معیشت در پرستاری بسیار عمیق است، گفت: «به همین سبب، وضعیت مراقبت از بیماران هم افتضاح است، چراکه تعداد پرستار کم است و آنهایی در این شغل ماندهاند، بیانگیزهاند. کسی که در ایستگاه پرستاری بحران معیشت داشته باشد، با روحی خسته و ذهنی پراکنده نمیتواند بر مراقبت از بیمار تمرکز کند. به یک تحقیق در آمریکا اشاره میکنم تا این موضوع را بهتر تشریح کنم؛ در آمریکا، وقتی ساعت کار پرستار از ۷ به ۹ ساعت در روز رسید، ۱۴ درصد خطا افزایش یافت؛ یعنی پرستاران آمریکایی که ماهانه ۶ تا ۷ هزار دلار حقوق دارند و تعطیلات و تفریحشان بهجاست، با افزایش ۲ ساعت کاری، ۱۴ درصد خطاهایشان بیشتر شد. حالا در ایران که پرستار به دلیل بحران معیشتی مجبور است سه شیفت کار کند، طبیعتاً تمرکز ندارد و نمیتواند مراقبت مناسبی از بیماران انجام دهد.»
او تأکید کرد: «آمار خطای پرستاران، شاخص بسیار مهمی در نظام سلامت است و هرچه این آمار افزایش یابد، مرگومیر بیماران هم بیشتر میشود. خساراتی که در حال حاضر مردم تحمل میکنند، بسیار زیانبار است. در حال حاضر حقیقتاً مردم حداقل مراقبتهای لازم را در بیمارستانها دریافت نمیکنند و بعضاً دچار مرگومیر میشوند.»
افزایش دانشجویان پرستاری بهجای پیشگیری از خروج پرستاران
شریفی مقدم با بیان این که در حال حاضر تنها راهکار دولت این است که هر سال ظرفیت دانشجویان پرستاری را بیشتر کند، گفت: «در سالهای اخیر تعداد پذیرش دانشجویان پرستاری را از سالانه ۵ هزار نفر به سالانه ۲۰ هزار افزایش دادهاند، یعنی ظرفیت پذیرش پرستاری را چهار برابر کردهاند، آن هم بدون مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی. آنها معتقدند که هرچقدر میتوانیم باید پرستار تربیت کنیم، چون پرستاران مانند دوره سربازی مجبورند دو سال طرح بگذرانند. اما دانشجویان پرستاری بهویژه در دانشگاه آزاد با بدترین مدل آموزش تحصیل میکنند. به حدی که طرز رگ گرفتن که یک نکته ساده در پرستاری است را نمیدانند.»
او ادامه داد: «در اورژانس بیمارستانی که باید ۶ پرستار حضور داشته باشد، ۳ پرستار حاضر هستند و باید به۵۰ تا ۶۰ بیمار رسیدگی کنند، بنابراین پرستاران باتجربه فرصت نمیکنند که به پرستاران جدید آموزش بدهند. حتی یکی از همکاران درباره بعضی از پرستاران طرحی میگفت که «انگار از سر خیابان او را آوردهاند و هیچ آموزشی ندیده است.» اکنون ۴۰ هزار نفر از نیروهای وزارت بهداشت، پرستاران طرحی هستند که باید ۲ سال را در بیمارستانها بگذرانند. در این سیستم استثمارگونه موجود، پرستاران هم مانند سایر مردم بهدنبال کالابرگ و یارانه و درگیر معیشت هستند.»
پرستاری در دست سیستم وزارت بهداشت و نهادهای امنیتی است
دبیرکل خانه پرستار ایران با بیان این که پرستاران هم باید با مراجعه به حراست، وزارت اطلاعات و دیگر نهادها، تأییدیه بگیرند، تأکید کرد: «نظام پرستاری ما کاملاً امنیتی شده است. افراد زیادی، از جمله بنده که جزو بنیانگذاران نظام پرستاری بودم، رد صلاحیت شدهام و در دو سال گذشته، بیشترین برخوردها با فعالان صنفی صورت گرفته است. بهعنوان مثال، گفتهاند که باید هیأت مدیره نظام پرستاری شاهرود را به دلیل مطالبهگری عوض کنند، یکی را به دادگاه احضار کردند و دیگری را به هیات تخلفات و ... . یعنی در حقیقت نظام پرستاری امنیتی شده و ابزاری در دست سیستم پزشکسالار وزارت بهداشت است و پرستاران، آن را قبول ندارند. هر وقت هم فعالان صنفی مستقل صحبت میکنند، با برخوردهای امنیتی مواجه میشوند. پرستاری تحت فشار و در دست سیستم وزارت بهداشت و نهادهای امنیتی است.»
او همچنین خاطرنشان کرد: «درست است که پرستاران هم مانند همه مردم تحت فشارند، ولی علاوه بر آن، دغدغه آسیب دیدن مردم را هم دارند، چون بسیاری از افراد حقوق سلامت خود آگاه نیستند. وقتی فردی جان میبازد، میگویند که سرنوشت او بوده است، در حالی که بخشی از مرگومیرها به دلیل کمبود پرستار و نبود پزشک و مشکلات مدیریتی حوزه سلامت رخ میدهد. واقعاً وضعیت پرستاری بسیار سخت و پیچیده است.»
پرستاران دچار فروپاشی روانی شدهاند، اما وزارت بهداشت اجازه انتشار تحقیقات را نمیدهد
شریفی مقدم با تأکید بر این که پرستاران دچار فروپاشی روانی هم شدهاند، گفت: «تعداد مرگهای پرستاری واقعاً بیش از حد است و وزارت بهداشت هم آمارها را بهصورت شفاف اعلام نمیکند. مثلاً دو ماه پیش گفته شد که «دو پرستار در فاصله یک هفته در کرمانشاه خودکشی کردند.» اما این موضوع شفاف نمیشود، چون پزشکی قانونی دلایل این حوادث را اعلام نمیکند. هر طور حساب کنیم، یک بخش از فوت پرستاران جوان به شغل آنها برمیگردد. یعنی بسیاری از پرستاران دچار بحرانهای روحی میشوند و یا خودکشی میکنند یا به شکل دیگری جان میبازند. وزارت بهداشت علت فوت را اعلام نمیکند، اما شرایط پرستاری مانند شرایط دیگر مردم بحرانی است و پرستاران دچار مشکلات جدی هستند. دود این مشکلات نهتنها به چشم پرستار و خانوادهاش میرود، بلکه نهایتاً اثرش را روی کیفیت کار پرستاران میگذارد که متأسفانه باعث میشود مردم نیز دچار مشکل شوند.»
او در پایان تأکید کرد: «وزارت بهداشت آمار دقیق مرگ و میر پرستاران را منتشر نمیکند. حتی درصد خطای پرستاری را هم اعلام نمیکند. در خارج از کشور، سیستم گزارشدهی وجود دارد و پرستاران خطاهای خود را گزارش میکنند. موضوع مهم، برخورد با این خطاهاست. در خارج از ایران، به دنبال علت بروز یک اشتباه میگردند و بررسی میکنند که آیا پرستار با مشکل خانوادگی، روحی یا اقتصادی روبهرو است یا خیر؟ اگر مشکلی وجود داشته باشد، سعی میکنند که آن را برطرف کنند تا دیگر خطایی رخ ندهد. در ایران اما اگر پرستار خطایی کند، کارانهاش قطع میشود و هزار جور مشکل برایش درست میکنند. به همین دلیل است که سیستم گزارشدهی در نظام پزشکی و بیمارستانی ما عملاً تعطیل است. حتی اجازه نمیدهند نتایج پژوهشها و بررسیهایی که گاهی دانشجویان درباره علل و آمار وقوع حوادثی مثل فوت پرستاران انجام میدهند، منتشر شود و دادهها در اختیار هیچکس قرار نمیگیرد.»
منبع: دیدهبان ایران