آیا روانگردانها هویت و شخصیت انسان را بازنویسی میکنند؟
پژوهشی تازه نشان میدهد روانگردانها شاید فقط علائم سلامت روان را تغییر ندهند؛ ممکن است هدفها، ارزشها، روابط و مسیر زندگی فرد را هم دگرگون کنند.
به گزارش سایت دیدبان ایران، در سالهای اخیر، روانگردانهایی مانند سیلوسایبین، الاسدی و آیاهواسکا از ریشههای آیینی و ضدفرهنگی به فضای درمان نیز راه پیدا کردهاند و موجی از پژوهشهای علمی، فواید آنها برای سلامت روان را سنجیدهاند. بااینحال، بهنظر میرسد تمرکز بیشتر این مطالعات بر تغییرات سنجشپذیر در نشانههای روانی بوده و تصویر بزرگتر را از قلم انداختهاند؛ تصویری که نشان میدهد روانگردانها یا همان سایکدلیکها چگونه شخصیت، باورها و در نهایت شیوه زندگی افراد را دگرگون میکنند.
بهگزارش آیافال ساینس، جیک آدی، روانشناس دانشگاه میشیگان، توضیح میدهد که بسیاری از این موارد بهطور معمول در پیامدهای کارآزماییهای بالینی روانگردانها ثبت نمیشوند. او میافزاید: «خیلی از موارد معمولا در پیامدهای کارآزماییهای بالینی با روانگردانها مستند نمیشوند. چیزهایی مثل اینکه آیا شغلتان را عوض کردید یا تغییری بزرگ در رابطهتان داشتید، یا آیا پس از مصرف روانگردانها در حس معنویت شما نیز تغییری ایجاد شد؟ این موارد در پژوهشهای روانپزشکی معمولی در نظر گرفته نمیشوند.
آدی و همکارانش در مطالعهای تازه تلاش کردند تا دقیقا همین دگرگونیهای گسترده بر اثر مصرف روانگردانها در مسیر زندگی افراد را ثبت کند. تیم با بررسی ۵۸۱ نفر که این مواد را مصرف کرده بودند، دریافتند ۸۳ درصد دستکم یک تغییر بزرگ در زندگی خود را در نتیجهی تجربههای تغییردهنده ذهن گزارش کردهاند.
سایکدلیکها به تغییرات شخصیتی در حوزه گشودگی به تجربههای تازه منجر میشوند
انگیزهی تیم مطالعه، شنیدن همین روایتهای فراوان از افرادی بود که برای نمونه، با مصرف قارچهای روانگردان یا «مجیک ماشروم» به این نتیجه رسیده بودند که میخواهند شغل خود را رها کنند یا تصمیمی مشابه بگیرند. آدی در توضیح مشاهدات میگوید: «هدف مطالعه شنیدن همهی این داستانها بود؛ مثلا افرادی که قارچ جادویی مصرف کرده بودند و ناگهان فهمیده بودند میخواهند شغل وکالتشان را رها کنند و یک فروشگاه سفالگری باز کنند یا چیزی شبیه آن. تا حدی کلیشهای است، اما از همین جور چیزها زیاد میشنوید.»
البته یافتههای پژوهش تنها به تغییر در هدفها و ارزشها محدود نبود، بلکه پیامدهای ملموسی مانند تغییر عادات غذایی، تغییر مسیر شغلی و حتی رفتارهای مرتبط با جنسیت را هم در بر میگرفت. نکتهی مهم این بود که تقریبا همهی تغییرات بزرگ زندگی مثبت ارزیابی شدند و کمتر از یک درصد افراد تجربهی خود را منفی توصیف کردند. حالا، دادههای واقعی در کنار روایتها قرار گرفتهاند و نشان میدهند که روانگردانها واقعا میتوانند نوعی بازآرایی بزرگ در شیوهی زندگی افراد ایجاد کنند. پرسش بعدی برای دانشمندان این است که روانگردانها دقیقا از چه راهی چنین اثرات دگرگونکنندهای را بهوجود میآورند.
در دههی گذشته، پژوهش دربارهی اثرات عصبزیستی روانگردانها بیشازپیش افزایش یافته است. اکنون، شواهد نشان میدهد که این مواد الگوهای ارتباطی مغز را تغییر میدهند، فعالیت بیشازحد شبکهای موسوم به «شبکه پیشفرض» را کاهش میدهند و زمینه را برای شکلگیری ارتباطی خودانگیختهتر میان بخشهای مختلف مغز فراهم میکنند.
اکنون، پژوهشگران میکوشند تا دریابند سیگنالهای عصبی چگونه به تغییرات واقعی در شخصیت، باور و رفتار تبدیل میشوند. آدی میگوید: «سایکدلیکها به تغییرات شخصیتی در حوزهی گشودگی به تجربههای تازه منجر میشوند و این تا حدی با توانایی فرد برای ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی سازگار است.»
چندین مطالعه نیز اثر مشابهی را ثبت کردهاند و دادهها نشان میدهد ویژگیهای تازهی شخصیتی تا یک سال کامل پس از مصرف سیلوسایبین همچنان بالا باقی میماند. همچنین، گشودگی بیشتر برای توضیح نتایج مطالعهی دیگری نیز مطرح شده که نشان داده است مصرف سایکدلیکها با تغییر در باورها دربارهی ماهیت واقعیت، همبستگی بسیار بالایی دارد.
برای نمونه، آزمایشی نشان داد افرادی که مواد روانگردان را بهطور مکرر مصرف میکنند، اغلب از باور خود به جهانی کاملا مادی فاصله میگیرند و بیشتر به سمت ایدهی همهجانانگاری یا «پانسایکیسم» گرایش مییابند. بهگفتهی نویسندگان آن مطالعه، دیدگاههای تازه با باورهایی که معمولا به جوامع بومی، از جمله برخی جوامع آمازون که آیاهواسکا را بخشی از میراث فرهنگی و دینی خود میدانند، نسبت داده میشود، شباهت دارد.
در همین حال، مطالعهای جداگانه نشان داده است که مصرف روانگردان با افزایش حس «معنا در زندگی» پیوند دارد و این اثر بهویژه در افرادی چشمگیرتر است که گرفتار دیدگاههای منفی ریشهداری هستند که مانع شکلگیری معنا در زندگی میشود.
روانگردانها در صورت کاربرد درمانی، باید تنها با نظارت تخصصی استفاده شوند
یافتهی مهم دیگر، این است که افزایش حس معناداری زندگی با تجربههای عرفانی و «فروپاشی من» فرد در حین اثر دارو همبستگی دارد. برخی جنبههای تجربههای سایکدلیک ممکن است به گشودن تغییرات بزرگ در نگرش افراد نسبت به زندگی کمک کند.
آدی میگوید مردم تغییرات خود را مثبت میبینند و واقعا دشوار است که بتوان آن را نادیده گرفت. او توضیح میدهد: «بهطور کلی، چیزهایی که مردم گزارش میکنند بسیار اجتماعیمحور و مثبت بهنظر میرسد. مثل قدردانی بیشتر، توجه بیشتر به طبیعت، تجربههای زیباییشناختی عمیقتر و درگیری بیشتر با هنر.»
اما یافتههای مطالعات مذکور بههیچوجه به معنای بیخطر بودن یا توصیه به مصرف خودسرانهی مواد روانگردان نیست؛ این مواد میتوانند اثرات روانی عمیق و گاه پیشبینیناپذیری داشته باشند. روانگردانها در صورت کاربرد درمانی، باید تنها در چارچوب پژوهشهای علمی یا با نظارت تخصصی استفاده شوند، نه به عنوان راهکاری برای خوددرمانی یا ایجاد تغییر در زندگی.
آدی نیز تاکید میکند که یافتههای مطالعات بهمعنای دعوت از همه برای مصرف مواد روانگردان نیست و هنوز به پژوهشهای بسیار بیشتری نیاز است تا دامنهی کامل خطرها و فواید مصرف این مواد آشکار شود. او در پایان میافزاید این مواد نه سرازخود، بلکه باید بهدرستی استفاده شوند.
گزارش صرفا با هدف اطلاعرسانی علمی منتشر شده است و بههیچوجه بهمنزلهی تأیید یا توصیه به مصرف مواد روانگردان نیست. هرگونه تصمیم درمانی باید با مشورت متخصص سلامت روان انجام شود.